هر کسی که بگوید از روابط صمیمی ما ایرانیها ( تمام ما ایرانیها) با کشور دوست و همسایه ( البته با کمی فاصله) چیزی نمیداند قعطاً یا مخیلهاش دچار اشکال شده یا به کل مفسد فیالارض است. چاوز دوست ماست و ما باید دوستش داشته باشیم. هر که بگوید نه از ما نیست که حکماً برماست. اما حالا و از این تاریخ نمیتوانم بگویم که آیا به راستی چاوز دوست ماست یا خیر. آخر خبری را شنیدهام که هوگو چاوز، این دوست ونزوئلایی ما که برای سخنرانی در نشست مجمع عمومی سازمان ملل متحد به نیویورک سفر کرده بود، در حین تماشای یکی از آثار الیور استون کارگردان معروف امریکایی، شیفته یکی از ستارگان و هنرپیشگان هایوودی شد. ای وای بر من. نکند اسلام به خطر افتد. گفته میشود که چاوز سخت عاشق سینه چاک این بیوه زن امریکایی شده و بارها با او شوخی کرده و با تشبیه کردن وی به بیوه زن ثروتمند، از او برای سفر به کاراکاس پایتخت ونزوئلا دعوت کرد. حالا این سرکار علیه را بگویید که نه گذاشته و نه برداشته و از پذیرفتن دعوت چاوز خبر داده است. خبر فوری: صدا و سیمای ایران به شدت به کاندیداهای ریاست جمهوری لطف کرده و به هیچ عنوان حمایتی هر چند کوتاه هم از احمدی نژاد نداشته است. بر این اساس ميرحسين موسوي101 ثانيه، محسن رضايي 60 ثانيه، مهدي كروبي 76 ثانيه و محمود احمدينژاد20 دقيقه فرصت دارند تا از خود دفاع كنند.
بی شک صدا و سیمای ایران هیچ حمایتی از احمدی نژاد نکرده است !!!
اینکه همیشه ایران باید یک شکل باشد و همه دنیا شکلی دیگر برایمان باید به عادتی تبدیل شده باشد که ترکش موجب مرض است. دیگر این عادتمان شده که اجنبیها!!! چهرهای دیگر را از ایران نشان دهند. چهرهای که آنطور که باید و شاید دلخواه ما نیست. دلخواه ما نیست که هیچ، بلکه در بسیاری از مواقع به دهانمان هم خوش نمیآید. اما هنوز متفکر از آنم که چرا خود ما ایرانیها و مشخصاً برخی از مسوولان ما، خواسته و ناخواسته بر این موضوع دامان میزنند. البته که از بعضی از مسوولانمان هم نباید توقع دیگری هم داشته باشیم. آنها سیاستهای خود را در طول سه چهار سال گذشته کاملاً نشان دادهاند و همین سیاست آنها در عرصه بینالمللی هم باعث شده تا بسیاری از کشورهایی که تا دیروز برای ما ارزشی قائل بودند امروز کمترین توجه را به ما بکنند. در همین رابطه بود که امروز سایت اصلی یاهو، تصویری از روکسانا صابری- خبرنگار امریکایی که بتازگی به جرم جاسوسی برای امریکا به ۸ سال زندان محکوم شده است- را با این تیتر منتشر کرد که رییس جمهور ایران برای خبرنگار آمریکایی اصرار بر دفاع کامل دارد. البته نمیدانم این را درست ترجمه کردهام یا نه. اما امیدوارم همین چند کلمه انگلیسیام کمکم کرده باشد. واقعیت این است که اگر در ظاهر این خبر نشان از آن داشته باشد که رییس جمهور ایران شخصاً پیگیر دفاع از یک زندانی محبوس شده به هشت سال زندان است دفاع کرده و چهره او را که در صحنه جهانی با افت و خیز از نظر محبوبیت روبروست را کمی روشن کند اما به نظر میرسد که این بیشتر از آنکه بخواهد به نفع ما تمام شود به ضرر ما تمام خواهد شد. کاش به جایی برسیم که توانایی آن را داشته باشیم که در صحنه جهانی نبض تپندهای باشیم و نگذاریم به همین راحتی یک اتفاق باعث شود تا یکی از پر مخاطب ترین سایتهای دنیا انطور که میخواهد بر له یا علیه ما صحبت کند. کاش این ما باشیم که یک خبر را جهانی کنیم نه اینکه افرادی باشند که خبر را برای ما جهانی کنند. آنطور که به نفع خودشان است.

متن این خبر را ایــــنـــجــــــــــا بخوانید
امروز سالگرد حادثه برخورد هواپیما به برج های دو قلوی تجارت جهانی است. فارغ از هرگونه نگاه سیاسی و برداشت های غیر قابل قبول و منفعت طلبانه باید پذیرفت که این حادثه آغازی شد برای مشکلات بسیاری که از دوره دامان کشورهای فراوانی از جمله افغانستان، عراق، لبنان و حتی ایران را گرفت. در نگاهی منصفانه و در شرایطی که این حادثه یک حادثه از پیش تعیین شده به منظور اهداق تروریستی به حساب آید مسوولان تمامی دول جهان باید به این سوال پاسخ دهند که چرا از آن دوران تا کنون همیشه یک پای این کشمکش ها را مسلمانان تشکیل می دادند. به عبارت بهتر می توان اینطور تصور کرد که چرا ملت های مسلمان نتوانستند آنطور که باید و شاید در راستای ایجاد وحدت و مبارزه موثر برای جداشدنشان از کلمه تروریست تلاش کنند. این ماجرایی است که امروز برای دول مسلمان نشین مشکل ساز شده است.
رئیس جمهور روسیه برای اولین بار طی چندین سال اخیر به ایران آمد. این خبری بود که بیشتر محافل خبری دنیا را به سمت خود سوق داد. خبری که شاید می شد آن را پیش بینی کرد اما تاریخ آن ماه ها در حالت غریب الوقوع بودن ملعق بود.
پوتین زمانی به ایران آمد که شاید بتوان آن را بهترین موقعیت از لحاظ بین المللی دانست تا از ایران هر آنچه را که طلب کند، ایران در طبق اخلاص قرار دهد و از روی کرم حتی خم به ابرو نیاورد.
پس از سفر پر ماجرای محمود احمدی نژاد رئیس جمهوری ایران به نیویورک برای شرکت در مجمع عمومی سازمان ملل متحد و جنجال هایی که در طی آن سفر به وجود آمد می شد این نتیجه را گرفت که سران کشورهای مختلف پس از مدتها کشمکش به دلایل گوناگون از جمله بحث همیشه داغ انرژی هسته ای نگاه خود را به سمت ایران معطوف کنند چرا که موقعیت را آنچنان آماده می دیدند که حتی اگر میل باطنی شان هم سفر به ایران نباشد اما خود را به این سفر مجاب کنند. این موضوع تا آنجا پیش رفت که پوتین در عین مخالفات های بسیار مبنی بر نبود امنیت جانی اش در ایران برنامه سفر خود را به هیچ عنوان تغییر نداد و در زمان مقرر شده به ایران آمد.
پس نباید شک به دل راه داد که پوتین سفر به ایران به منظور شرکت در مجمع سران کشورهای حاشیه دریای خزر را بهانه ای قرار دهد تا با هر کدام از مسئولینی که تمایل داشته باشد به بحث بنشیند و اگر موقعیت هم محیا گشت از آب گل آلود ماهی بگیرد. حال این ماهی می تواند دریای خزر باشد یا هر چیز دیگری .
البته در این میان نباید فراموش شود که ایران در مورد بحث انرژی هسته ای خود را به صورت عجیبی به روسیه وابسته کرده است و یکی از شریان های اساسی در این زمینه کشور روسیه است و باز هم می توان این پیش بینی را کرد که پوتین در این سفرش می تواند مسائل حاشیه ای بسیاری را پیش بکشد حال چه بحث هواپیما های ابرانی و خلبان های روسی باشد و یا هر مبحث دیگری که به دلیل پاره ای از روابط آشکار و پنهان ایران با روسیه می تواند محور بحث رئیس جمهور روسیه با مقامات و مسئولان ایرانی باشد.
اما به نظر می رسد که در مورد سفر پوتین به ایران باید صورت دیگر مسئله را نیز در نظر گرفت. روسیه کشوری است که پس از منحل شدن اتحاد جماهیر شوروی سابق توانست تمام قیودی را که به ناچار بند به او بودند را از خود جدا کند و تمام قوای نظامی و اقتصادی خود را منحصراً به خود اختصاص دهد. روسیه به طور قطع به یقین یکی از ابرقدرت ها در زمینه تولید نفت است چرا که نعمت لایذالی از طلای سیاه زیر خاک هایش پنهان است و هم اکنون به بالاترین قیمت به فروش می رسد . همچنین روسیه به وفور از انرژی گاز بهره مند است و از لحاظ تسلیحات مختلف هم که هر چه بگوییم سخنی است بی راهه چرا که هر آنچه از روسیه تقاضا شود می تواند علاوه بر ذخیره برای خود آنها را به فروش برساند. پس با این تفاسیر می توان اینگونه نتیجه گرفت که پوتین به عنوان شخص اول روسیه همانند بسیاری از کشور های دیگر چشم طمع به منابع نفت و گاز ایران ندارد و به نظر می رسد آنچیزی که وی را وادار به سفر به ایران می کند به مسائل دبگری برمیگردد.
به هر تقدیر نباید این شک را از ذهن ها خارج کرد که این سفر بیشتر از آنکه برای ایران مفیدالفایده قرار بگیرد خوشایند روسیه است و آنچیزی که در این میان احتمال معامله آن است دریای خزر است.
اما با وجود این تفاسیر باید سفر پوتین به ایران را از جهتی مثبت تلقی کرد. ایران هم در شرایط کنونی ناگزیر است که از امکانات روسیه به منظور پیشبر اهدافش در مسائل مختلف علی الخصوص انرژی هسته ای استفاده کامل را ببرد. همچنین این نکته نیز حائز اهمیت است که روسیه یکی از قدرت های جهان کنونی به شمار می آید پس هر چه بتوان این روابط را به صورت وسیع تر و همچنین آشکارتر به رخ جهانیان کشید بی شک ارزش و اعتباری بیش تری از روابط با کشورهایی همچون ونزوئلا و افرادی همچون چاوز به ایران می بخشد.
به هر صورت امید آن می رود که این سفر بتواند باعث حل پاره ای از مسائل درباره ایران شود و از طرف دیگر بیم آن می رود که این سفر باعث شود برخی از اتفاق های ناگوار ناگهان رخ دهد.
*****
در حاشیه سفر پوتین به ایران
در خبرها آمده بود که بسیاری از شخصیت ها و برخی از رسانه های گروهی پوتین را از سفر به ایران وا میدارند و علت آن را نبود امنیت جانی برای وی دانستند . اما تمهیداتی که طی امروز از ساعات اولیه صبح در اکثر نقاط شهر تهران و خصوصاً مکان های رفت و آمد رئیس جمهور روسیه صورت گرفته بود به ناگاه ذهن ها را به دوران برگزاری مراسم سران کشور ها در ایران انداخت . این موضوع نیز بسیاری جالب بود و شاید کمی هم غیر منتظره.