تبليغاتX
دست‌نوشته‌ای که نابود می‌شود

وطن امروزبعد از تجربه غلطي كه روزنامه خورشيد به عنوان روزنانه حامي دولت به بار آورد و تمام اعضاي هيئت مديره موسسه آتيه كه دست بر قضا بالانشيني در روزنامه خورشيد را هم در كارنامه كاري خود به ثبت رسانده بودند، از اين موسسه و روزنامه به صورت كاملاً محترمانه اخراج شدند،‌ نگاه بسياري از حاميان و اطرافيان محمود احمدي‌ن‍ژاد به روزنامه وطن‌ امروز روانه شد. روزنامه‌اي كه به حكم تبليغات محيطي و آنچه گوش به گوش به چرخيده است از سال پيش سياست‌گذاري‌هاي لازم را پشتوانه خود كرد و نزديك به دو ماهي هم از آغاز تبليغاتش مي‌گذرد. ( البته تبليغاتي كه با لوگوي قديمي اين روزنامه نصب و آنچه اكنون در پيش شماره‌هاي آن به عنوان لوگو استفاده مي‌شود متفاوت است.) روزنامه وطن امروز به زعم بسياري از كارشناسان روزنامه‌نگاري و اخبار واصله بنا بود تا شنبه دو هفته پيش در پيشخوان روزنامه فروشي‌ها قرار مي‌گرفت. دقيقاً همان شنبه‌اي كه خورشيد تابيدن خود را آغاز كرد. اما نظر مسوولان و دست‌اندركاران اين روزنامه اين بود كه هم‌آوايي اين روزنامه با خورشيد به جهات مختلف و خصوصاً تفاوت معناداري كه در نگاه اين دو وجود داشت دليل محكمي براي عدم انتشار موازي آن با خورشيد است. همين اتفاق باعث شد تا انتشار روزنامه وطن امروز با يك هفته تاخير در شنبه گذشته آغاز شود. اما در اين شنبه هم از آنجايي كه بنا بود بعضي از روزنامه‌هاي اصلاح‌طلب به نحوه انتشار روزنامه‌هاي زنجيره‌اي حامي دولت حمله كنند،‌ انتشار روزنامه با يك هفته تاخير مواجه شد و تصور مي‌رفت كه اين روزنامه امروز در پيشخوان روزنامه‌فروشي‌ها خودنمايي كند. اما طلسم فراگير نشدن روزنامه وطن امروز باعث شد تا اين روزنامه امروز هم رنگ آفتاب را به خود نبيند و تنها در همان پيش‌شماره‌هاي قبلي خلاصه شود. اين در حالي است كه پيش‌شماره‌هاي وطن امروز نشان از آن دارد كه اين روزنامه توان و قدرت كافي براي رقابت با ديگر روزنامه‌ها دارد و مي‌تواند به عنوان يك روزنامه قوي در حوزه دولت فعاليت كند. با اين تفاسير اين شنبه هم از كف وطني‌ها رفت و روزنامه‌اي منتشر نشد. از طرف ديگر از آنجايي كه شنبه هفته‌ آينده هم تعطيل رسمي است مي‌توان پيش‌بيني كرد كه اين روزنامه هفته آينده هم منتشر نمي‌شود و تنها جمله‌اي كه باقي مي‌ماند اين است كه شايد اين شنبه بيايد؛ شايد.

براي دوستان و همكارانم در وطن امروز آرزوي توفيق دارم   

سند آنکه قرار بود وطن 14 مهر ماه روی کیوسک باشد 

+ نوشته شده در شنبه بیست و هفتم مهر 1387ساعت 17:25 توسط سید محمد حسین(ایلیا)هاشمی |

روزنامه خورشیدهمه چیز از یک اتفاق ساده آغاز شد. اتفاق بسیار زودتر از زمانی رخ داد که تصور می‌شد. شاید این موضوع که روزنامه خورشید یا حداقل آنهایی که امروزه در این روزنامه مشغول به فعالیت هستند روزی باید ترک مسوولیت کنند و از این روزنامه بار بندند امری قابل تصور بود اما اینکه تنها پس از یک هفته از آغاز به کار رسمی این روزنامه و رفتن آن روی گیشه مطبوعات خورشید دچار تغییر و تحول شود امری غیر قابل تصور بود.
روزنامه خورشیدی که با هزار و یک دبدبه و کبکبه کار خود را آغاز کرد امروز بسیار ساده رخت بر بست تا در اختیار گروهی دیگر قرار گیرد. گروهی که به نظر همان همکارانمان در همشهری عصر هستند. این یعنی خداحافظی خورشید از دفاع بی چون و چرای دولت و سلام آن به محمد باقر قالیباف. محمد باقر قالیبافی که حتماً سیاست های جدیدی را در صورت همکاری با خورشید اجرا خواهد کرد و در این بین می توان به معمار اصلی شهر تهران محمد باقر قالیباف اطمینان کرد که در صورت فعالیت در خورشید حرکت نوینی را در عرصه مطبوعات آغاز کند.
پس فعلاً باید اینطور گفت که خورشید او بر نیای که وقت دمیدن نیست.

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم مهر 1387ساعت 17:21 توسط سید محمد حسین(ایلیا)هاشمی |

وزارت كشور بدون وزير شدموضوع ماندن يا رفتن علي كردان،‌ وزير كشور،‌ موضوعي است كه از مدتي پيش در صدر رئوس اخبار خبرگزاري ها و رسانه هاي منتقد و موافق دولت قرار گرفت. اين موضوع آنچنان بالاگرفت كه سايت يك مقام دولتي به نام احمد توكلي براي چند روزي پس از فاش كردن موضوع مدرك وزير كشور محمود احمدي نژاد، فيلتر شد و از آن پس بسياري از رسانه ها سعي كردند تا اين موضوع را به فراموشي بسپارند يا حداقل در هاله هايي از ابهام به طرح آن بپردازند.

اما پس از رفت و آمدهايي كه در مجلس هشتم صورت گرفت (مجلسي كه رياست آن را رييس قبلي كردان بر عهده دارد) همگان بر اين موضوع واقف شدند كه مقوله رفتن كردان از ساختمان ۱۹ طبقه فاطمي امري مسجل اما از طرف مجلس ناشدني است. چرا كه اگر مجلس، مشكلات كردان را بررسي مي كرد بي شك پاي لاريجاني هم به ميان كشيده مي شد و آن موقع بود كه تمام معادلات چند ساله لاريجاني به عنوان يكي از چهره هاي شناخته شده سياسي كه هم اكنون خود را براي انتخابات رياست جمهوري آماده مي كند به هم مي ريزد.

در نتيجه وقتي تمام افراد از رويكرد مجلس در خصوص مشكلات علي كردان نا اميد شده بودند اين علي كردان بود كه خود اعتراف كرد مدرك من مدركي جعلي است. اما در همين رابطه هم وي فراموش كرده بود كه لندن دانشگاه آكسفورد ندارد. به همين دليل در نامه اي كه به محمود احمدي نژاد ارسال داشت اعلام كرد كه من نمي دانستم اين مرد كه به من گفته بود مدركم از دانشگاه آكسفورد لندن است دروغگوست.

اما امروز ديگر كردان نتوانست هيچ كاري كند. او استعفاء داد تا نشان دهد محمود احمدي ن‍ژاد در انتخاب وزراي خود هيچ شانس و اقبالي ندارد و بنا نيست تا هيچ كدام از جلسات هيئت دولت با وزراي كامل برگزار شود.

در هر صورت كردان رفت و بايد منتظر جايگزين او باشيم. جايگزيني كه بي شك براي انتخابات خود را آماده خواهد كرد.

+ نوشته شده در دوشنبه پانزدهم مهر 1387ساعت 17:45 توسط سید محمد حسین(ایلیا)هاشمی |

علي كردان ،‌ وزير كشور استعفاء كردعلي كردان،‌ دومين وزير كشور ايران در دولت نهم كه بعد از مصطفي پورمحمدي ساختمان ۱۹ طبقه فاطمي را اداره مي كرد،‌چند دقيقه قبل استعفاء داد.

كردان پس از رسيدن به سمت وزارت كشور،‌ دچار جنجال هاي فراواني به خصوص در حوزه مدرك تحصيلي اش شد و همين موضوع باعث شد تا چند دقيقه قبل اين مسوول دولتي استعفاي خود را به محمود احمدي نژاد ارائه دهد.

اين مسوول كه خود به داشتن مدرك فوق ديپلم خوداعتراف كرده است و تا كنون با مدرك دكتري فعاليت كرده است، سابقه فعاليت در صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران را هم در دوره رياست لاريجاني رييس فعلي مجلس شوراي اسلامي دارد و همين امر باعث شد تا موضوع استيضاح آن به مجلس كشانده نشود.

اين خبر هنوز در سايت هاي اطلاع رساني نيامده است و اميدوارم كه جزو اولين افرادي باشم كه آن را اعلام مي كنم. موثق بودن آن هم تا حدود زيادي روشن شده است. بگذريم از اينكه سايت بلاگفا در زمان به روز رساني سايت خراب شد و ۲۰ دقيقه از وقتمان را گرفت.

+ نوشته شده در دوشنبه پانزدهم مهر 1387ساعت 17:20 توسط سید محمد حسین(ایلیا)هاشمی |

حمامدیگر از آن نامی که روزگارانی نه‌چندان دور در نقشه تهران که حاج توسط نجم‌الملك تهیه شده بود، تنها لوحی سنگی مانده و نامی که هیچ کدام از مسوولان کشور کوچکترین اعتنایی هم به آن نمی‌کنند. حمام خانم. نامی که شاید بسیاری از تهرانیان حتی یک بار هم نشنیده باشند و در صورت شنیدم هم اعتنایی به آن نکنند. حدود 430 سال پیش به دستور خواهد شاه طهماسب صفوی حمامی در تهران ساخته شد که در بازارچه نایب السلطنه قرار داشت و به همراه آن تکیه و مدرسه‌ای نیز احداث شد. این حمام در كنار مدرسه حكیم باشی قرار گرفت تا نمادی از آثار به جا مانده از عهد صفوی در تهران باشد. این حمام تاریخی که در محله چاله میدان نزدیك به دروازه دولاب قرار دارد یکی از تنها یادگاران دوران صفوی است که بعد از آنکه در سال 82 به شماره ثبتی 10411 به ثبت آثار ملی درآمد، بر خلاف تصور عموم به حال خود رها شد تا دلخوش به شکوه گذشته روزهای پایانی جلالش را به نظاره بنشیند. از آثار به جا مانده از دوران شاه طهماسب در بازارچه نایب السلطنه به جز حمام خانم و بخشی مخروبه از حسینیه‌ای قدیمی كه به جای تكیه خانم توسط صاحب دیوان ساخته شده بود، هیچ اثری باقی نمانده و مدرسه خانم نیز در همان دوران به دست افاغنه تخریب شد. آری. حمام خانم که روزگاری غبار از تن خسته تهرانیان باصفا می‌شست، خاطرات روزهای خوش اهالی بازارچه نابی‌السلطنه را در خزینه گرم و تاریک خود برای همیشه مدفون کرده و با ادامه روند کنونی به نظر می‌رسد که تا چند سال آینده از این حمام تنها نامی در ذهن دوستداران میراث فرهنگی باقی بماند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه سیزدهم مهر 1387ساعت 17:0 توسط سید محمد حسین(ایلیا)هاشمی |

سقاخانهشاید غیرقابل باور باشد که در شهرهای بزرگ امروز ایران، همان‌هایی که فوران تحرک و جنب و جوش در آنها موج می‌زند، همچنان گوشه‌هایی از صفا و صمیمیت در بخش‌های تاریخی و کهنشان پیدا شود. خانه‌هایی از کاه و گل، کوچه‌هایی که دو نفر نمی‌توانند همزمان از آنها عبور کنند و گذرهایی که روزگاری مردی و مردانگی در آنها موج می‌زد. همانجایی که بقال و قصاب و نجار و نانوانه همگی به هم احترام می‌گذاشتند و این حرمت بود که حکم می‌راند. شاید غیر قابل بور باشد که در این شهرهای شلوغ همچنان مکان‌های بی ریایی هستند که مردم در کنار آنها عاشقانه و عارفانه با خدای خویش خلوت کنند و حرف دلشان را بدون ذره‌ای از ریا به خالقشان بزنند. آری؛ هنوز سقاخانه‌هایی هستند که روزگاران را یک به یک در کنار مردمانی که گوشه‌ای از زندگیشان را گره‌ای مختل کرده گذرانده و درد دل تک‌تکشان را در حافظه دارند. هنوز در گوشه و کنار این شهرهای تو در تو سقاخانه‌هایی هستند که هبچ حریمی ندارند و ارتباطشان با عموم مردم ساده و بی‌ریاست. این مکان‌های مقدسی که در کشور وجود دارند و از حفره‌ای 30 سانتی‌متری تا بنایی بزرگ و خانه‌مانند، مساحت دارند. سقاخانه‌ها را می‌توان پدیده‌هایی اجتماعی _ مذهبی با قدمتی دیرینه نامید كه در آن آب، این مایع حیات بخش، به رایگان در اختیار رهگذران تشنه قرار می‌گیرد. این شاید ساده و کوتاه‌ترین تعریفی باشد که از سقاخانه در تمام دایرة‌المعارف‌ها وجود دارد اما باید پذیرفت که در پس این تعریف ساده و کوتاه، مفهومی عمیق و طویل وجود دارد که درک آن گوشه‌های ناشناخته‌ای از سنت و دین را به نمایش می‌گذارد و می‌توان از آن به عنوان یکی از ناب‌ترین ارکان این دین متعالی یادکرد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه سیزدهم مهر 1387ساعت 16:53 توسط سید محمد حسین(ایلیا)هاشمی |

تهرانهوا گرم است. فاصله فرودگاه تا شهر مساوی فاصله دبی تا تهران – البته با هواپیما- است. گردشگر سوار تاکسی‌های ویژه فرودگاه امام ‌می‌شود. تاکسیران هر طور که مایل باشد رانندگی و در زمان رسیدن به مقصد هر اندازه که بخواهد کرایه دریافت می‌کند. هتل‌ها خوب است. آخر تمام این هتل‌ها را یک نفر خریده و می‌خواهد نام خود را در کتاب رکوردهای گینس به عنوان صاحب بیشترین هتل در دنیا ثبت کند. سرویس هتل هم بد نیست. اما به دیگر کشورها نمی‌رسد. این کجا و آن کجا. همچنان هوا گرم است. گردشگر می‌خواهد بازدید خود را از تهران آغاز کند. تهران به دلیل پایتخت بودن وسایل راهنمای مناسبی دارد. اما این وسایل تنها در مورد تهران و بعضی شهرهای دیگر کارایی دارد. چند بروشور و کاتالوگ، چند عکس و نهایتاً یک لوح فشرده که همگی در مورد ابنیه تاریخی و مکان‌های دیدنی تهران صحبت می‌کنند. از برج ازادی و تاریخچه‌ای که زمان رضاشاه داشته تا حمام خانم و دارلفنون و هزار یک مکان سیاحتی دیگر که اسماً مورد توجه گردشگران است. مسافر از دنیا بی خبر مجدداً سوار تاکسی‌هایی می شود که این‌بار متصدیان هتل برایش تدارک دیده‌اند. اما با این وجود هیچ تفاوتی در نحوه ارائه خدمات و خصوصاً دریافت کرایه وجود ندارد. تاکسیران او را به یکی از همین بناهایی که در راهنماهای گردشگری تهران وجود دارد می‌برد. گردشگر پیاده می‌شود. منتظر است تا یک بنای سنتی را در قالب حفاظت‌های نوین ببیند. مدام این سو و آن سو را می‌نگرد اما با چهره‌ای متعجب و به همان زبان رسمی خودشان از راننده می‌پرسد: اینجا کجاست؟ راننده هم که با هزار زحمت حرف‌های او را فهمیده می‌گوید همانجایی که خواستید. آنجا همان بنایی است که می‌خواستید. گردشگر باور می‌کند و می‌رود. یک خانه‌ای که ممکن است با راه‌رفتن هم تحریب شود. خانه‌ای که جز لوح ثبت در آثار ملی شاید هیچ توضیح اضافه‌تری از آن چیزی که در راهنماها آمده نداشته باشد. خانه‌ای که حتی عدم توجه ایرانیان را به گذشته خود نشان می‌دهد. ایرانیانی که هر وقت و در هر مکانی شروع به صحبت می‌کنند ابتدا از تاریخ کهن کشور می‌گویند و سپس به اصل مطلب می‌رسند. در هر صورت گردشگر به تفحص خود در خانه ادامه می‌دهد. البته این در شرایطی است که امکان ورود به خانه وجود داشته باشد. چرا که هم اکنون ورود به بسیاری از ابنیه تاریخی تهران به دلیل فرسوده و فرتوت بودن بنا وجود ندارد و گردشگران به هیچ عنوان اجازه ورود به آن را پیدا نمی کنند. به هر ترتیب فرض را بر این می‌گذاریم که گردشگر وارد یکی از این خانه‌ها شده است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه سیزدهم مهر 1387ساعت 16:46 توسط سید محمد حسین(ایلیا)هاشمی |

خانه مدرستاریخ، بستر عجیبی از حوادث است. در روزگارانی که مشروطیت در ایران به بتی برای پیروزی حق علیه باطل تبدیل شده بود، در روزگارانی که تمام ایران یک دل و یک صدا برای مبارزه با استبداد فریاد برآورده بودند، این مدرس و مدرس‌ها بودند که با راهبری خود، گامی به پیش راندند تا ایران را برای همیشه از بند سلطه‌گران برهانند. آن روزها مدرس خانه خود را مکتبی کرد تا مشروطه را قوت بخشد. او وقتی به عنوان نمانیده دور دوم مجلس، به ایران آمد، حتی یک خانه هم نداشت. زمینی خرید تا سه باب منزل در آن بسازد. باب اول را همان زمان فروخت تا خرج ساخت و ساز منزل را درآورد. باب دوم که بنا به همان دلیل همیشگی یعنی عدم توجه مسوولان مربوطه فروریخت و گرد و خاکش هم از بین رفت و اکنون باب سوم که همان خانه اصلی سید حسن مدرس است، روزگاری را می‌گذراند که در آن مار لانه کرده و عنکبوت پادشاهی می‌کند. گرد و خاک، صفحات تاریخ پرافتخار مشروطه را دربر گرفته و قطره‌ای آب در آب‌انبارها نیست تا شاید نشانی از زندگی در این خانه به حساب آید. برگ‌های کتاب مشروطه در گوشه‌ای از انبار این خانه طعمه موریانه شده است و دیگر هیچ یادگاری از درختان توت و گیلاس مدرس که با دست‌های خود او آبیاری می‌شد نیست. گویی در این خانه که روزگاری محل نگارش نخستین قانون دادگستری و امضای اسناد مربوطه بود، هیچ صدایی از قهقهه‌های کودکانه اسماعیل، خدیجه بیگم، فاطمه بیگم و زهرا بیگم را در ذهن ندارد. گویی دست‌های لرزان مدرس که روزگاری با همان اندام لاغر خود، برگ برگ اسناد رهایی ایران را امضاء می‌کرد هیچ‌گاه به دیواره‌های این خانه کشیده نشده و پاهای ملالت کشیده او، هیچ‌گاه از پله‌های این خانه بالا نرفته‌اند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه سیزدهم مهر 1387ساعت 16:44 توسط سید محمد حسین(ایلیا)هاشمی |

كيشموقعیت جفرافیایی ایران و تمدن طولانی این کشور که در خود ده‌ها حکومت مختلف با طرز فکر متفاوت و نوع نگرش خاص به ساخت و ساز و دیگر وسایلی که امروز از آنها به عنوان میراث فرهنگی یاد می‌شود را جای داده است همگی سبب شده تا هر نقطه از این کشور پهناور به عنوان موقعیتی مناسب جهت جذب گردشگران معرفی شود. شهرهای زیبایی که هر کدام به یک شیوه خاص ساخته و امروز یادگاران دوران کهن ایران زمین هستند همگی از ایران کشوری را ساخته که توجه درست و برنامه‌دار می‌تواند از آن به کشوری بی‌نظیر در راستای جذب گردشگران به وجود آورد. همین شهرهایی که روزگارانی هر کدام به عنوان قطبی از قطب‌های حکومت کشور در ذهن ایرانیان نمایان بود و امروز به عنوان برگی از دفتر زرین تاریخ این مرز و بوم شناخته می‌شود را می‌توان یکی از بهترین موقعیت‌های کشور در راستای جذب توریسم شهری دانست؛ چرا که نه تنها نوع ساخت و ساز در آن‌ها مخصوص ایران و ایرانی است بلکه آداب و رسوم، نوع شهرسازی و بسیاری از عادات دیگر شهروندان این شهرها نیز عواملی هستند که از آنها می‌توان به عنوان ویژگی‌های  غیر قابل انکار و بی بدیل شهرهای ایران یاد کرد. شهر به شهر و قدم به قدم خاک این کشور که از شمالی‌ترین تا جنوبی‌ترین نقطه آن یادآور تاریخ و حماسه‌های فراوان است، این فرضیه را که متر به متر این خاک می‌تواند به موقعیتی برای جذب توریسم و خصوصاً گردشگران شهری تبدیل شود را دو چندان می‌کند. اما در این بین این سوال پیش می‌آید که با وجود تمام این امکانات چرا منطقه‌ای از کشور به جهت توجهات بیشتر رشد بسیار بالاتری نسبت به دیگر مناطق که  ذاتاً موقعیت‌های بیشتری نسبت به مناطق رشد یافته دارند، پیدا کرده است؟ این یکی از مهمترین سوالاتی است که به نظر می‌رسد پاسخ آن را باید از مسوولان مرتبط با صنعت گردشگری ایران جویا شد و از آنها درباره علل این ناعدالتی و ناموزونی در امر توسعه صنعت گردشگری و ایجاد شرایط جذب گردشگر پرس و جو کرد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه سیزدهم مهر 1387ساعت 16:39 توسط سید محمد حسین(ایلیا)هاشمی |

بازار تبریزبازار تبريز اين روزها در حالي ميان سياست هاي اشتباه مديران ميراث فرهنگي استان و مديران شهري ف سخت گرفتار شده كه سال ها است تمام كارشناسان زبده ميراث فرهنگي هدار مي دهند كه بازار تبريز يكي از ماندگارترين و منحصر به فرد ترين ميراث باقي مانده است كه نمي توان آن را به راحتي به فراموشي سپرد. فراموشي كه تا كنون گريبانگير چندين بازار قديمي ساير شهرها هم شده و سبب شده تا از بازار و سراهاي قديمي شهرها هيچ خبري نباشد.
اگر بازار تبريز در گذشته صاحب مسجد،مدرسه، حمام، زورخانه، يخچال و مغازه بود و در واقع زندگي در آن جريان داشت امروز آن چنان دچار تغيير و تحول شده كه نيازمند اين شده تنها   براي ثبت جهاني درميراث يونسكو كارشناسان ميراث فرهنگي زانوي غم بغل كنند كه از هويت بازار تبريز بسياري از المان ها گم شده است .
بي ترديد بازار تبريز براي معرفي به سازمان يونسکو براي ثبت در سال 2010 ميلادي نواقصي دارد که بايد در يک پلان مديريتي تعريف شده به رفع آنها پرداخت.
 موضوعاتي همچون ايمني، آتش‌سوزي، آب و فاضلاب، برق، تلفن و گاز را از مشکلات اصلي بازار تبريز  است كه  در طول سال‌هاي گذشته علاوه بر تغيير کارکرد برخي مغازه‌ها و از بين رفتن برخي واحدها همچون حمام و يخچال، معماري آنها نيز تغيير يافته است. حريم بازار و حفظ و ر عايت مسايل جانبي آن نيز از جمله مهمترين مسايل است.
 البته نكته جالب اين جا است كه اين روزها تمام مديران ميراث فرهنگي پي برده اند كه مهمترين مسئله در مورد بازار تبريز، همدلي و همراهي مديران استان ،اصناف و اتحاديه‌ها و انجمن اسلامي بازار است.
يكي از مشكلات به وجود آمده كنوني در بازار تبريز عدم جلب همکاري مردم و اصناف به عنوان صاحبان واقعي اين اثر بي‌نظير است حال آنكه بايد قبول کرد كه ثبت اين اثر برکات بي‌شماري دارد که نمي‌توان به راحتي از آن صرف نظر کرد.»


ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه دوم مهر 1387ساعت 23:16 توسط سید محمد حسین(ایلیا)هاشمی |

خانهتهران از خانه‌های تاریخی لبریز و سرریز. خانه‌هایی که هر کدام از به هزاردستانی در امر گردشگری تبدیل شود. خانه‌هایی که هر کدام از آنها بخشی از تاریخ این شهر را بیان می‌کنند و می‌توانند عظمت تاریخی طهران قدیم را برای تهرانیان امروز نشان دهند. خانه‌هایی که خشت و گلشان بوی ایران و تهران قدیم را می‌دهد و می‌‌تواند تاریخ پایتخت را به روشنی اثبات کنند. هزاردستانی که آوای توسعه گردشگری را سر داده‌اند و نوای خوش توریسم شهری را بر خطوط بی‌رمق موسیقی گردشگری تهران بنگارند. خانه‌هایی که هر کدام از آنها بخشی از هویت ایران هستند و می‌توانند از بزرگانی بگویند که هر کدام نقش مهمی را در تاریخ این کشور ایفا کرده‌اند. خانه‌هایی که در مقابل هر آنکه به بی‌هویتی تهران اصرار دارد قد علم می‌کند و نشان می‌دهد که تهران سراسر هویت است و سکوت تاریخ در این شهر شکسته می‌شود. خانه‌هایی که نشان می‌دهند در این شهر شلوغ، هنوز گوشه‌هایی از تاریخ وجود دارد. خانه‌هایی که منتظر تنفس در دنیای پرهیاهوی امروزی به دنبال روزگاری می‌گردند که فارغ از شلوغی‌های دنیال مدرن، نوستالژی زیبای هنر و زیبایی را فریاد کنند.
خانه تاریخی شهر در بی‌تفاوتی مسوولان غوطه‌ور شده‌اند
شاید اگر مدیریت واحد شهری در تهران محقق شده بود، بخش عمده‌ای از مشکلاتی که امروز گریبان خانه‌های تاریخی شهر تهران را گرفته است، مرتفع می‌شد و این خانه‌ها نفس راحتی می‌کشیدند. شاید اگر تنها یک مسوول متولی رسیدگی به تمام فعالیت‌های شهر بود، روزگار غریبی که امروز برای خانه‌های تاریخی شهر به وجود آمده است، هیچگاه به وجود نمی‌آمد. شاید اگر مسوولان آستین همت را بالا می‌زدند تا خانه‌های تاریخی تهران را مرمت کنند، امروز بخش عمده‌ای از خانه‌های رو به ویرانی تهران، احیاء می‌شدند و می‌توانستند به عنوان یکی از بزرگترین مراکز جلب توریسم تبدیل شوند. شاید اگر مسوولان با دلسوزی موضوع خانه‌های تاریخی تهران را دنبال می‌کردند، امروز هیچ کدام از خانه‌های تاریخی تهران راه افول را نمی‌‌رفتند. شاید اگر مسوولان سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری، به دو.ر از هیاهوی سیاسی که لازمه زندگی امروز شده است، به فکر خانه‌های تاریخی تهران بودند اکنون‌، به جای آنکه تعداد زیادی از خانه‌های تاریخی تهران فراموش شوند، در ذهن مردم تهران ثبت و به فکر نشان دادن قدرت تهرانیان در طول تاریخ بودند. این شایدها آنقدر زیاد است که تمامی ندارد. شاید، اگر، ای کاش و هزاران کلمه دیگر، امروز به الفاظی تبدیل شده‌اند که مسوولان و شهروندان تهرانی آن‌ها را می‌گویند اما به نظر می‌رسد این ای‌کاش‌ها هیچ‌گاه تمامی ندارد.
پروژه‌های عمرانی خط بطلانی برای خانه‌های تاریخی
امروز شهرداری تهران آنچنان درگیر پروژه‌های عمرانی شده است که گویی خانه‌های تاریخی تهران را به کلی فراموش کرده است. احداث تونل، اتوبان، بزرگراه، خیابان و پل آنچنان در صدر فعالیت‌های شهرداری تهران قرار گرفته است که تصور می‌شود مدیریت شهری تهران دیگر به فعالیت در راستای احیای بافت‌های تاریخی تهران و خانه‌های رویایی این شهر تفکری ندارد. در طول چند ماه گذشته شورای شهر پایتخت حتی یک مصوبه هم برای احیای این خانه‌ها به تصویب نرسانده است. مدیریت شهری فراموش کرده که تهران هشت میلیون نفری امروز، روزگاری محلی برای گذران زندگی بزرگان ایران بوده است. مدیریت شهری فراموش کرده که این بزرگان روزگاری در خانه‌هایی زندگی می‌کردند که امروز در حال ویرانی هستند.  امروز مدیریت شهری آنقدر مشغله و درگیری برای خود ایجاد کرده که شاید فراموشش شده در این شهر بزرگ چه موقعیت‌های زیبایی خفته است. تمامی این‌ها حاکی از آن است که با وجود تمام حرف و حدیث‌هایی که در آن مدیریت شهری از زیر بار احیای خانه‌های تاریخی تهران شانه خالی می‌کند اما باید پذیرفت که مدیریت شهری اعم از شهرداری و شورای شهر به عنوان مدیران ارشد شهر، باید فکری به حال این خانه‌ها داشته باشند
میراثی‌های فراموش کار
از حق نگذریم! در طول چند سال گذشته فعالیت‌های امیدوار کننده‌ای در خصوص خانه‌های تاریخی تهران توسط مسوولان سازمان میراث فرهنگی صورت گرفته است. اما بر پایه همان حق هم باید پذیرفت که این فعالیت‌ها در میان تعدد خانه‌های تاریخی و نیاز آن‌ها در حد و اندازه لازم نیست. مسوولان سازمان میراث فرهنگی‌، صنایع دستی و گردشگری گرچه بر اساس شرح وظایف خود موظف به رسیدگی خانه‌های تاریخی هستند اما عملاً آنچنان که باید و شاید در راستای احیای این خانه‌ها تلاش نکردند. ناهماهنگی‌هایی که در حوزه‌های مختلف این سازمان برای رسیدگی به خانه‌های تاریخی وجود دارد باعث شده تا این خانه‌ها امروز راه نزول را در پیش بگیرند و آینده مبهمی برای آنها متصور شود. به نظر می‌رسد که مسوولان این سازمان باید بسیار بیشتر از آنچیزی که امروز به عنوان فعالیت در راستای احیای خانه‌های تاریخی معرفی می‌کنند، کار کنند.
به هر تقدیر امید می‌رود چراغ خاموش خانه‌های تاریخی تهران روزی با همت تمام مسوولان مربوط، روشن شود و هزاردستان گردشگری تهران، نوای خوش روشنایی آینده را سر دهند. 

 

+ نوشته شده در سه شنبه دوم مهر 1387ساعت 23:13 توسط سید محمد حسین(ایلیا)هاشمی |

محمد مصدقبرگ برگ دفتر تاریخ ایران، مشاهر و مفاخری را به رخ می‌کشد که هر کدام از آنها می‌توانند در جایگاه خود منزلت و شانی غیر قابل باور داشته باشند. سطر به سطر و کلمه به کلمه همین برگ‌ها، روزگاران افرادی را بیان می‌کند که وجود امروز ایران از وجود آنهاست. آنهایی که از خود و خانوادشان گذشتند تا خانواده ایران را ایرانی‌وار در کنار یکدیگر بنشانند و فردایی زیبا را برای آنها به بار آورند. این دفتر آنچنان حجیم و قطور است که صحبت از تک‌تک شخصیت‌های داستان پابرجای‌ ماندن ایران، مدت‌ها زمان لازم است. افرادی که امروز و در شرایطی که قرن ارتباطات و رایانه، جهان را به تسخیر خود درآورده است هم از یاد نرفته‌اند. یکی از افرادی که در تاریخ ایران توانست نام خود را جاودان کند و برگی از برگ‌های دفتر تاریخ ایران را به خود اختصاص دهد دکتر محمد مصدق است. اویی که در جریان ملی شدن صنعت نفت ایران، نامش را برای همیشه به یادگار سپرد و اکنون نسل سوم و چهارم او را به عنوان یکی از بزرگترین مردان تاریخ ایران به شمار می‌آورند. دكترمصدق با ملي كردن صنعت نفت ايران از وابستگي این کشور به قدرت‌های استعمارگر دوران كاست و نام او در تاريخ اجتماعي، سياسي ايران به عنوان شخصيت ملي و تاثيرگذار به ثبت رسيد. اما یادگاران مصدق هم مانند بسیاری از بزرگان دیگر ایران، هم اکنون و در شرایطی که موقعیت مناسبی برای حفظ میراث گذشته وجود دارد، به جهت عدم توجه مناسب روزگاران آخر زندگی خود را می‌گذرانند.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه دوم مهر 1387ساعت 23:9 توسط سید محمد حسین(ایلیا)هاشمی |

توریسم مذهبیدر حوزه گردشگری مذهبی ایران یک سوال عمومی و کلی وجود دارد که هنوز نگارنده و بسیاری از کارشناسان حوزه گردشگری مذهبی جواب مشخص و مدونی را برای آن پیدا نکرده‌اند. هنوز بسیاری از افراد و متخصصان حوزه گردشگری نمی‌دانند که چرا گردشگری مذهبی ایران با این همه استعداد و توانایی، موفق به جذب گردشگران مذهبی از سراسر جهان نمی‌شود. هنوز خیلی از مسوولانی که می‌توانند دستی بر آتش گردشگری مذهبی ایران داشته باشند، نمی‌دانند که با چه برنامه‌ریزی و با چه هدفی باید گردشگران خارجی را به کشور هدایت و از آنها استفاده‌های مفیدی ببرند. هنوز بسیاری از مسوولان مرتبط با توریسم مذهبی حتی از ماهیت این بخش از صنعت گرشگری بی‌اطلاعند و نمی‌دانند که چه منافع فراوانی در پس پرده گردشگری مذهبی و حضور گردشگران این فصل از صنعت توریسم در آن وجود دارد. اصلاً این شرایط حاکی از آن است که بسیاری از مسوولان مرتبط با صنعت گردشگری مذهبی هیچ آینده‌نگری روشنی در راستای اعتلای این صنعت ندارند و گویی تنها میزهای مملو از کاغذ خود را به بهانه فعالیت بیش از حد به رخ می‌کشند. هنوز بسیاری از مسوولان عالی رتبه ایران نپذیرفته‌اند که این کشور می‌تواند به یکی از پنج قطب اول صنعت گردشگری مذهبی نائل آید. حتی برای بعضی از آنها رسیدن به این نقطه رویاپردازی است. گویی مسوولان ما آنچنان درگیر روزمرگی‌های خود شده‌اند که فراموش کردند در زمان آغاز به فعالیت خود در حوزه‌های مختلف گردشگری مذهبی چه در سازمان حج و زیارت، چه در سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری، چه در آستان قدس رضوی و چه در تمامی سازمان‌ها و ارگان‌های دیگر با خود و خدای خود وعده بستند که برای اعتلای گردشگری کشور تلاش کنند و ایران را آنطور که هست و آنچنان که باید و شاید نشان دهند. هر ساله آماری از تعداد بازدیدکنندگان اماکن متبرکه ایران ارائه می‌شود و با این وجود و در عمل، هیچ تفاوتی در تعداد آنها دیده نمی‌شود. هر ساله مسوولان در رسانه‌های جمعی باد به گلو می‌اندازند و با سری بلند اعلام می‌کنند که در سال گذشته و در حوزه گردشگری مذهبی این چنین شد و آنچنان، اما چشم بینا و گوش شنوای مردم چیزی را می‌بییند و می‌شنود که عملاً با آمارهای به اصطلاح موثق مسوولان تفاوتی دارد از زمین تا آسمان. هر ساله مسوولان بولتنی از فعالیت‌های خود را ارائه می‌کنند که کمی تحقیق و تفحص در آنها نشان می‌دهد اوضاع گردشگری کشور در حوزه مذهبی تا چه اندازه خراب و به عبارت بهتر اسفبار است.
این همه حرف و حدیث چه معنا و مفهومی می‌تواند داشته باشد؟ این همه حرف‌هایی که در یک دوره از زمان ارائه می‌شود و پس از مدتی فراموش می‌شود. این همه وعده و وعید چه ضمانت اجرایی خاصی دارند که دل مردم را از به جریان افتادن صنعتی مطمون و درآمدی پایدار در کشور آرام کند. به راستی چرا مسوولان ما به یک اتفاق جمعی نمی‌رسند تا موضوع گردشگری مذهبی را سر و سامان دهند. هم اکنون کشورهای همسایه و مسلمان از سوریه گرفته تا عراق که هر کدام به نوبه خود یا با جنگ و درگیری دست و پنجه نرم می‌کنند یا تعداد پایین مکان‌های مذهبی، موقعیت مناسبی را در حوزه گردشگری مذهبی دارند اما ایران با این تعداد از اماکن متبرکه، هنوز نتوانسته‌ است که به راهی منطقی در این حوزه دست پیدا کند.
به عنوان مثال می‌‌توان به کشور سوریه به عنوان کشور دوست و برادر اشاره کرد. سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری ایران که اکنون در هول و ولای منحل شدن است، در طول سال‌های گذشته بارها با مسوولان کشور سوریه در خصوص گردشگر تعامل داشته است. در این راستا جلسات فراوانی برگزار شده که در هر کدام از آنها چندین و چند مصوبه داشته و تک تک آنها با تبریک و تهیت مسوولان دو کشور همراه بوده است. اما این سوال پیش می‌آید که چرا هیچ کدام از این مناسبات فرهنگی نتواسنت به پیشرفت ایران کمک کند. هم‌اکنون تعداد بسیار زیادی از گردشگران مذهبی از کشور سوریه دیدن می‌کنند و این در حالی است که ایران برای بدست آوردن این تعداد از گردشگران با توجه به تعداد مراکز مقدس راه بسیار بالایی دارد. گویی این بیت برای گردشگری مذهبی ایران هم صدق می‌کند که میان ماه من تا ماه گردون، تفاوت از زمین تا آسمان است.
در هر صورت امید می‌رود که مسوولان مرتبط با گردشگری مذهبی ایران روزی این موضوع را درک کنند که استعداد بالای ایران در این حوزه می‌تواند شرایط بسیار مناسبی را برای آن به وجود آورد. امید می‌رود که این موضوع برای مسوولان روشن شود که ایران با توجه به اینکه در تمام شهرهایش موقعیتی ویژه در حوزه توریسم مذهبی دارد، می‌تواند به قطبی در این حوزه از صنعت گردشگری تبدیل شود. اما باید پذیرفت که تمام این امیدها در صورتی محقق می‌شود که درک درستی از صنعت توریسم آنهم توریسم مذهبی در کشور فراگیر شود.

+ نوشته شده در سه شنبه دوم مهر 1387ساعت 23:3 توسط سید محمد حسین(ایلیا)هاشمی |

رمضان ماه رمضان در فرهنگ وتمدن ايراني نه تنها  30 روز براي انجام فرايضي است كه هر مسلماني بايد براي طاعت خداوند برپا كند بلكه صدها سال است كه به بخشي از فرهنگ وتمدن كشور تبديل شده و  مجموعه‌اي ار رسم و رسوم‌هايي را با خود به همراه دارد كه آن را از يك وظيفه ديني به " فرهنگ ملي " تبديل كرده است .
شايد بدين جهت است كه براي اولين بار در ميان تمام كشورهاي اسلامي ، اين ايران  است كه به فكر افتاده تا اين ماه پربركت و خوش يمن را در حافظه تاريخي خود براي هميشه ثبت كند تا رمضان به عنوان يك " ميراث معنوي " براي  نسل‌هاي متمادي به يادگار بماند. چرا كه ميراث معنوي انسان ها به مراتب ارزشمند تر از ميراث طبيعي و فيزيکي است چون روحي که در کالبد آثار معنوي انسانها باقي مانده جاودان‌ترين سرمايه يك ملت است .
آداب و رسومي كه در طي قرن‌ها به فرايض ديني اين ماه مبارك افزوده شده سبب شده تا اين روزها كمتر منطقه و فرهنگي را در كشور بتوان يافت كه مراسم ويژه خود را در ماه رمضان نداشته باشد. از آيين‌ها ومراسم بومي خاص يك قوم و منطقه گرفته تا مراسمي كه با گستره بيشتر در تمام كشور نمود دارد.به همين دليل مسئولان سازمان ميراث فرهنگي وگردشگري هم اعلام كرده اند كه درصدد هستند تا رمضان را به ثبت آثار معنوي برسانند تا براي هميشه نه  تنها در گستره كشور بلكه با ثبت در ميراث معنوي جهان در حافظه تاريخي دنيا به يادگار بماند.
میراث معنوی ( میراث ناملموس) هم به طور کلی شامل آداب و رسوم، سنتها، و  فرهنگ عامه مردم و ... است كه به سنت‌ها، اصطلاحات شفاهي، هنرهاي نمايشي و رسوم اجتماعي، آيين‌ها، دانش و رسوم طبيعت و كيهان و هنرهاي دستي و سنتي گفته مي‌شود.
حتي اگر  يک مراسم در چند استان و یا حتی چند کشور اجرا شود، به صورت مشترک با آن چند استان و یا چند کشور به ثبت خواهد رسید همانطور که در ابتدای سال 87 مراسم نوروز به عنوان آیین مشترک بین چندین کشور به ثبت میراث معنوی رسید. اين بار ثبت  ماه رمضان در دستور كار است . اهداف كنوانسيون ميراث معنوي ناملموس، تضمين احترام به اين ميراث، ارتقاي آگاهي معنوي و بين‌المللي، تدارك همكاري و كمك بين‌المللي است.
تخمین اینكه چه میزان میراث ناملموس در كشور داریم مسئله جدی است شاید بتوان گفت كه بی‌منتها است. درباره‌ي آثار ملموس، يك اثر را در يك موقعيت جغرافيايي خاص و به يك‌باره ثبت مي‌كنيم اما درباره‌ ميراث ناملموس يك اثر بايد در طول زمان ثبت شود. هم‌چنين وقتي يک اثر ثبت مي شود منطقي آن است که بپذيريم اثر متعلق به همه بشريت است و همه بايد براي حفظ آن بکوشند چراکه ديگر حفظ آن تکليف يک کشور نيست بلکه تکليفي جهاني است.
تا كنون پس از نوروز  مراسم نيمه شعبان به ثبت معنوي رسيده است . مراسم آذین بندی، چراغانی، مولودی خوانی، نذورات، صله رحم، زیارت اهل قبور به عنوان و... از جمله موارد مطرح شده در ثبت ملی نیمه شعبان است. ماه رمضان نهمین ماه از ماههای قمری است.
ثبت رمضان به عنوان افضل‌ترين ماه مسلمانان
واژه رمضان از ریشه «رمض» و به معنای شدت تابش خورشید بر سنگریزه است. می‌گویند چون به هنگام نامگذاری ماه های عربی، این ماه در فصل گرمای تابستان قرار داشت، ماه «رمضان» نامیده شد، ولی از سوی دیگر، «رمضان» از اسماء الهی است. این ماه ماه  به خاطر نزول قرآن  ماه خداوندناميده شده و به يمن  شب‌های قدر افضل‌ترزين ماه ها به شمار مي رود.در كنار اين برتري ها كه رمضان را شايسته ثبت در ميراث معنوي مي‌كند اين ماه از باب برخي  حوادث و رویدادهای مهم كه گفته مي‌شود در آنرخ داده هم حائز اهميت است .وفات حضرت خدیجه در دهم رمضان سال دهم بعثت. ولادت امام حسن مجتبی علیه السلام نیمه رمضان سال دوم هجرت. جنگ بدر در سال دوم هجرت. فتح مکه در سال هشتم هجرت. مراسم عقد اخوت و پیمان برادری میان مسلمان، و ایجاد اخوت اسلامی بین پیامبر و امام علی علیه السلام. بیعت مردم به ولایت‌عهدی امام رضا علیه السلام در سال 201 قمری.
سنن رمضان در شهرهاي مختلف
ماه رمضان در شهرها و حتي كشورهاي مختلف با برخي آيين‌هاي محلي گره خورده است .كه همين آيين‌هاي محلي به ثبت معنوي آن كمك بسياري مي‌كند.
به عنوان نمونه از  آداب و رسوم اهالي همدان در ماه رمضان كلوخ اندازان نام دارد، مردم استان روز آخر ماه شعبان را كلوخ اندازان مي‌گويند. در اين روزمردم شادي‌كنان با تهيه و پخت غذايي مخصوص به‌نام "كباب سرداشي" سفره خود را براي اطعام نيازمندان و فقرا پهن مي‌كنند.  مراسم كلوخ اندازان از اول تا پايان روز آخر شعبان ادامه دارد و پس از آن مردم، آماده روزه‌داري در ماه مبارك رمضان مي‌شوند. يكي ديگر از سنت‌هاي قديمي ماه رمضان در همدان ، مراسم "كيسه بركت" در روز 27 اين ماه است. در اين روز زنان روزه‌دار هنگام رفتن به مسجد و اقامه نماز ظهر به همراه خود پارچه ، نخ و سوزن مي‌برند.
 زنان مومن همداني در ميانه دو نماز ظهر و عصر با استفاده از اين وسيله‌ها به كار دوختن يك يا چند عدد " كيسه بركت " مشغول مي‌شوند.
 به اعتقاد مردم همدان، هر فردي كه به داخل اين كيسه پول بريزد، خداوند به وي مال و دارايي زياد مي‌بخشد، به همين علت زنان در اين روز بيش از يك كيسه بركت دوخته و آن را براي فزوني دارايي بين خانواده خود و ديگران توزيع مي‌كنند. از ديگر آداب مخصوص اين ماه در همدان آيين توزيع " آجيل مشكل‌گشا" است.
  به عقيده مردم اگر ماه مبارك رمضان در روز چهارشنبه آغاز شود، اين ماه بسيار پر بركت و خوش يمن خواهد بود.بر ‌همين مبنا زنان با خريد و بسته‌بندي "آجيل مشكل گشا" هنگام افطار به قصد نيت و طلب حاجت به مسجد مي‌روند و پس از اقامه نماز مغرب بين زنان نمازگزار تقسيم مي‌كنند.  مردم همدان معتقدند هر كس مراد و حاجتي داشته باشد با پخش و توزيع آجيل مشكل گشا، خواسته‌هايش برآورده مي‌شود. 
يكي ديگر از رسوم مردم همدان در ماه مبارك رمضان " جمع‌آوري خرده‌هاي نان سفره افطاري " است، به باور مردم هر فردي كه بتواند خرده نان‌هاي سفره افطاري را تا آخر ماه مبارك رمضان جمع كند و تا روز عيد قربان آن را نزد خود نگهدارد و آنها را در آبگوشتي كه از گوشت قرباني در عيد قربان تهيه مي‌شود، بريزد و سپس بخورد، خداوند تمام آرزوها و نيازهاي وي را برآورده مي‌كند. يكي از آيين‌هاي جالب توجه مردم استان همدان " فرستادن افطاري توسط داماد به خانه عروس" است. مطابق اين سنت ديرينه در ماه رمضان جوان داراي نامزد ، بايد افطاري نامزدش را به خانه پدر عروس ببرد ، اين افطاري شامل چند قرص "نان"، "گرده دو زرده "، "برنج"، "روغن حيواني"، "يك عددمرغ و يا ماهي"، "سيب سرخ"، "شيريني انگشت پيچ " و "ميوه‌هاي فصل" است. پس از اين كه افطاري از سوي داماد به خانواده عروس برده شد، خانواده عروس نيز در شب‌هاي آينده، خانواده داماد را براي صرف افطاري به خانه خود دعوت مي‌كنند.
 
حتي ماه مبارك رمضان در كشورهاي مختلف هم رسوم ويژه خود را دارد. به عنوان نمونه مسلمانان تايلند در ماه‌مبارک رمضان مراسم و آداب ويژه‌ اي دارند. شيعيان و سنيان اين کشور بنا بر اعتقادات خود برنامه‌ها و آداب‌خاصي را اجرا مي‌کنند و بودائيان اين کشور نيز که اکثر جمعيت تايلند را تشکيل مي‌دهند به احترام مسلمانان، حرمت اين ماه را نگاه مي‌دارند.  معمولا روزه‌داران تايلندي، روزه خود را با آب و خرما باز مي‌کنند. در اين‌ماه مبارک، از کشورهاي عربي و اسلامي از جمله ايران مبلغان ،قاريان و حافظان قران و گروههاي تواشيح به تايلند مي‌آيند .شيعيان تايلند شبهاي 19،21و23 رمضان را به عنوان شب‌قدر شناخته و باقرائت دعاي جوشن کبير و قرآن بر سر گرفتن، احيا مي‌گيرند. برخي از مسلمانان سني نيز شب بيست‌و هفتم ماه مبارک رمضان را به عنوان شب قدر گرامي مي‌دارند و بر طبق عادت، تمام قرآن کريم را در اين شب تلاوت مي‌کنند. دراين ايام با شيريني‌هاي سنتي تايلند از ميهمانان پذيرائي مي‌شود. مسلمانان تايلند معمولا افطار را به صورت دسته‌جمعي مي‌خورند، چرا که اين مراسم رابراي تحکيم معاني وحدت و دوري از تفرقه مناسب مي‌دانند. از سوي ديگر آنها افطار رامظهر تبادل تجارب، معرفي و شناخت يکديگر، سبقت در عبادت‌خدا و تحکيم معاني اسلام درذهن کودکان مي‌دانند. آنها از يکديگر دعوت مي‌کنند که از غذاها و شيريني‌هاي مشترک يکديگر بهره‌مند شوند. در اين‌ماه فعاليت مکاتب‌اسلامي در تايلند گسترش مي‌يابد، انتشار کتاب، فيلم ويدئويي و نوارهاي کاست به منظور شنيدن خطبه‌ها، دروس‌ديني و سرودهاي مذهبي افزايش پيدا مي‌کند. اين در حالي است که معاملات در محلات تجاري خاص مسلمانان کاهش‌ چشمگيري مي‌يابد و تنها برخي از آنها به پخت‌و پز شيريني‌هاي رمضاني اقدام و براي فرارسيدن عيد سعيد فطر خود را آماده مي‌کنند .
در اين ايام بازارهاي خيريه ماه رمضان برگزار مي‌شود و مسلمانان کالاهاي خود راعرضه مي‌کنند، رمضان فرصتي براي مسلمانان فراهم مي‌کند تا همه دستاوردهاي خود را از لباس، نوشيدني و خوراکي تا صنايع دستي ارائه‌دهند
در پايان ماه رمضان نيز،مسلمانان اين کشور به مناسبت فرا رسيدن عيد فطر جشن مي‌گيرند و نماز عيد رادر کنار يکديگر مي‌خوانند. آنها در اين روز بهترين لباس خود را مي پوشند و عيد رابه يکديگر تبريک و تهنيت مي‌گويند. هزاران مسلمان پس از اقامه نماز در فضاي سبز برروي حصير مي‌نشينند. در اين عيد همه مسلمانان با يکديگر ديدار مي‌کنند و براي تبريک اين ايام شيريني و حلواهاي مخصوص تعارف مي‌کنند و کودکان نيز اوقات خود را با بازي‌هاي مختلف سپري و هديه دريافت مي‌کنند. مسلمانان بخصوص شيعيان تايلند در روز عيد فطر و جشن بازگشت ‏به فطرت در اثر يک‌ماه ضيافت و مهمانى خداوند به صفاى باطن دست‏يافته و در حقيقت نوعى شادى و لذت درونى درخود احساس مى‏‌کنند و با پرداخت زکات فطره به عنوان عاملى ارزشمند براى فقرزدايى، توسعه اقتصادى و حل مشکلات اجتماعى در جامعه روحيه هميارى و تعاون خود را به نمايش مي‌گذراند. شعار تکبير و تهليل نيز از جمله اعمالى است که مسلمانان تايلند قبل از اقامه نماز عيد انجام مي‌دهند.مسلمانان تايلند معتقدند اجتماع روز عيد فطر مى‏تواند در پيوند و همدلى مسلمانان نقش‌آفرين باشد.

+ نوشته شده در سه شنبه دوم مهر 1387ساعت 23:1 توسط سید محمد حسین(ایلیا)هاشمی |