آقايون ساكت! مي گم ساكت! جون مادرتون ساكت! تو رو به هر كس و ناكسي كه مي پرستيد ساكن! خسرو انضباط داشت! ساكت تا نمره انضباطتتون ساكت. اين جمله هاي حاج كاظم پرستو نماي پرستويي شده بود كه چندي پيش SMS او كه گفته بود بي خيال سرطان كبد خسرو بشيد جنجال به پا كرد. راستش من نمي دونم كه كي به اين بازيگر توانمند و دردانه ايران گفته كه تو مديري! احياناً اگر آقاي حاتمي كيا روزي وزير فرهنگ بشن اون به دليل سابقه طويل و موفقش در حوزه مديريت و خصوصاً به دليل تجربه مديريت موفق در مراسم تشييع جنازه خسرو شكيبايي به عنوان مدير شركت ايران خودرو انتخاب بشه. پرويز ادامه مي دهد. ببينيد مردم خوب كه امروز همه اومديم اينجا جنازه خسرو بدبخت رو پر پر كنيم و دستش رو از ضلع شرقي تابوت و پايش را از ضلغ جنوبي بياندازيم بيرون اينگونه كه نمي شود بياييد به خارجي ها بگوييم ايراني هستيم ( اين جمله يعني بي خيال حرف هاي من هر چه مي خواهيد تو سر و كله هم بزنيد) اصلاً گور باباي راننده ماشين ميت كش كه سه ربع دم در تالار عزاي وحدت كه قراره تا چندي ديگه به دليل نبود مكان دفن اموات در بهشت زهرا به قطعه هنرمندان دو تغيير نام بده وايساده.
پرويز ادامه مي دهد. شما را به خدا ساكت ... بچه جان گور بابات كه شير نداري جيغ نزن. از اون ور هم كه بعضي از دوستان حواشي سينما يا هاله نورهاي سينما دارن داد و فرياد مي كنن بشين پاشو ( هر كس نداند مي گويد كه پادگان است اينجا) جميع ميت ها جمع مي شود پرويز همچنان مي گويد ساكت. جمع عكاسان جمع مي شود. البته با اين توضيح كه اسلام مدام بر باد مي رود. خانم شما چه مي خواهي از اين جمعيت. اين را من گفتم نمي دانم به كي و نمي دانم چه ربطي داشت. يكي از يه سمتي مي دود و فرياد و جيغ بنفش سر مي دهد كه استاد رو دارن مي برن بريد كنار. ما رو مي گي از اونجايي كه امروز روز همه شدن استناد گفتيم مبادا منظور پوريا پورسرخ است اما ديديم خدايي نا كرده عزت الله انتظامي دارد از ميان جمعيت مي رود. حال مردم را مي گويي اصلاً كلاً بي خيال خسرو شده و دنبال كاغذ و خودكار براي امضاء مي گردند. نا گفته نماند كه پرويز همچنان جيغ و داد مي زند و كم مانده كه فحش خواهر و مادر را نثار آنهايي كند كه سمت چپ جايگاه نشسته اند. چشمم را مي بندم و ناگاه ياد تشييع جنازه مهستي مي افتم. فكر مي كنم چقدر خوب مي شود اگر در مرگ نفر بعدي پرويز خان به كمك امير قاسمي برود. جنازه با هزار و يك مشكل مي آيد. نه در تابوت در يك سيني. مردم را مي گويي . انگار كه زبانم لال چع اتفاقي افتاده است. پرويز بي خيال نظم مي شود. كه چي؟اصلاً گور باباي مديريت. بعدش كه همه دوستان بالاي 80 سال جمعشان جمع شد پرويز از رفيق شفيق خسرو مي خواهد تا قطعه شعري بخواند. او هم چشم هايش را مي بندد و گويي در اسكار مي خواند. انقدر مغلوب است كه نمي فهمد ميكروفون قطع شده و پرويز آن را از او گرفته است. پرويز مي گويد مي خواهم دست نوشته خسرو را بخوانم. پس ساكن شيد . بعد اولش مي گويد انا لله و انا اليه راجعون. زبانم لال گويي خسرو پيش بين بود و ميدانست كه واژگون مي شود. در همين اوصاف بود كه دو تن از عكاسان همكار مثال تارزان به سقف بالاي سر پرويز مي روند . ما را مي گويي گفتيم خدا به خير كند كه يك ميت نيايد و صد تا برود. او كه آنچنان خرسند از فتح اين قله است حدود نيم ساعتي خودش را مي تكاند و انگار نه انگار كه دوربينش دهنش صاف شده. پرويز از ايرج راد مي خواهد تا حرف بزند. او هم ميزند اما چون داد و فريادش خوب نيست پرويز مي گويد ايرج جان بي خيال. خودش مي گيرد و فريساد مي زند مي خواهم خاطره بگويم. شما را به جان خودتان ساكت. من ... مي خواهم خاطره بگويم... جمعه ... من ... جمعه .... بابا جان ساكت.... جمعه تلفنم زنگ زد نام زيباي خسرو روي آن بود.... بعد خاطره تمام مي شود. مردم آنچنان غرق اين خاطره بودند كه نفهميدند دنيا دست كيست. بعد پسر خسرو مي آيد. آنچنان مقلوب است كه گويي پدرش را از دست داده. مي گويد مرسي كه آمديد. بابام خوشحال شد. اين را كه شنيدم فهميدم كه قطعاً يكي روح خسرو را همين اول كاري كه داره با فردين و اين جور آدما حال مي كنه و آخرين فيلم گنزالس رو تماشا مي كنه احضار كرده. همه اينها ختم مي شود به آنكه آقاي صفار هرندي مي آيند و مي گويند كه از جلسه هيئت دولت آمده اند. ما كه همينش را شنيديم .... بماند. جنازه مي رود توي تالار . مردم مي گويند حيددددددددددددر حيدر. حييييييدر حيدر . من نمي دانم چه ربطي داره به شقيقه. جنازه بد بخت سيصد بار از اين ور به آن ور مي رود و آخر سر از يك دري كه يك نفر هم به زور از آن مي گذرد خارج مي شود. در همين اوصاف بود كه يكي از فاصله ده متري دويد و گفت عزاست عزاست امروز روز عزاست امروز خسرو عزيز ما صاحب عزاست امروز. خودتان قضاوت كنيد يعني چي؟
خلاصه اين برنامه هم تمام شد و ما فهمييم كه اگر طي يك قرار داد چند صد ميليوني پرويز پرستويي براي مدت ده سال پياپي مدير برنامه هاي اموات شود خيلي خوب است. راستي نمي دانم چرا مردم از هر كي عينك داشت عكس مي گرفتند. راستي به نظرم نزديك به 110 تا به نيت 110 نفر مرده اخير بلوتوث روشن بود. احياناً روح احضار شده خسرو موبال هم همراه داشت. N95.
او رفت. بی هیچ حرف اضافه ای. بدون یک واو پس و پیش. مرگ به سراغ ما هم آمد تا یادمان نرود شتری را که دم گوشمان و نه در منل خوابیده است. او رفت بدون هیچ حرف و سخنی. بهترین شد در آخرین روزهای زندگیش تا نشان دهد هر آنچه هستی باش اما می توانی در هر جایی که هستی بهترین باشی. او رفت. بی هیچ واژه ای که لحن خسته نمی تواند از ان دمی برآورد. کودک می شوم تا به مرگ بخندم . نمی دانم چرا هیچ کدام از جمله هایم به جمله دیگر ارتباطی ندارد. هر آنچه می نویسم زیبا نیست. آخر اتفاق زیبایی نیافتاده. اتفاق آنچنان کمر شکن و معیوب کنندهخ بود که دیگر نمی توان واوی هم از والله به زبان آورد. چه می گویی ایلیا. نمی دانم. اما بگذار همین ها را بگویم می دانم که مزخرف است. آخر او رفت. بابا. خسرو هم رفت . خسرو شکیبایی هم رفت. رفت. مرگ . وای. خسته ام خدا از این تقدیرت خسته شده ام. آخر مگر می توان باور کرد. خدایا . چرا؟ این بار تو بگو . او را هم بردی. ؟ آخر چرا؟ دلم گرفته است. نمی دانم . نمی دانم هایم بوی غم می دهد. وای . کمک. نمی دانم . فقط شما را به مرگ قسم. اگر روزی خواستید حرفی بزنید نگویید معتاد بود و رفت . کشید و مرد. تو رو خدا حرف مفت نزنیم. بیایید بگوییم : زندگی صحنه یکتای هنرمندی ماست/ هر کسی نغمه خود خواند و از صحنه رود/ صحنه پیوسته بجاست/ خرم آن نغمه که مردم بسپارند به یاد. روز خداحافظی با او به تالار وحدت می رویم تا مکان جایزه گرفتنش را در جشنواره فجر گلگون کنیم.
«خسرو شكيبايي» در سال 1323 در تهران به دنيا آمد و تحصيلاتش را در رشته بازيگري در دانشكده هنرهاي زيباي دانشگاه تهران به پايان برد. او تا پيش از انقلاب فقط در عرصه تئاتر فعاليت داشت و فعاليت حرفه اي در عرصه سينما را با بازي در فيلم «خط قرمز» (1361، كيميايي) آغاز كرد. اما سرآغاز دوره ي تازه فعاليت بازيگري شكيبايي را بايد فيلم «هامون» (1369، مهرجويي) دانست. او به خاطر بازي در اين فيلم سيمرغ بلورين بهترين بازيگر نقش اول را در هشتمين جشنواره فيلم فجر به دست آورد. او همچنين براي بازي در فيلم «كيميا» (1374، درويش) بار ديگر برنده سيمرغ بلورين بهترين بازيگر نقش اول از سيزدهمين جشنواره فيلم فجر شد. شكيبايي بازي در بيش از بيست و سه فيلم سينمايي و نيز مجموعههاي تلويزيوني متعددي چون «خانه سبز»، «سرزمين سبز» و... را در كارنامه خود دارد.
«خسرو شكيبايي» اخيرا در دومين جشن منتقدان سينمايي، جايزه يكي از برترين بازيگران سي سال سينماي پس از انقلاب را روي صحنه از دستان محمدباقر قاليباف، محمد خزاعي و محمدرضا جعفريجلوه گرفت و با ابراز تشكر، صحنه را ترك كرد.
در شناسنامه اسمش "خسرو" است ولي خانواده و بچه محلها او را "محمود" صدا ميكردند. خسرو شكيبايي متولد فروردين 1323 در خيابان مولوي تهران.
پدر خسرو سرگرد ارتش بود و وقتي او 14 ساله بود بر اثر سرطان از دنيا رفت.
او قبل از اينكه وارد عرصه تئاتر شود ، در حرفههايي چون خياطي و كانال سازي وآسانسور سازي كار ميكند. در 19 سالگي براي اولين بار روي صحنه تئاتر ميرود و بعد از مدتي به عباس جوانمرد ، معرفي و به صورت كاملا حرفهاي بازيگر تئاتر ميشود.
او تحصيلاتش را در رشته بازيگري در دانشكده هنرهاي زيباي دانشگاه تهران به پايان برد. او تا پيش از انقلاب فقط در عرصه تئاتر فعاليت داشت و فعاليت حرفه اي در عرصه سينما را با بازي در فيلم "خط قرمز" (1361، كيميايي) آغاز كرد اما سرآغاز دوره تازه فعاليت بازيگري شكيبايي را بايد فيلم "هامون" (1369، مهرجويي) دانست. او به خاطر بازي در اين فيلم سيمرغ بلورين بهترين بازيگر نقش اول را در هشتمين جشنواره فيلم فجر به دست آورد. او همچنين براي بازي در فيلم "كيميا" (1374، درويش) بار ديگر برنده سيمرغ بلورين بهترين بازيگر نقش اول از سيزدهمين جشنواره فيلم فجر شد و براي فيلم "سالاد فصل"(1383،جيراني) نيز سيمرغ بلورين بهترين بازيگر نقش مكمل را به دست آورد.
اين بازيگر همچنين براي فيلم "كاغذ بي خط" تنديس حافظ را از ششمين جشن ماهنامه دنياي تصوير دريافت كرد و در سال 1386 تنديس جشن يازدهم خانه سينما را براي فيلم "اتوبوس شب" از آن خود كرد.
"خسرو شكيبايي" اخيرا در دومين جشن منتقدان سينمايي، جايزه يكي از برترين بازيگران سي سال سينماي پس از انقلاب را روي صحنه از دستان محمدباقر قاليباف، محمد خزاعي و محمدرضا جعفريجلوه گرفت و با ابراز تشكر، صحنه را ترك كرد.
تلهفيلمهاي "بختك" ساخته يوسف صيادي، "پيوند" ساخته سعيد عالمزاده و "آشيانهاي براي زندگي" ساخته حميد طالقاني از آخرين كارهاي شكيبايي بود.
شكيبايي بازي در نمايشهايي چون زير گذر لوطي صالح، سنگ و سرنا، لحظه،كتيبه، پنجه عدالت، صيادان، سمك عيار، همه پسران من، شب بيست و يكم و بيا تا گل برافشانيم، مجموعههاي تلويزيوني مدرس، روزي روزگاري، خانه سبز، سرزمين سبز، كاكتوس، تفنگ سرپر، گلهاي وحشي و در كنار هم را در كارنامه خود دارد.
او براي فيلمهاي "يكبار براي هميشه"، "سايه به سايه" و "كاغذ بي خط" نامزد دريافت سيمرغ بلورين بوده است. خط قرمز، دادشاه، صاعقه، رابطه، دزد و نويسنده، ترن، شكار، هامون، عبور از غبار، ابليس، جستجو در جزيره، سارا، پرواز را بخاطر بسپار ، يكبار براي هميشه، بلوف، كيميا، پري ، درد مشترك ، لژيون ، سايه به سايه، خواهران غريب، سرزمين خورشيد، عاشقانه ، رواني، زندگي ، دختردايي گمشده، ميكس، دختري بنام تندر، كاغذ بيخط ، مزاحم، اثيري، صبحانه براي دو نفر، ازدواج صورتي، سالاد فصل ، حكم، ستارهها ، عروسك فرنگي، چه كسي امير را كشت؟، دلشكسته، دوشيزه باران، حيران، از جمله كارهاي سينمايي وي بودهاند.
خسرو شكيبايي علاوه بر هنرنمائي درنقش آفريني در سينما و تئاتر، برخي از شعرهايي سهراب سپهري دكلمه كرده و چند آلبوم موسيقي با نام هاي نامه ها و نشاني ها، مهرباني، پريشاني و مسافر را روانه بازار كرده و در بيست و ششمين جشنواره فيلم فجر نيز بازيگر و گوينده تيزر جشنواره بوده است.
"خسرو شكيبايي" 13 مهر سال گذشته نيز به دليل حادشدن بيمارياش و ابتلا به ديابت در بستري شده بود اما به درخواست خودش، اين خبر تكذيب شد.
خسرو شكيبايي برنده تنديس بهترين بازيگر نقش اول مرد در جشن يازدهم خانه سينما، گفت: در ميان مردم مرسوم است كه آن را كه بيشتر به ديده مي آيد و گره ژانر به دست او باز مي شود، به عنوان بازيگر اول ميشناسند، اما بردن اين جايزه يك جور لطف خدا در مورد من بوده، درست است كه اين نقش برايم يك مقدار سخت بود به اين علت كه در جادهاي كه ما ميرفتيم در هر لحظه اش خطرات مختلفي وجود داشت، مثل چپ كردن اتوبوس و... همين طور فرصت نداشتيم تمرين كنيم كه ببينيم قلق آن چگونه است و حتي دو بار هم نزديك بود كه در يك زاويه 90 درجه ماشين چپ شود اما به هر حال لطف خدا بود؛ چون 43 نفر در آن اتوبوس بودند و من اگر سكاندار آن بودم حتماً دستي روي شانه من و حتي روي شانه كيومرث پوراحمد بوده كه اين فيلم ساخته شده است. آنجا حتي باران هم كه ميآمد، خوب بود و از آن استفاده ميشد.
شكيبايي در مورد اولين كار پوراحمد در خصوص سينماي جنگ و اعتمادش به وي اظهار كرد: "وقتي كسي كارگردان هست ديگر فرق نميكند، اگر صد فيلم بسازد، صد و يكاش را هم اگر در ژانر ديگري باشد ميسازد. يك كارگردان جدا از هر چيزي كه منسوب به اوست، بايد چيزي مانند ژن در وجودش باشد كه بتواند هر نوع فيلمي را بسازد و از آنجايي "اتوبوس شب" اولين كار جنگي كيومرث است، آن را دوست دارم.
او ميافزايد: "از طرفي من فكر ميكنم دلنوشته هاي حبيب احمدزاده، پوراحمد را به سمت اين فضا كشانده و بر روي آن تأثير گذاشته است."
شكيبايي براي اولين بار توانسته در جشن خانه سينما به دور از مشغلههاي كارياش شركت كند و دور قبل نيز تنها پيامي براي جشن فرستاده بود كه خود در اينباره ميگويد: "خجالت ميكشم كه نتوانستم برايشان كاري انجام دهم، چرا كه آنجا كساني حضور داشتند كه وقتي به يادشان ميافتيم بدنمان حتي براي لحظهاي و ميلرزد؛ يعني يك اتفاق روحي است كه به صورت فيزيكال هم احساس ميشود، من ديشب جعفر والي را ديدم و بسياري عزيزان ديگر مثل عزت الله انتظامي، محمدعلي كشاورز، علي نصيريان و... پرويز پرستويي هم كه يك استثناست و چه اجراي زيبايي داشت و چقدر براي مخاطبش احترام قائل بود و... شايد اگر به بعضي از ما كه جز بازيگري كاري نكردهايم و آبرويي در اين زمينه داريم بگويند بياييد و كار اجرا انجام دهيم، ميترسيم برويم به سمتش، اما پرويز آن را به خوبي انجام داد."
بی حرف اضافه ؛ خدا حافظ شکیبا ترین خسرو . خسروی شکیبایی.
داشتم فکر می کردم چند روزی بدون اینکه به سیاست های دولت کریمه نهم بی اعتنایی کنم و در صدد انقلاب کبریتی و فندکی و ... برآیم، بگویم به به، کی بهتر از احمدی نژاد برام می مونه، کی مثل من به دام اون اسیره. در همین افکار بودم که به قول میرمیران رها شده خوابم برد. در خواب دیدم که احمدی نژاد با همان هاله های معروف ( منظور نرم کننده هاله نیست منظور هاله های نور الهی است ) به سراغم آمد و باز هم به قول میرمیران رها شده گفت چی صدا کنم تو رو ؟ منم راستش چون فکر نمی کردم که رییس جمهور عدالت محور و مردمی و محبوبمان، خصوصاً بعد از فاجعه ای که نزدیک بود در مراسم مربوط به مسکن آسیا در مرکز همایش ها و وقتی که از ایشان خواستار کاهش تصدی گری های دولت در بخش مسکن شدم برایم به وجود آید، بخواهند اینطور ملایم و مسالمت آمیز با بنده ایراد سخن بفرمایند، بعد از مدتی شگفتانه شدن، گفتم راستش را بخواهید من حسینم، هاشمی، ملقب به ایلیا، ملبس به لباس اسپرت مجلسی، ملتمس به سیاستمداران سیاست ورز و مهرورز، متلزم به پدر جدم که مشهدی بود، ملقی از هر چه بیکاری است. در هر صورت نشستیم و دستور رسید تا مثال جلسات هیئت دولت، یک لیوان چای و دو سه عددی خرما برایمان بیاورند. ما هم از همه جا بی خبر تصور می کردیم نکند شبیه آقای پاریاب می خواهیم بعد از مشاور شدن، رییس آتیه شویم و روزنامه ای که زبانم لال، نکند می خواهد در خصوص فعالیت های انتخاباتی فعالیت کند را بچرخوانیم. خلاصه مردی که روزی آمد ز خورشید کنارمان نشست و شروع کرد به صحبت با ما در حوزه هایی که اندازه سر سوزنی از آن خبر داشتیم. گفت از قالی چه خبر ؟ گفتم کی ؟ گفت ممد باقر رو می گم دیگه. گفتم آها. گفتم مگر نمی دانی که قرار شده ترور شود؟ گفت نه (با تعجب). گفتم این هم کار اجانب همکار در روزنامه همشهری است. گفت ، جداً چه خبر؟ منم گفتم " مای دیر پرزیدنت " خبر ها که دست شماست قربانتان شوم. شما تشریف به دی 8 بردید و با همتاهایی که باید سال ها تلاش کنند تا به شما برسند، صحبت کردید. گفت این را نمی گویم که منظورم شهرداری است. گفتم هیچی . محمد جان که قربانش شوم برنامه هایش را که پدر جد امیرانتظام هم نمی داند. من چه کاره بیدم؟ گفت ای شیطون . این را که گفت یاد سعیدی کیا افتادم که در همایش استانداران تا مرا دید گفت: ای شیطون اینجا چه می کنی. فهمیدم که زبانم لال، در هیئت دولت من به نام ای شیطون شناخته شده ام . خلاصه رییس جمهور گفت شنیدم دیشب رفته تهران 20 . گفتم آری. او از صدا و سیما به این عریض و طویلی تنها همین تهران 20 را دارد دیگر . گفت اما دیدی چه حالی ازش در 20 و 30 گرفتم . منم که کلاً قالیبافی گفتم ای ول به جدال نابرابر. گفت شندیم می خواهد پایه های منوریل را بردارد. من هم که هیچ دل خوشی از منوریل ندارم، گفتم، ای الهی این پایه های منوریل در سر بنده خراب شود که پورمحمدی خارج شده از کابینه، سید مهدی وارد شده به کابینه و خلاصه همه تا مرا می بینند انگار قطار هوایی دیده اند. گفتم بابا جان، یا این پایه ها را بکن در حلق ما یا اینکه دست از سر نیمه کچل قالیباف بردار.
در همین اسناء بودیم که سید محمد خندان الخاتمی وارد شد. گفت بیا اینجا ببینم اصلاح طلب مرتود شده مردود. گفتم بیا. حالا خر بیار و باقالی بار کن. همین جوری مانند کره الاغ نازنین در گل های ناشی از کنده کاری های قالیباف در خیابان انقلاب گیر کرده بودیم حالا این هم آمد تا با آب های سطحی خیابان نیاوران ما را به قعر کهریزک بفرسد. گفتم محمد جان تو چه می گویی دیگر؟ گفت این نامه که به من دادی یعنی چه؟ گفتم بابا مشتی خزعبل بود. زیاد جدی نگیر جان داش محمدت. گفت آره تو را به جان همان عمه هایت که همشهری قالیبافند. گفتم بابا جان به خدا ما یک زمانی فکر کردیم اصلاحات خوب است. گلوی خودمان را پاره کردیم دیدیم تهش، معین است گفتیم ما را به خیر و شما را به سلامت همین. گفت حالا می خواهم به آزادی بیان فکر کنم برو تا نگفتم آرمین بیاید.
تا این را گفت شنیدم یکی از ته تهای خواب گفت موج دیر شد. پاشو بچه پر رو.
هيئت دولت در آخرين جلسه خود 15 ماموريت ويژه به كارگروه مسكن خود محول كرد كه در آن وزير مسكن و شهرسازي، وزير بازرگاني، وزير دادگستري، سرپرست وزارت كشور، وزير تعاون، معاون توسعه مديريت و سرمايه انساني رييس جمهور و مسعود زرييافان حضور دارند و آنها خواست تا اين ماموريت ها را هر چه سريعتر به مرحله اجرا درآورد.
در بند اول اين ماموريت انجام وظايف و اختيارات و مسووليتهاي دولت و رييسجمهور در كليه امور مربوط به املاك، مستغلات، زمين، مسكن و ساختمان در كليه قوانين و مقررات از جمله قوانين برنامه چهارم توسعه، تنظيم بخشي از مقررات مالي دولت و اصلاحات و الحاقات بعدي آن، وصول برخي از درآمدهاي دولت و مصرف آن در موارد معين، نظام صنفي، قانون موسوم به تجميع عوارض و قوانين زمين، ساختمان، مسكن و تشويق احداث واحدهاي مسكوني استيجاري، قانون ساماندهي و حمايت از توليد و عرضه مسكن، تامين و توزيع مصالح ساختماني و چگونگي روش ساختوساز ساختمان و اعطاي تسهيلات بانكي و پرداخت يارانهها، مالياتهاي مستقيم، مجازات اخلالگران در نظام اقتصادي و قوانين و مقررات سازمان حمايت مصرفكنندگان و توليدكنندگان و قانون پولي و بانكي و عمليات بانكي بدون ربا و اتخاذ تصميم، تنظيم و تصويب ضوابط، آييننامهها، تصويبنامهها و دستورالعملهاي مربوط به اجراي آنها تاكيد شده است. اما نگاهي كلي به اين بند كه خود مي توانست به چندين بند متفاوت با دستورالعمل هاي مجزا تبديل شود نشان مي دهد كه انجام تمام اين وظايف با توجه به شتابي كه برنامه هاي مختلف دولت در طول سه سال گذشته داشته بسيار مشكل و در بعضي مواقع غير ممكن به نظر مي رسد. به عنوان مثال قانون تجميع عوارض از جمله قانون هايي بود كه طي سال هاي گذشته مورد توجه بسياري از مسئولان چه در حوزه شهري و چه در حوزه اجرايي كشور بود اما تاريخ نشان داد كه اين توجهات آنطور كه بايد و شايد به مرحله اجرا درنيامد.در اين راستا به نظر مي رسد كه دولت براي به سرانجام رساندن قانون تجميع عوارض بايد نگاهي جدي تر داشته باشد و وزاري خود را مجاب كند تا بخشي از توجهات خود را به صورت متمركز تر روي اين موضوع درگير كنند. از طرف ديگر قانون ساماندهي و حمايت از توليد و عرضه مسكن به عنوان يكي از قوانين مترقي مجلس هفتم شوراي اسلامي هم نيازمند مقدمات بسياري است كه با وجود تلاش هاي دولت آنطور كه بايد و شايد موفقيت لازم را به دست نياورده و گام هاي موثري كه پيش بيني مي شد در طول اين مدت بردارد را آنطور كه بايد و شايد بر نداشته است. در اين حوزه هم به نظر مي رسد كه دولت بايد با نگاهي منطقي راه را به گونه اي هموار كند كه توليد مسكن در ايران شتابي قابل توجه پيدا كند. در اين راستا گرچه طرح مسكن مهر به عنوان مولدي براي توليد مسكن در كشور به حساب مي آيد اما بايد پذيرفت كه رشد شتابنده جمعيت جوان كه نياز به مسكن از جمله مشكلات آنها به حساب مي آيد نمي تواند با روند كنوني ساخت و ساز در بخش زمين هاي 99 ساله اجاره اي تامين شود. در عين حال مسكن اجاره اي از موضوعاتي بود كه سالها مورد توجه كارشناسان مسكن قرار داشت . اين طرح به عنوان يكي از راه حل هاي اساسي رفع بحران مسكن در كشورهاي مختلف جهان كارايي خود را به اثبات رسانده بود و به رعم اين افراد مي توانست بار بزرگي را از دوش مشكلات مسكن كشور بردارد. حال كه دولت موضوع مسكن هاي اجاره اي را در دستور كار خود قرار داده به نظر مي رسد كه در صورت نگاهي جدي به اين مقوله بخش اعظمي از مشكلا مسكن در مدت زمان كوتاهي مرتفع شود . البته در اين بين باز هم بايد توجه داشت كه موضوع توليد مسكن يكي از بخش هاي مهمي است كه بايد در راستاي اجراي طرح ارائه مسكن هاي اجاره اي مورد توجه قرار گيرد. بي شك موضوعات ديگري هم كه در اين بند مورد توجه قرار گرفته به ضمانت هاي اجرايي خاص خود نياز دارد كه در صورت ايجاد آنها بي شك بخش مسكن ايران از بحران كنوني خارج و راه نجات را خواهد پيمود.
در بند دوم اين ماموريت اتخاد تصميم يا تنظيم و تصويب آييننامه يا دستورالعمل در خصوص قيمت گذاري، عوارض و ماليات بر املاك و مستغلات، زمين، مسكن موضوع قوانين و مقررات مربوط و تفكيك و تعيين مصاديق اشخاصي كه به عنوان شغل، در آمد ناشي از مسكن دارند، موضوع مواد (93)، (105) و (131) قانون مالياتهاي مستقيم و مشمولان مواد (52)، (59)، (76) و (77) قانون ياد شده و همچنين ساماندهي قراين و ضرايب مالياتي موضوع مواد (152) و بعد قانون مذكور مورد توجه قرار گرفته است كه اين امر نيز مي تواند در صورت دارا بودن از ضمانت اجرايي لازم بخشي از مشكلات مسكن را مرتفع سازد. قيمت گذاري يكي از مشكلات بزرگي بود كه در طول ساليان گذشته دامان مسكن را به خود گرفتار ساخته بود و به زعم بسياري از كارشناسان بخشي از بحران كنوني مسكن نيز ناشي از همين قيمت گذاري هاي نا موزون و بي برنامه گذشته است. از طرف ديگر موضوع عوارض هم از موضوعات بسيار مهمي است كه بايد در راستاي حل بحران مسكن مورد توجه قرار گيرد. اما در اين بين به نظر مي رسيد كه توجه به اين نكته كه مردم ايران اصولاً مردمي عوارض گريز هستند توجه كرد. بي شك در اين راستا دولت بايد با اتكاء به قوانين و مقرراتي قهري اين كاري كند كه اين امر از ايران رخت بربندد و راه دريافت عوارض آنطور كه بايد و شايد اجرايي شود.
در بند ديگري از اين ماموريت به ساماندهي بازار املاك و مستغلات و زمين و مسكن، اعم از ساختوساز، فروش، پيش فروش و اجاره و كنترل قيمت اشاره شده است. شايد اين بند را بتوان يكي از بندهايي از اين مامريت دانست كه عملاً سال هاست مسئولان به دنبال آن حركت مي كنند و او از دست مسئولان و برنامه هايشان فرار مي كنند. ساماندهي بازار املاك و مستغلات و زمين و مسكن موضوعي است كه عملاً در طول ساليان گذشته محقق نشده و به نظر مي رسد كه علي رغم قابل تحسين بودن اين فعاليت دولت، فرصت تحقق آن از مدت زمان باقي مانده براي دولت نهم فراتر رود. محقق شدن اهدافي كه در راستاي ساماندهي بازار زمين و مسكن وجود دارد بي شك برنامه ريزي هاي بسيار منسجم و دقيقي را مي طلبد كه طي آن بايد از تمامي كارشناسان و صاحب نظران در بخش مسكن استفاده و نظرات آنها را در اين برنامه ها گنجاند.
بند پنجم این ماموریت ویژه بر فراهم نمودن امکانات و منابع مالی لازم تاکید دارد. موضوعی که نه در مسکن بلکه در دیگر صنایع کشور نیز از جمله ضرورت هایی است که باید مورد توجه ویژه قرار گیرد. یکی از مشکلاتی که طی سالهای گذشته و نه در دولت کنونی سد راه بسیاری از پیشرفت های کشور بوده و هست موضوع منابع و اعتبارات مالی و همچنین نیروی انسانی است. اقتصاد متکی به نفت ایران سبب شده که تغییر نرخ طلای سیاه شرایط اقتصادی ایران را دچار تغییر کند . کما اینکه در طول یک سال گذشته و به جهت افزایش بیش از حد قیمت نفت در بازارهای جهانی ، اقتصاد کشورهایی همانند ایران که به درآمدهای حاصل از توجه می کنند دچار مشکل شود. گرچه در طول سالیان گذشته منابع مالی تغریباً مناسبی به بخش عمرانی کشور و به تبع آن مسکن تزریق شد اما نیاز کشور به ساخت و ساز نشان داد که این تزریق پول نمی تواند آنطور که باید و شاید در راستای حل معضل مسکن موثر واقع شود. از طرف دیگر به نظر می رسد که تنظیم سیستم مالی درون کشور هم از ضرورت هایی است که باید در نظام مالی کشور مورد بازبینی قرار گیرد. چرا که بنا بر گواه تاریخ و تجربه هر بار که دولت به جهت جبران کمبود سرمایه در بخش مسکن بودجه ای را از طریق وام و دیگر تسهیلات به بخش مسکن تزریق کرد بازار مسکن دچار گرانی شد و عملاً این نقدینگی معضلی بیشتر را برای مسکن به وجود آورد. از طرف دیگر استفاده نا درست از نیروی انسانی در طول سالیان گذشته چه در سطح مهندسان و چه در سطح کارگران باعض شد که مشکلات بسیاری گریبان مسکن را بگیرد. عدم ساخت و ساز استاندارد و فقدان برنامه ریزی مشخص برای تعلیم نیروهای ماهر تنها نمونه ای از این مشکلات است. با این وجود امید می رود که این بند از مامریت ویژه کارگروه مسکن دولت بتواند با اتکاء به برنامه های اجرایی در آینده ای نه چندان دور معضل منابع مالی و نیروهای انسانی را مرتفع کند.
قانون مداری موضوع بند ششم این ماموریت بود چنانکه در آن آمده است وظایف و اختیارات و مسوولیتهای دولت و رييسجمهور در قانون تعزیرات حکومتی مصوب انجام شود. بی شک قانون مداری از مهمترین عواملی است که کارشناسان مسکن بارها و بارها مد نظر خود قرار دادند و ضرورت آن را به مسئولان کشور گوشزد کردند. حرکت بر اساس قانون به عنوان جامع ترین الگوی اجرایی کشور از مهمترین عواملی است که باید در راستای تحقق اهداف کشور صورت گیرد.
اتخاذ تصمیم در خصوص تامین نیازهای اساسی مردم از جمله مسکن مناسب و نظارت و کنترل امور اقتصادی و هماهنگی راجع به قیمتگذاری، توزیع و ساماندهی اجرای مقررات و ضوابط تعزیرات حکومتی و بازرسی و نظارت و رسیدگی و صدور حکم و اجرای آن ، دیگر بند این ماموریت ویژه بود که توسط هیئت دولت به کارگروه مسکن ابلاغ شد. این بند را شاید بتوان به عنوان مبرهن ترین بند این ماموریت دانست. موضوع تصمیم گیری در راستای تامین نیازهای اساسی مردم از جمله مسکن عاملی است که ضرورت آن از مدت ها پیش مورد توجه قرار گرفته بود. بی شک بر همگان واضح و مبرهن است که تامین مسکن از مهمترین عواملی است که باید صورت بگیرد و نظارت و کنترل هم همین منوال را دنبال می کند.
از دیگر بندهای این ماموریت جلوگیری از سوداگری و احتکار در بخش املاک و مستغلات و زمین و مسکن است. موضوعی که حداقل در دوره نهم ریاست جمهور بیش از سایر ادوار مورد توجه قرار گرفت و شخص اول کشور بارها و بارها از آن صحبت و مسببان آن را از مهمترین عوامل افزایش قیمت مسکن دانستند. در حقیقت این ها همان مافیایی است که مد نظر دولت قرار گرفته و امید می رود که از ایران ریشه کن شود. اما باید پذیرفت که چه این دولت و چه دولت های گذشته آنطور که باید و شاید در راستای حذف عوامل سایه تلاش جدی نکردند و با این تفاسیر امید می رود که این مامریت بتواند دست آنها را از بخش مسکن کشور کوتاه کند.
و در نهایت ساماندهی تبلیغات مربوط به بخش مسکن هم از دیگر بندهای این مامریت 15 ماده ای بود. تبلیغاتی که به زعم مسئولان وزارت مسکن و شهرسازی خود یکی از عوامل موثر در راستای گرانی مسکن است و می تواند اوضاع بحرانی مسکن را بحرانی تر کند. اما باید پذیرفت که در صورت تعامل مثبت و موثر دولت با رسانه های حوزه مسکن این تبلیغات تا حد زیادی از بین خواهد رفت و شرایط به گونه ای رقم می خورد که مشکلات مسکن تا حد زیادی کاهش یابد.
در هر صورت امید می رود که این ماموریت هایی که یک به یک آنها می تواند در راستای حل معضل مسکن در کشور موثر واقع شود با دارابودن از ضمانت اجرایی موثر، آنطور که باید و شاید اجرایی شود. اما در این بین باید پذیرفت که حل معضل مسکن عزمی ملی می خواهد و باید در این راستا از تمامی پتانسیل های موجود استفاده شود.
اگر نگوييم دولت يگانه مرجعي است كه مي تواند از تهديدي به نام بافت فرسوده، فرصتي اقتصادي- اجتماعي ايجاد كند مي توان آن را به عنوان اصلي ترين سرمايه گذار دانست كه توانايي اين كار را دارد. معضل بافت فرسوده در بسياري از كشورهاي در حال توسعه دنيا كه همچنان به دليل استعمار و سلطه نابرابر كشورهاي غربي مقدمات توسعه را را هم طي نكرده اند امري طبيعي و باور پذير شده است اما بي شك اين معضل در ايران به عنوان كشوري كه خود بر اساس برنامه هاي توسعه اي درون زا، به دنبال توسعه يافتگي و قدرتمند شدن در عرصه هاي جهاني است امري غيرقابل قبول است. كشوري كه گرچه صنايع مختلفش در طول چند سال گذشته توان يافته و تاحدودي از يك قطبي بودن در راستاي صادرات مواد خام به منظور درآمدزايي خارج شده ، اما هنوز در بخش مسكن و خصوصاً برخورد با پديده بافت فرسوده نتوانسته آنطور كه بايد و شايد از تكنولوژي نوين جهاني بهره مند شود.
يكي از مظاهر توسعه نيافتگي يك كشور را مي توان بافت فرسوده آن كشور تلقي كرد چرا كه اين موضوع هم از نظر سيما كاملاً نامناسب است و هم از نظر سطح زندگي، درآمد و اشتغال فرسوده نشينان حرفي براي گفتن ندارد. در اين شرايط به نظر مي رسد كه درصد بالاي بافت فرسوده در كشور و خصوصاً تهران به عنوان شهري كه بايد در سال 1404 به عنوان ام القراي جهان اسلام در ميان كشورهاي مسلمان نشين سري در ميان سرها بلند كند امري غيرقابل پذيرش است. نهادهاي مختلفي كه در ايران مسئول حل معضل بافت فرسوده شده اند هركدام شايد قسمتي از راه را هموار كرده باشند اما عملاً تجربه نشان داده است كه اين نهادها در طول ساليان گذشته آنطور كه بايد و شايد در راستاي رسيدن به اهداف عاليه مدنظر نظام و مورد پذيرش مردم گام برنداشته و راهي را پيموده اند كه به زعم بسياري از كارشناسان به سمت تغيير در ساختار بافت فرسوده نبوده است.
در زمان شهرداري محمود احمدي نژاد، مقوله بافت فرسوده شهر تهران به عنوان يكي از پرونده هاي مفتوح در شهرداري مورد توجه قرار گرفت و فعاليت هاي موثري هم در اين راستا انجام شد. دريافت فاينانس به منظور هزينه در بافت فرسوده و ارائه برخي طرح ها در اين حوزه شايد مهمترين فعاليت هايي بود كه محمود احمدي نژاد و همراهانش در مديريت شهري به منظور حل معضل بافت فرسوده مورد توجه قرار دادند اما كارنامه شهردار رييس جمهور شده تهران نشان داد كه اين فعاليت ها آنطور كه بايد و شايد چشمگير نبوده و عملاً موفق به حل تمام يا بخشي از معضل بافت فرسوده نشده است. در عين حال با وجود اينكه يكي از مهمترين شعارهاي او در زمان انتخابات رياست جمهوري توجه به اقشار كم درآمد بود و از آنجايي كه تجربه نشان داده بخش اعظم افرادي كه تصور مي شد كه احمدي نژاد فعاليت هاي خود در راستاي حل معضل بافت فرسوده را در دولت نيز ادامه دهد. اما با وجود برخي حرف و حديث هايي كه در اين راستا بيان شد اما به نظر مي رسد كه مشغله بيش از حد رييس جمهوري باعث شد تا جديتي كه او در خصوص بافت فرسوده خرج مي كرد در دوره رياست جمهوري به كار نگيرد و با كمي كم توجهي به اين موضوع بنگرد.
ازسوي ديگر سفرهاي استاني دولت كه از ابتداي فعاليتش به برنامه اي هميشگي تبديل شد توانست تا مدير ارشد كشور را با مشكلات اقصي نقاط ايران آشنا سازد و در اين ميان حضور سرزده او در محلات فقير نشين كشور هم اين اميد را كه احمدي نژاد با بافت فرسوده و افرادي كه در آن زندگي مي كنند،بيشتر آشنا شود اما تا كنون دولت يا نتوانسته برنامه هاي خود در اين حوزه را آنطور كه بايد و شايد اجرايي كند و يا اينكه اصولاً برنامه مشخصي در راستاي حل معضل بافت فرسوده نداشته است كه البته با وجود توجهي كه وي در طول دوران مديريت خود چه در سطح تهران و چه كشور به اقشار كم درآمد داشت مي توان تصور كرد كه گزينه اول از صحت بيشتري برخوردار باشد.
به هر حال موضوع بافت فرسوده در ايراني كه هر روزه خطرات مختلفي مثل زلزله آن را تهديد مي كند، موضوعي است كه در صورت عدم توجه مي تواند در آينده هاي دور و نزديك بحران انساني شديدي بر ايران تحميل كند و بي شك در اين ميان توجه به بافت فرسوده و سعي در تغيير و نوسازي آن نه تنها مي تواند به عنوان يك فرصت اقتصادي مطرح شود بلكه مي تواند از چهره ناموزون بسياري از شهرهاي كشور، سيمايي زيبا و دلنشين بسازد.
در هر صورت اين دولت است كه هر ساله با ارائه بودجه پيشنهادي به مجلس شوراي اسلامي خوني تازه در رگ بخش هاي مختلف عمراني و اجرايي كشور تزريق مي كند و در اين ميان توجه ويژه به بافت فرسوده مي تواند سرعت حركت اين خون را دوچندان كند اما با وجود تاييد فعاليت هاي دولت در اين حوزه بسياري از كارشناسان اعتقاد داشتند كه دولت نهم و به صورت عام دولت هاي گذشته، هيچ كدام آنطور كه بايد و شايد در راستاي حل معضل بافت فرسوده قدم بر نداشتند و نتواسنتند آنرا سروسامان دهند. به هر حال اميد مي رود كه دولت نهم در يك سال باقي مانده از دوره فعاليت خود بر سرعت فعاليت هاي خود در حوزه بافت فرسوده بيافزايد و آن را به عنوان يكي از دستاوردهاي مهم خود در تاريخ ايران ثبت كند.
از همین چند دقیقه درس خوندنه توی شش هفت ترمی که از دانشگاه می گذره ، حداقل این رو فهمیدم که گفت و گو یک موجود دو طرفه است ! فارغ از هرگونه نگاه سیاسی اینکه جرج بوش هر از گاهی میاد تو تلویزیون ، پاش رو روی پاش میندازه و شروع می کنه به بافتن یک سری اراجیف ، باید قبول کنیم که حرکت دکتر محمود احمدی نژاد در خصوص صحبت در صدا و سیما هم در نوع خودش دولت نهمی است ! سه ، چهار روزی است که زیر نویس صدا و سیما بی خیال تبلیغ اشی مشی و پودر ظرف شویی و لباسشویی شده و مدام از گفت و گوی رییس جمهور با مردم میگه . اما چند تا نکته این وسط سر بسته باقی مونده :
اول اینکه این گفت و گو نیست ، سخنرانی است ، دوم اینکه اصولا این قبیل سخنرانیها کاری برای حل مشکلات مردم نکرده و سوم اینکه جز اینکه آقای رییس جمهور از مافیا و باقی معضلات گله کنه و مردم هم با چشمهای پر از اشک به حال رییس جمهورشان غصه بخورند ، چیزی نداره !