تبليغاتX
دست‌نوشته‌ای که نابود می‌شود - نوستالژی رکاب و کتاب

دوچرخه سواریوقتی قدیمی‌تر برایمان از گذشته و دوران تحصیلشان تعریف می‌کنند همیشه در یک موضوع مشترکند. قریب به اتفاق آنها از دوچرخه بیست و هشتشان می‌گویند که برای رفتن به مدرسه سوار بر آن می‌شدند. کتاب‌هایشان را در دستمالی می‌پیچند و به اصطلاح روی باربند آن سوار می‌کردند. در میانه راه رفیق شفیقشان را هم سوار می‌کردند تا ترک آنها بنشینند و برای تحصیل به مدرسه بروند. همیشه از اینکه کتاب‌هایشان می‌ریخت می‌خندند. از اینکه برای پنچری گرفتن دوچرخه‌شان یک زنگ کلاس را از بین می‌برد هنوز با شیطنت یاد می‌کنند و در آخر هم آهی از عمر گذشته می‌کشند و می‌گویند کاش هیچ وقت زمان جلو نمی‌رفت. شاید برای ما امروزی‌ها که تنها شنیده‌هایی از آن دوران داریم سریال قصه‌های مجید بهترین نمونه موجود برای زمان نه چندان دور باشد. زمانی که دانش‌آموزان آن دوره و پدران و مادران امروز مثال مجید داستان از دوچرخه استفاده می‌کردند و به ترس تسبیح و خودکار معلم رکاب را تا می‌شد سریع حرکت می‌دادند. اما امروز دیگر هیچ خبری از این حس زیبا نیست. اگر امروزی‌ها بخواهند از خاطرات دوران مدرسه‌شان به نسل‌های آینده خاطره‌ای را منتقل کنند اصلاً حرفی برای گفتن ندارند. اصلاً می‌خواهند چه بگویند. لابد می‌خواهند بگویند که صبح، بعد از نوشیدن یک لیوان شیرکاکائو و احیاناً یک لیوان آب پرتقال کفش‌های فلان مارک خارجی‌‌ام را می‌پوشیدم و منتطر می‌شدم تا سیمای آن مرد مهربانی که اصولاً در باران نخواهد آمد یعنی همان سرویس مدرسه را در آیفون تصویری ببینم و در ماشینش بنشینم و در این میان احتمالاً شیرین‌ترین خاطره‌شان خوابیدن در اتومبیل او باشد. قضاوت با خودتان که کدام یک شیرین‌تر است. عجب دور و زمانه‌ای شده است این دور و زمانه ما. آنقدر مسخ و محصور روزمرگی و تکنولوژی شده‌ایم که خواسته یا ناخواسته فرزندانمان هم دچار کرده‌ایم. حال در این شرایط خوشحال کننده است خبر راه‌افتادن خطوط دوچرخه‌سواری برای دانش‌آموزان منطقه هشت و 22 تهران. همین اتفاقات ساده دلیلی شد تا اینبار و به بهانه آغاز سال تحصیلی جدید یک نوستالژی زیبا را یادآوری و پیشنهاد کنیم. سفر به مدرسه با دوچرخه. نوستالژی رکاب و کتاب.
 

تاریخچه دوچرخه سواری در تهران

اوایل دهه هشتاد بود که شهردار وقت تهران، اعلام کرد به جهت افزایش استفاده شهروندان تهرانی از دوچرخه، طرح خط دوچرخه‌سواری را در پایتخت اجرایی خواهد کرد. این طرح از کوی دانشگاه تهران در خیابان امیرآباد آغاز می‌شد و تا میدان ولیعصر (عج) ادامه پیدا می‌کرد. در مدت زمانی که این خط در کنار بلوار کشاورز جا خوش کرده بود به جرات می‌توان گفت که در بهترین شرایط روزانه تنها بین دو تا پنج دوچرخه از آن رفت و آمد می‌کرد. بعدها هم که اسکیت در میان جوانان شهره شد، عده‌ای اسکیت‌سوار، چراغ‌های رنگارنگ آنجا را بهانه کردند تا در این خط سبز که خواسته یا ناخواسته در بعضی بخش‌هایش به جهت استفاده ارگان‌های مختلف مثل آب و فاضلاب چاه و امثالهم یافت می‌شد، اسکیت‌سواری کنند. این تراژدی ادامه پیدا کرد تا تغییراتی در مدیریت شهری ایجاد شد. بی‌توجهی مدیریت وقت شهرداری به خط دوچرخه‌سواری، کاری کرد تا این خط در مدت یکی دو ماه، کنده و به شرایطی که امروز شهروندان شاهد آن هستند تبدیل شود. آن دوره هیچ کس از مدیر شهر نپرسید که اصلاً به کار گرفتن خط سبز با چه توجیه علمی صورت گرفت و هیچ کس هم نپرسید که چرا و با چه دلیلی بر آن، خط بطلان کشیده شد. نمونه این اتفاق ناخوشایند را چندین بار دیگر در تهران شاهد بودیم اما آنچه همیشه در سناریوی غمناک دوچرخه سواری در تهران تکرار می‌شد این بود که روزی بخشی از تهران سبز رنگ و چند پیکان سفید در آن به نمایش گذاشته می‌شد و روزی دیگر این خط را همگان به دست فراموشی می‌سپردند. اتفاقاتی که گرچه ذهن پرمشغله و فراموش‌کار ما تهرانی‌ها آن‌ها خیلی زود فراموش می‌کند اما خاطره پایتخت آنها را در کنج دلش نگه‌ می‌دارد.

وقتی دوچرخه سواری احیا شد

تراژدی غم‌انگیز استفاده از دوچرخه در تهران ادامه پیدا کرد تا مدیریت کنونی شهرداری کلیددار مدیریت تهران شد. شهردار تهران که بسیار سعی داشت و دارد طرح‌های روز دنیا را در شهر ناشهر تهران بومی سازی و سپس اجرایی کند در اولین گام مطالعات طرح خط سبز دوچرخه سواری منطقه دو و شش را مسکوت گذاشت و اولین خط ویژه دوچرخه سواری در تهران را که به پشتوانه مطالعات مختلف صورت گرفته بود، آبان‌ماه سال گذشته با بیش از دو هزار دوچرخه در منطقه هشت پایتخت اجرایی کرد. طرحی که در آن بنا شد تا شهروندان تهرانی با استفاده از دوچرخه در سطح محدوده حرکت کنند و حتی برای سفرهای طولانی خود نیز تا رسیدن به یک ایستگاه مترو، دوچرخه را مورد استفاده قرار دهند. اکنون نزدیک به یک سال از آن زمان می‌گذرد و شهرداری تهران نوید آن را داده تا در دو منطقه‌ای که از نظر توپوگرافی امکان استفاده از دوچرخه برای شهروندان را دارد، دانش‌آموزان و دانش‌جویان از دوجرخه استفاده کنند. طرحی که بی‌شک در صورت استقبال، فراگیری و همچنین ارائه امکانات لازم در مدت زمان کوتاهی نه تنها بخشی از بار ترافیک و حجم آلودگی هوا را کاهش می‌دهد بلکه می‌تواند همانند بسیاری از کشورهای اروپایی، به عنوان یکی از امکانات به روز برای اجرای طرح‌های گسترده‌تر به حساب آید.

رکاب زنان تا مدرسه

حال این امکان فراهم شده است. شهروندان و خصوصاً دانش‌آموزان مناطق هشت و 22 پایتخت می‌توانند با استفاده از دوچرخه به محل کار و تحصیل خود برسند. در این شرایط به نظر می‌رسد که در صورت نگاهی علمی، استفاده دوچرخه برای بسیاری از ما فراهم باشد. وسیله‌ای که نه تنها کاهش بار ترافیکی و حجم آلودگی هوا را به دنبال دارد بلکه می‌تواند برای سلامتی خودمان هم مفید باشد. پس بیراه نیست اگر بگوییم امتحان کردن دوچرخه ضرری ندارد. کما اینکه مسوولان شهرداری تهران اعلام کرده‌اند اگر استقبال از دوچرخه‌سواری، در مدارس و دانشگاه‌های سایر مناطق تهران نیز وجود داشته باشد توانایی دارند متناسب با درخواست‌ها، امکانات تردد با دوچرخه برای دانش‌آموزان و دانشجویان را در تمام مناطق فراهم کنند.

مراکز آموزشی معطل نکنند

حال همه شرایط برای استفاده دانش‌آموزان در دو منطقه هشت و بیست و دو فراهم شده و گفته می‌شود که شهرداری تهران برای هر آموزشگاه یا مرکز آموزشی که خواهان تسهیلات دوچرخه‌سواری باشند امکان ارایه تسهیلات دوچرخه‌سواری را دارد. شاید این حرکت راهی باشد تا دانش‌آموزان و دانشجویان به جای وسایل نقلیه شخصی با دوچرخه سفر کرده و ضمن کاهش ترافیک به کاهش آلودگی هوا کمک کنند. حالا بد هم نمی‌شود شرایطی ایجاد شود تا دانش‌آموزان برای مسافت‌های طولانی‌تر امکان استفاده از دوچرخه را تا اولین ایستگاه مترو داشته باشند. با این شرایط به نظر می‌رسد که مراکز آموزشی باید در اقدامی هماهنگ عزم خود را برای اجرای هر چه بهتر این طرح به کار بگیرند. طرحی که بی‌شک در آینده‌ای نه‌چندان دور برای تهران و شهروندانش ثمرات بسیاری را به همراه دارد.
در هر صورت این طرح روزنه امیدی را ایجاد می‌کند تا در صورت استقبال شهروندان شهر تهران اندکی به سمت تمیزی حرکت کند و کمی از خاکستری بودن خارج شود. حال تا شهروندان چه را خواهند و میلشان به چه باشد

+ نوشته شده در جمعه سوم مهر 1388ساعت 22:3 توسط سید محمد حسین(ایلیا)هاشمی |