امروز سالگرد حادثه برخورد هواپیما به برج های دو قلوی تجارت جهانی است. فارغ از هرگونه نگاه سیاسی و برداشت های غیر قابل قبول و منفعت طلبانه باید پذیرفت که این حادثه آغازی شد برای مشکلات بسیاری که از دوره دامان کشورهای فراوانی از جمله افغانستان، عراق، لبنان و حتی ایران را گرفت. در نگاهی منصفانه و در شرایطی که این حادثه یک حادثه از پیش تعیین شده به منظور اهداق تروریستی به حساب آید مسوولان تمامی دول جهان باید به این سوال پاسخ دهند که چرا از آن دوران تا کنون همیشه یک پای این کشمکش ها را مسلمانان تشکیل می دادند. به عبارت بهتر می توان اینطور تصور کرد که چرا ملت های مسلمان نتوانستند آنطور که باید و شاید در راستای ایجاد وحدت و مبارزه موثر برای جداشدنشان از کلمه تروریست تلاش کنند. این ماجرایی است که امروز برای دول مسلمان نشین مشکل ساز شده است.
چند هفته ای است که یکی از خبرگزاری های داخلی در لینکی به قواعد مدیریتی می پردازد. تا کنون نه قاعده از قواعد مدیریتی در این خبرگزاری به انتشار درآمده و در آن که بی شک با تصمیم مدیریت عالی این خبرگزاری اجرایی شده به موضوعات مرتبط با نحوه مدیریت صحیح پرداخت می شود. اما به راستي چند درصد از مديران خبرگزاري هاي داخلي از مدير همين سايت تا ديگران قواعد مديريتي را آنطور كه بايد و شايد مي دانند. ؟
شايد باور نكنيد اما دختري كه تصور ميكني شيطان است و دوست داشتني نيست؛ هم او بهترين فردي است كه ميتواني عشق خود را نثارش كني.
اعتقادات ایرانیان به ائمه اطهار و خصوصاً حضرت علی و امام حسین تا حدی است که سابقه نشان داده، هموطنان ایرانی برای زیارت بارگاه ملکوتی این بزرگواران تمام سختیهای سفر به عراق را در ادوار مختلف حاکمیت این کشور به جان خریده و برای رسیدن به مقصد و معشوق از جان خود نیز مایه میگذاشتند.
در زمانی که دیکتاتوری صدام به این کشور حکمرانی میکرد و عملاً شرایط زیارت برای ایرانیان مهیا نبود هم همین اعتقادات باعث شد تا عاشقان ائمه اطهار خود را به نجف و کربلا برسانند و با رابطان خالق خویش درد دل کنند. اما پس از پایان حاکمیت صدام و قرار گرفتن دولت جدید در عراق با وجود تمام ناامنیهایی که در سالهای گذشته به چشم آمد شرایط زیارت برای ایرانیان بیش از پیش مهیا شد و این افراد توانستند به عنوان گردشگران مذهبی به عراق سفر کنند. در این بین نامشخص بودن برنامهریزی لازم برای سفر ایرانیان موضوعی بود که پس از آغاز سفر هموطنانمان به کشور عراق مورد انتقاد قرار گرفت. هنوز و پس از گذشت مدتها از آغاز زمان مناسب برای سفر ایرانیان به عراق شرایط لازم برای سیستماتیک کردن این سفر مهیا نشده و مسوولان مرتبط با موضوعت گردشگری مذهبی ایران نتوانستهاند آنطور که باید و شاید مقدمات این سفر را فراهم کنند.
در این بین به اعتقاد بسیاری از کارشناسان مربوطه بخش خصوصی میتواند کمک شایانی به منظور سروسامان دادن به وضعیت سفر ایرانیان به عراق داشته باشد. نگرش مثبت به بخش خصوصی و سپردن کار در تمامی امور به آنها نه تنها موضوعی است که مد نظر رهبر معظم انقلاب است بلکه تجربه نشان داده که این رویکرد میتواند بسیاری از نواقص کار را مرتفع کند. در عین حال به نظر میرسد که كمرنگ بودن حضور بخش خصوصي در تمامی ابعاد اجرایی و خصوصاً موضوع گردشگری امری قدیمی است؛ چرا که آنچه امروز به عنوان عرف سفر به نجف و کربلا در ذهن تمام مردم و مسوولان قرار گرفته این است که این موضوع تحت تسلط دولت قرار دارد و موید این موضوع هم درخواستهای متعددی است که در ادوار مختلف دولت ایران چه در زمان تحت پوشش وزرات ارشاد بودن آژانسهای مسافرتی چه اکنون که این آژانسها زیر نظر سازمان میراث فرهنگی و گردشگری فعالیت میکنند ارائه شده و نتیجه قابل قبولی را در بر نداشته است. با این وجود برخی از کارشناسان بر این باورند که نبود امنیت در عراق مهمترین عاملی است که بخش خصوصی را از حضور در جریان سفر ایرانیان به عراق ناامید کرده و همین موضوع تصدی دولت در راستای این امر را افزایش داده است.
آنها معتقدند که علی رغم تمام ناامنیهایی که در سفر به عراق وجود دارد دولت باید شرایطی را برای آژانسهای مسافرتی فراهم کند که آنها بتوانند با خیالی راحت فعالیتهای خود را انجام دهند. آنها بر این باورند که اگر امنيت لازم وجود نداشته باشد سازمان حج و زيارت يا دفاتري كه در اين بخش فعاليت ميكنند نيز نميتوانند آرامش مسافران را تامين كنند. این در حالی است که به اعتقاد بسیاری از کارشناسان واگذاری کار به بخش خصوصی میتواند به افزایش کیفیت سفر گردشگران مذهبی ایران بیانجامد. این بدان معناست که بیشک بخش خصوصی به دلیل تمایل به سرویسدهی بیشتر و افزایش مشتریان خود، شرایط بهتری را برای گردشگران به وجود میآورند و همین موضوع میتواند پوششی برای عدم امنیت زائران عراق به حساب آید.
با این وجود برخی از مسوولان دولتی هم با پذیرفتن تصدی سازمانهای دولتی در راستای فرستادن زائران به عراق بر این عقیدهاند که براساس قوانين دولت جمهوري اسلامي ايران؛ امور زيارتي در خارج از كشور مانند كشورهاي عربستان، سوريه، عراق و عربستان در شرح وظايف سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري، وزارت راه و ترابري و سازمان حج و زيارت گنجانده شدهاست. آنها بر این باورند که آژانسهای مسافرتی هنوز شرایط لازم برای اعزام گردشگران مذهبی به کشور عراق را ندارند و برای به دست گرفتن این فعالیت باید مقدمات این امر را محقق سازند. این افراد معتقدند که سازمان حج و زیارت و دیگر ارگانهای دولتی به جهت حفظ حقوق مردم بر روند اعزام کاروانهای زیارتی توجه میکنند و این موضوع را نمیتوان تصدی سازمانهای دولتی دانست.
این در حالی است که هم اکنون نزدیک به 450 آژانس با مجوز سیاحتی زیارتی اقدام به اعزام گردشگران مذهبی به عراق میکنند که زیر نظر سازمان حج و زیارت هستند و مجوزهای سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری را نیز رعایت میکنند. در حقیقت این امر به بخش خصوصی واگذار شده اما عملاً این بخش دولتی است که اعمال نظر لازم را در راستای اعزام زائران به عراق انجام میدهد. با این وجود افرادی که در آژانسهای مسافرتی حضور دارند بر این باورند که با وجود تمام تمهیداتی که شرکتهای مسافرتی دنبال میکردند اما همچنان زمينه فعاليت آژانسها به شكل مستقل وجود ندارد.
به اعتقاد آنها سازمان حج و زيارت علاقهمند به مذاكره درباره اين موضوع نيست و خود را متولي ميداند و همین عامل سبب ورود غیرحرفهایها به چرخه اعزام مسافران به عراق و دیگر کشورهای مذهبی شده است. در هر صورت به نظر میرسد که مسوولان دولتی و متولیان بخش خصوصی باید با کنار گذاشتن مشکلات گذشته و موانعی که هماکنون در راه رسیدن به موقعیت مناسب اعزام ایرانیان به عراق وجود دارد شرایطی را فراهم کنند تا اعزام عاشقان اهل بیت به کشور عراق در آرامش بسر ببرد. بر اساس آمارها سالانه به طور متوسط، 500 هزار نفر به نجف و كربلا ميروند كه در مناسبتهايي مانند نوروز، عاشورا، اربعين، عرفه و نيمه شعبان اين ميزان افزايش مييابد و در تابستانها و ماه رمضان به حداقل ميرسد. این در حالی است که ورود روزانه بیش از هزار نفر عراقی به ایران میتواند شرایط بسیار مناسبی را برای تبادل گردشگر بین این دو کشور دوست و برادر ایجاد کند.
با این وجود این بستر مساعد در زمینه گردشگری مذهبی، در میان ناهماهنگی مسوولان دولتی و خصوصی گردشگری ایران به فراموشی سپرده شده است و همین موضوع باعث شده تا اکنون و پس از گذشت حدود دو سال از آغاز شرایط نسبتاً مساعد اعزام زائران ایرانی به عراق، این امر در هالهای از ابهام قرار بگیرد و در این میان و در بین اختلافی که مسوولان دولتی و متولیان بخش خصوصی دارند تنها مردم هستند که آنطور که باید و شاید در سفر به نجف و کربلا کامی خوش نخواهند داشت.
خاموشیهای تهران و دیگر شهرستانها همچنان ادامه دارد و مسوولان هر روز یک راه جدید را بازگو میکنند که در نگاهی موشکافانه هیچکدام از آنها پاسخگوی نیاز حاصل از قطعی برق نیست.
تا کنون مسوولان مرتبط با قطعی برق در تهران حرفهای متفاوتی زدند و نظرات گوناگونی ارائه دادند اما این وضعیت هنوز در تهران بحرانی است و هیچ مسوولی پاسخ مشکلات شهروندان را نمیدهد. شرکت توزیع برق که به راحتی خود را از هیاهوی کار بیرون کشید و اعلام کرد که تامين برق اضطراري چراغ هاي راهنمايي و رانندگي و هيچ مشتركي جزء تعهدات اين شركت(توانير) نيست. روابط عمومي شركت توزيع نيروي برق تهران بزرگ در نامهای آورده است که تامين برق اضطراري چراغهاي راهنمايي و رانندگي جزء تعهدات اين شركت نيست و متوليان مربوطه بايد اقدامات لازم را براي تامين برق اضطراري اين چراغها در زماني كه برق سراسري به هر علتي قطع ميشود، پيش بيني كنند. این نامه ادامه داد که برق چراغهاي راهنمايي و رانندگي از شبكههاي عمومي برق تغذيه ميشود.
قطع برق تمامي اين مراكز نيز در برنامههاي خاموشي احتمالي است و به صورت هفتگي نيز برنامههاي آن اطلاعرساني ميشود. ضمناً مجدداً به اطلاع ميرساند تامين برق اضطراري هيچ مشتركي از تعهدات اين شركت نيست. این در حالی است که چندی پیش رییس پلیس راهنمایی و رانندگی تهران بزرگ فهرست تقاطعهاي نيازمند به برق اضطراري در تهران را اعلام کرد . اين تقاطعها عبارتند از ميدان قدس، شريعتي- قيطريه، سيمين تابناك(مقدس) در منطقه يك تهران و تقاطع پاكنژاد- دريا، توحيد - آزادي، ميدان توحيد، رودكي- آزادي، بهبودي- آزادي در منطقه2 تهران. همچنين تقاطع آفريقا- اسفندياري، آفريقا - جهان كودك، دولت - شريعتي، وليعصر- ميرداماد، وليعصر - نيايش، پاسداران - كلاهدوز در منطقه 3 و تقاطع همت - ريحاني، آيت - رسالت، تيرانداز- رسالت، چهارراه اشراق- تهرانپارس، در منطقه4 تهران نيز نيازمند برق اضطراري اعلام شد. فلكه دوم صادقيه، تقاطع جناح، ستاري - مخبري، در منطقه5 و تقاطع وليعصر- انقلاب، قائم مقام - مطهري، قائم مقام - بهشتي، ميرزاي شيرازي- مطهري، ميرزاي شيرازي - بهشتي، جلال آل احمد - گمنام، بلوار كشاورز- كارگر، فاطمي- كارگر، در منطقه 6 نيز در اين فهرست قرار گرفت. پيچ شمران، چهار راه قدوسي، سهروردي- بهشتي، سهروردي - مطهري، در منطقه 7 و آيت- دماوند، سي متري- پدرثاني در منطقه 8 و سه راهي بونان در منطقه 9؛ چهار راه لشگر، وحدت- ابوسعيد، جمهوري- وليعصر، جمهوري- كارگر، مولوي - مصطفي خميني، در منطقه 11؛ چهار راه استامبول (جمهوري - فردوسي)، ميدان فردوسي، چهار راه سيروس و چهار راه سرچشمه در منطقه12، نيرو هوايي - وثوق، چهار راه كوكاكولا و پيروزي - چهارصد دستگاه در منطقه 13، ميثم - محلاتي در منطقه 14 و ايران خودرو- مخصوص در منطقه 21 نيز تقاطعهايي هستند كه در شهر تهران نيازمند تجهيزات برق اضطراري هستند. از طرف دیگر معاون حمل و نقل و ترافیک شهرداری تهران از تجهیز چراغ های راهنمایی 100 تقاطع شهر به UPS طی 10 روز آینده خبر داد.
سید جعفر تشکری هاشمی با بیان این مطلب اظهار کرد: به دلیل آنکه با درخواست های ما در مورد قطع نشدن برق معابر و چراغ های راهنمایی موافقت نشد تجهیز تقاطع های مهم شهر به برق اضطراری در دستور کار شهرداری قرار گرفته که در این راستا تا 10 روز دیگر 100 تقاطع به UPS مجهز خواهد شد.وی تصریح کرد: همچنین 100 تقاطع دیگر شهر نیز تا پایان شریور ماه به UPS مجهز می شود تا بتوانیم از خسارات ناشی از قطع برق تا حدودی بکاهیم و ترافیک شهر را تحت کنترل قرار دهیم. تشکری هاشمی با بیان اینکه مشکلاتی برای تامین باتری UPS ها وجود دارد ، گفت : در صورت تامین باتری مورد نیاز UPS ها تعداد تقاطع هایی که به برق اضطراری مجهز می شوند بیشتر خواهد شد اما به هرحال اگر زمان قطعی برق در طی روز بیش از 5/2 ساعت باشد با وجود UPS نیز چراغ های راهنمایی و تقاطع ها دچار مشکل می شوند ودر کارکرد آن ها اختلالاتی به وجود می آید. معاون شهردار تهران با تاکید برآنکه همچنین برای صرفه جویی در مصرف برق، لامپ های کم مصرف LED جایگزین لامپ های معمولی در چراغ هایی راهنمایی شده است گفت: با جایگزین کردن لامپ های LED به جای لامپ های معمولی در 10 هزار فانوس چراغ های راهنمایی زمان دار و چشمک زن و همچنین در 340 تقاطع هوشمند توانستیم مصرف برق را تا 90 درصد دهیم.
وی تصریح کرد: چراغ های LED علاوه برآنکه سبب کاهش مصرف برق می شوند و عمر بیشتری نصب به چراغ های معمولی دارند، این امکان را فراهم می کنند که در صورت تابش مستقیم خورشید رانندگان بتوانند به راحتی چراغ ها را ببینند در حالیکه چراغ های معمولی در این شرایط به خوبی قابل تشخیص نیستند. معاون حمل ونقل و ترافیک شهرداری تهران تاکید کرد: سایرتقاطع ها و چراغ های راهنمایی نیز در لیست تجهیز به چراغ های LED قرار دارند تا بتوان مصرف برق آنها را به حداقل رساند. در عین حال همین مسوول شهری در نظری دیگر اعلام کرده که مشکل صف هاي طولاني وسايل نقليه اي که به منظور سوخت گيري در مسير جايگاه هاي بنزين صف بسته اند، به مشکلات ترافيک تهران اضافه شده است. معاون حمل و نقل و ترافيک شهرداري تهران با اعلام اين مطلب در چهارمين جلسه ستاد مهر رمضان تاکيد کرد: طول صف مقابل جايگاه هاي بنزين علاوه بر اينکه موجب اتلاف وقت رانندگان مي شود، با کاهش سطح سرويس معابر باعث کاهش افزايش تراکم ترافيک در معابر شهري شده است. وي افزود: تجمع خودروها و اشغال يک خط عبوري در معابر منتهي به جايگاه بنزين موجب ايجاد ترافيک کاذب و سنگين مي شود که حل اين مشکل در آستانه ماه مبارک زمضان و بازگشايي مدارس نياز به تدبير جدي دارد.
هاشمي با اشاره به استمرار مشکلات ايستگاه هاي سوخت CNG براي اتوبوس ها و تاکسي ها تصريح کرد: در صورت مشخص شدن ساعات مشخصي از روز سوختگيري براي اتوبوس ها و تاکسي ها در اين جايگاه، مشکل سوخت CNG وسايل حمل و نقل عمومي تا حدود زيادي حل مي شود. معاون حمل و نقل و ترافيک شهرداري تهران با تاکيد بر ضرورت ايجاد جايگاه هاي استاندارد در نقاط حاشيه اي و حومه اي تهران با استفاده از ظرفيت هاي اين شهر اضافه کرد: صرف يک ساعت وقت از سوي رانندگان تاکسي براي دريافت سوخت CNG در حالي که با سوخت دريافتي تنها دو ساعت مي توالنند فعاليت کنند، منطقي به نظر نمي رسد. گفتني است در اين جلسه نماينده شرکت ملي گاز نيز با اذعان به مشکلات موجود بر سر راه سوخت رساني CNG به اتوبوسراني و تاکسيراني خاطر نشان کرد: قول مي دهيم تا اول شهريور مشکل سوخت گيري اتوبوس ها را حل کنيم. از طرف دیگر مدير مركز كنترل ترافيك شهر تهران هم اعلام می کند که قطع برق چراغ تقاطعها و بهم خوردن نظم تقاطعها موجب افزايش مدت زمان سفر شهروندان و نارضايتي شديد آنها شده است.
حجت الله بهروز با اشاره به اختلال وضعيت ترافيكي تقاطعها در اثر قطع برق و افزايش تصادفات در پي آن،تصريح كرد: اين مسئله موجب تأخير سفرها و افزايش مدت زمان آن شده است به گونهاي كه به استناد تماسهاي شهروندان با 1888 ميزان نارضايتي شهروندان از اين وضعيت بسيار بالا است. وی افزود: بر اساس اظهارات شهرونداني كه پشت چراغها ماندهاند مسير 10 دقيقهاي در مدت زمان 30 تا 45 دقيقه طي شده است. مدير مركز كنترل ترافيك شهر تهران تأكيد كرد: براي رفع اين مشكل حتماً تا پايان مرداد صد دستگاه برق اضطراري (UPS) بر روي چراغها نصب ميشود و تا پايان شهريور نيز صد دستگاه ديگر نصب ميشود. وي خاطرنشان كرد: مشكل بزرگ مركز اين است كه وقتي برق چراغها قطع مي شود ارتباط مركز نيز با دوربينها قطع ميشود.اين مسئله مديريت تقاطع ها را با مشكل مواجه ميكند كه اميدواريم با نصب برق اضطراري بر روي دوربينها اين مشكل را تا حد امكان كم كنيم.
حال در این میان به نظر می رسد که مشکل بسیار بزرگتر از این حرفهاست. هنوز تهران خاموش است و شهروندان برای عبور و مرور مشکل دارند. هنوز تهران خاموش است و بسیاری از جایگاه های بنزین و CNG خراب شده اند. هنوز تهران خاموش است و روزانه تعداد زیادی از افراد در آسانسور میمانند. تعدادی دیگر مجبورند تا وسایل اولیه زندگی خود را به جهت سوختگی شدید عوض کنند. هنوز تهران خاموش است و بزرگراه های تاریک انسان را تا معرض مرگ پیش می برند. هنوز تهران خاموش است و حفظ امنیت در آن را با مشکل مواجه کرده است. هنوز تهران خاموش است و مشخث نیست که کدام یک از مسوولان پاسخگوی این مشکل به ظاهر اجتناب ناپذیر هستند. گفتنی است در شماره قبل هفته نامه توضیحات کاملی از مشکلات ناشی از کمبود برق و خصوصاً پیامدهای آن در کاهش تعداد گردشگران به چاپ رسیده است.
موضوع گورستان در تهران سالهاست که به چالشی برای پایتخت تبدیل شده و شهروندان را از آینده زندگی در این شهر ناامید کرده است. گویی تهران به این بزرگی که روزانه بیش از 13 میلیون نفر جمعیت را در خود جای میدهد هیچ فضا و مکان مناسبی برای دفن امواتی که روزگاری در این شهر زندگی کردهاند ندارد و به زعم مسوولان شهری باید پس از مرگ آنها را به نقاط دوردست فرستاد.
حدود 10 سال پیش و در زمانی که نیمی از گورستان کنونی تهران برای دفن اموات این شهر خالی بود محمود رضاییان رییس سازمان بهشت زهرا چه در رسانهها و چه در نامههای مختلف به مسوولان آن زمان اعلام خطر خود را از پرشدن قریب الوقوع بهشت زهرا اعلام و از آنها خواست تا راهکاری مناسب برای رفع این مشکل که آنزمان در آیندهای نه چندان دور و امروز در حالحاضر اتفاق افتاده بیاندیشند.
از آن زمان تا کنون 10 سال میگذرد و در این فاصله روزانه 170 نفر از شهروندان تهرانی در بهشت زهرای پاستخت دفن شده اند. همین آمارهای سرانگشتی نشان میدهد که در طول این 10 سال گذشته، بیش از 600 هزار نفر در بهشت زهرا آرام گرفتند و اکنون که تنها بهشت زهرا سه ماه دیگر یعنی به تعداد 15 هزار نفر دیگر برای دفن جا دارد هیچ مکان دیگری برای دفن 16 هزارمین متوفی تهران وجود ندارد. در این بین رییس سازمان بهشت زهرای تهران با اشاره به اینکه بحرانی بزرگ در انتظار تهران است گفت: طرح جامع تهران و تمامی قوانین بالادست پایتخت موضوع احداث قبرستان جدیدی در منطقه تلو را تایید کرده و در این بین و در زمان تایید این طرح تمامی مسوولان مرتبط احداث گورستان شرق تهران را در منطقه تلو تایید کرده بودند اما اکنون و پس از گذشت چند ماه از این تفاهم نمایندگان سازمان محیط زیست اعلام کردهاند که این قبرستان مجوزهای لازم از نظر زیست محیطی را ندارد.
وی خاطر نشان کرد: این در حالی است که ساخت قبرستان شرق تهران زمانی در حدود سه سال نیاز دارد تا شرایط دفن اموات در آن مهیا شود. مدیر عامل سازمان بهشت زهرا در خصوص رفع این مشکل گفت: تنها راه ممکن برای جلوگیری از بحرانی که در آیندهای نه چندان دور ام القرای آینده جهان اسلام را تهدید خواهد کرد گسترش گورستان به سمت باقر شهر به عنوان منطقه تحت حفاظت بهشت زهراست ولی در این خصوص هم مسوولان شهری باقر شهر که شهروندانشان مدتها در کنار بهشت زهرا رشد کرده و اقتصاد خانواده خود را بر اساس فعالیت در بهشت زهرا بنا کرده بودند سر ناسازگاری با گسترش بهشت زهرا برداشته و اجازه توسعه بهشت زهرا به سمت باقر شهر که میتواند تا 10 سال آینده بحران قریب الوقوع دفن اموات تهران را حل کند نمی دهند.
وی افزود: در صورتی که بهشت زهرای تهران به سمت باقرشهر گسترش یابد فرصتی 10 ساله نصیب مسوولان شهری میشود تا در این زمان موضوع احداث گورستانهای شرق و غرب کشور را دنبال و مکان مناسبی را برای احداث این گورستانها انتخاب کنند. این در حالی است که نمایندگان مردم باقرشهر در شورای اسلامی این شهر بر این عقیده استوارند که گسترش گورستان به سمت باقر شهر مشکلات عدیدهای را برای شهروندان این ناحیه به وجود میآورد و زندگی را برای آنها مختل خواهد کرد. در این خصوص رییس سازمان بهشت زهرا با اشاره به برنامههای سازمان بهشت زهرا گفت: تمامی ساختمانهای اداری بهشت زهرا به منطقه کناری باقرشهر منتقل میشود و مکان ساختمانهای کنونی اداری بهشت زهرا به قطعه دفن اموات تبدیل خواهد شد.
وی افزود: از طرف دیگر سازمان بهشت زهرا بنا دارد تا با احداث پارکی در بین بهشت زهرا و باقرشهر مشکلاتی که شهروندان باقرشهری در خصوص حضور در کنار بهشت زهرا دارند را مرتفع کنند. این در حالی است که موضوع گورستان شرق تهران هم همچنان در کشمکش بین مسوولان شهری و سازمان محیط زیست قرار گرفته است. مسوولان سازمان محیط زیست اعلام میکنند که از زمان ارائه طرح احداث گورستان در تلو با آن مخالف بوده و علت آن را آلودگیهایی که این گورستان برای آب جاری در این منطقه بوجود میآورد اعلام میکنند و این در حالی است که مسوولان شهری ادعا میکنند که سیستمهای پیشرفتهای که در خصوص حفظ محیط زیست در این گورستان به کار گرفته میشود تمام دغدغههای زیست محیطی مسوولان را مرتفع میکند.
با این وجود مسوولان محیط زیست دست روی ایرادی گذاشتند که به زعم بسیاری از کارشناسان شهری و محیط زیستی هیچ ارتباطی به محیط زیست ندارد. آنها اعلام کردهاند که احداث گورستان در شرق تهران ترافیک سنگینی را در این قسمت به وجود میآورد و این در حالی است که مسوولان شهرداری و شورای شهر تهران بر این عقیده استوارند که ترافیک هیچ ارتباطی به محیط زیست ندارد و در پاسخ به این اظهار نظر میگویند که طرح جامع تهران به عنوان طرحی فرادستی مشکلات ترافیکی را حل کرده است.
با این وجود به نظر میرسد که برای تهران پرطمطراق امروز که راه پیشرفت و توسعهیافتگی را میپیماید بسیار نازیباست که موضوع آسانی به نام قبرستان به چالش تبدیل شود. تهران و شهردارش در زمره شهرداران برتر دنیا قرار گرفتهاند و این نهایت کج سلیقگی است که به جهت فقدان مدیریت واحد شهری موضوع گورستان به نوعی سیاسی شود و در نهایت این شهروندان پایتخت باشند که مهر نمیرید را بر پیشانی خود ببینند. گویی تهرانیان تا اطلاع ثانوی نباید بمیرند و در شهری که روزانه دو پاکت سیگار را به ریههای شهروندان وارد میکند به سختی زندگی کند. حال تصور کنید که این وضعیت را یک گردشگر متوجه شوند. بیشک اگر یک گردشگری که به دلیل گردش در تهران و بازدید از آنچه در شهر میگذرد وارد تهران شده باشد و متوجه شود که تهران تنها سه ماه دیگر توانایی دفن اموات را دارد خاطرهای بسیار اسفبار و در عین حال طنز گونهای را از خود به کشورش منتقل میکند. در هر صورت به نظر میرسد که جدای از هرگونه نگاهی سیاسی موضوع گورستان شرق تهران باید در آیندهای نه چندان دور مرتفع و مسوولان با تعاملی سازنده راه پیشرفت پایتختی را که میخواهد در افق چشمانداز 20 ساله توسعه امالقرای جهان اسلام باشد فراهم سازند.
تبریک میگم پیروزی هادی ساعی رو. تبریک می گم. نه اینکه بخوام حس ناسیونالیستی مسخره داشته باشم. نه چون دوست داشتم حال مسوولان ورزشی ایران که خودکشی کردن دارن زیرساخت ها رو آماده می کنن خورده بشه. بخواطر اینکه یکی از اعضای شورای اسلامی شهر تهران در المپیک آبروی کاروان ایران رو خرید. واقعاً خوشحالم. فکر می کنم اگر مسوولان محترم ورزشی لطف کنن و برای بازی های جهانی اعضای شورا رو یک به یک جمع کنن نتیجه ای خیلی بهتر خواهیم داشت. کاشانی رو فوتبالیست، دبیر رو کشتی گیر، ساعی که تکواندو، چمران رو می گذاریم سرپرست تیم. بیادی باشه پرتاب وزنه، خانم ابتکار تو قایق رانی، خانم آباد تیراندازی، نجفی جودو، مسجد جامعی دو میدانی، دانشجو باشه ژیمناست و شکیب هم شنا. فکر کنم این افراد خیلی بهتر از ورزکارامون باشن.