
هر کسی که بگوید از روابط صمیمی ما ایرانیها ( تمام ما ایرانیها) با کشور دوست و همسایه ( البته با کمی فاصله) چیزی نمیداند قعطاً یا مخیلهاش دچار اشکال شده یا به کل مفسد فیالارض است. چاوز دوست ماست و ما باید دوستش داشته باشیم. هر که بگوید نه از ما نیست که حکماً برماست. اما حالا و از این تاریخ نمیتوانم بگویم که آیا به راستی چاوز دوست ماست یا خیر. آخر خبری را شنیدهام که هوگو چاوز، این دوست ونزوئلایی ما که برای سخنرانی در نشست مجمع عمومی سازمان ملل متحد به نیویورک سفر کرده بود، در حین تماشای یکی از آثار الیور استون کارگردان معروف امریکایی، شیفته یکی از ستارگان و هنرپیشگان هایوودی شد. ای وای بر من. نکند اسلام به خطر افتد. گفته میشود که چاوز سخت عاشق سینه چاک این بیوه زن امریکایی شده و بارها با او شوخی کرده و با تشبیه کردن وی به بیوه زن ثروتمند، از او برای سفر به کاراکاس پایتخت ونزوئلا دعوت کرد. حالا این سرکار علیه را بگویید که نه گذاشته و نه برداشته و از پذیرفتن دعوت چاوز خبر داده است.
اینجای داستان را داشته باشید. حساب کنید که یک جوان در ایران با دیدن یک فیلم عاشق یک نفر شود. چه برخوردی با او صورت میگیرد. در گام اول شکی نیست که مورد تمسخر دیگران قرار خواهد گرفت. حالا حساب کنید یک جوان در خیابان عاشق یک نفر شود. حکما انگل جامعه لقب خواهد گرفت. حالا حساب کنید که یک جوان ثروتمند باشد. حکماً مفسد خواهد بود. حالا فرض کنید این جوان از دوستان یکی از مدیران باشد. حتماً از چرخه دوستانش خارج خواهد شد. حالا فرض کنید این جوان اصلاً جوان نباشد. حالا فرض کنید این جوانی که اصلاً جوان نیست چاوز باشد. حالا فرض کنید این فرد یکی از دوستان صمیمی همه ماست. از همه بدتر این مرد عاشق یک آمریکایی شده است. ای وای
+
نوشته شده در جمعه دهم مهر 1388ساعت 14:11 توسط سید محمد حسین(ایلیا)هاشمی
|