تبليغاتX
دست‌نوشته‌ای که نابود می‌شود

محرمآري او شهيد شد. اما به عقيده من نه به اين دليل كه غريب بود كه او آشنا بود. غريب ماييم نه او. اين را بفهميم. اري او شهيد شد. او جان داد. خون خود را در دشت سرازير كرد تا به من و توي مومن راه و رسم آزادي و آزادگي را بفماند. آري او شهيد شد تا به اثبات رساند بساط ظلم و جور و ستم در اين روزگاران بي مورت كمتر از يك پلك زدن برباد مي رود. آري او شهيد شد تا نشان دهد مردي چيست و مرد كيست. آري او شهيد شد تا راه را براي من و توي به اصطلاح مومن باز كند. اما او نمي دانست كه از اسلام فقط نامي را باقي مي گذاريم و توهمي را. اما او نمي دانست من و تويي كه شب ها از خواب خود و همنوع خود مي زنيم و خيابان ها را متر مي كنيم اصلاً به يادش نيستيم كه مي خواهيم خود نمايي كنيم. اما او نمي دانست كه در سالروز مرگش دختران همين حوالي به دنبال عشق زميني خود مي گردند و پسران به دنبال طعمه اي براي بلعيدن. آري او شهيد شد اما نمي دانست كه سالروز مرگش به جشني تبديل مي شود براي آنهايي كه مي خواهند صبح را در آغوش ديگري صبح كنند. آري او شهيد شد اما نمي دانست كه در كشوري كه نام و يادش لقلقه زبان است او را به دروغ قسم مي خورند. آري او شهيد شد اما نمي دانست كه چه ريايي از شهادتش بر جاي مي گذارند پيروانش . آري او شهيد شد اما نمي دانست كه روز شهادتش را اشتباه مي گيرند آنهايي كه دم از ناب بودن اسلام محمدي مي زنند. آري او شهيد شد اما نمي دانست كه مرگش با قمه اي بر سر ياد مي شود و نه فلفسه مرگش. او گفت كه اگر مرد نيستيد ازاده باشيد اما نمي دانست كه آزاده در ۱۴ قرن پس از وفاتش ناميست كه دختران اين حوالي بر خود مي نهند . آري آزادگي تنها نامي شد تا من مرد به خودم بخندم و تو را به سخره بكشم . چرا كه مردان دلهاي مردشان را در بطري هاي الكل نهاده اند و دختران ، صفاي عطوفت را در جعبه هاي پودر.

محرم از نگام من؛

اميدوارم نبينند خارجي ها تا نبرند زيبا رويانمان را

و مضحكه نكنند خودزني هامان  

 

 محرم

 

محرم

 

محرم

 

محرم

 

محرم

 

محرم

 

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم دی 1386ساعت 15:56 توسط سید محمد حسین(ایلیا)هاشمی |

تهمتبعضي از وقت ها برخي از حرفا، آدم رو مثل پيامك هاي غير اخلاقي يا به يغما بردن دختران سرزمين آريايي ايران، اونچنان مي سوزونه كه دوست داري زمين دهن باز كنه و بری اعماق ته زمين. تو اينجور وقت ها دوست داري موادي كه اينجور حرفا رو بهت زده مثل يه سيب گاز زده لهيده تلخ بندازيشون توي جوبي كه از شدت كثيفي فقط اين موشه كه توش ابوعطا مي خونه. بعدشم اونقدر لگد مالش كني كه تا خود خود كهريزك حركت كنه و اونجا به دست تقدير بازيافت بسپاريش. البته از اونجايي كه احتمالاً اينجور مواد قابل بازيافت شدن نيستند بايد اونها رو دفن كرد. ولي متاسفانه از اقصي نقاط جهان گفته مي شود كه اين مواد همانند دفن افراد كراكي ممكن است آينده ناگواري را براي زمين و بشريت داشته باشند. به همين خاطر مجبور مي شن اونها رو بسوزونن اما بازهم از آنجايي كه ممكن است دود ناشي از سوزاندن اين مواد كاملاً سمي باشد بايد راهي را براي نجات بشريت از اين مواد كشف كرد.

در هر صورت به نظر مي رسد كه بايد مراقب اينجور مواد بود. اين مواد بيشتر از بمب هايي كه هيروشيما را زير و رو كرد مخرب تر است.   

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم دی 1386ساعت 11:16 توسط سید محمد حسین(ایلیا)هاشمی |

وزیردیروز برای اولین بار بود که طی سه چهار هفته پیش برنامه وزارت کشور با نیم ساعت تاخیر شروع شد.البته در اینکه اینجا ایرانه یعنی کشوری که باید توش نیم ساعت ساعت تاخیر وجود داشته باشه شکی نیست. البته این داد و بیدادم بی دلیل هم نیست ها. چرا که توی اون روزهایی که به قول رییس جمهور عدالت محورمون سرمای سوزان کل کشور رو در بر گرفته بود ستاد بحران طی یک پیامک فوری به تمامی خبرنگاران اعلام کرد که بیایید که می خوایم جلسه اضطراری ستاد بحران را راه بندازیم. آقا ما رو می گی! دقیقاً شبیه مادرمرده ها دویدیم تا به ساختمان ۱۹ طبقه وزارت کشور برسیم. البته از بد احوال جلسه ستاد بحران توی یکی از اتاق های زیر زمین این ساختمون ۱۹ طبقه برگزار می شد. به هر تقدیر ساعت ۴ مقرر در پیامک ها یه طرف و ساعت ۴۰/۵ جلسه تموم شه بازم همون طرف. ناگهان در میان این جلسه اضطراری درب جلسه به صورت نمی دونم نا خودآگاه یا خودآگاه باز شد. به جان خودم جلسه به هر چیزی شبیه بود جز جلسه ستاد بحران. انگار نشسته بودند و داشتند برای همدیگه قصه تعریف می کردند آخرش هم پیام اخلاقی قصه رو تعطیلی یک هفته ای مدارس و ... نتیجه گرفتند. حالا بماند که توی این مدت ۴۰/۱ ما مثل بید مجنون داشتیم می لرزیدیم.

دومین مرتبه ای هم که توی یه هفته خبرنگارا ۲ ساعت معطل شده بودند بازم به جلسه ستاد بحران اما با این تفاوت که توی این جلسه رییس ستاد که همون وزیر کشور باشه و کلی از وزراء و احمدی مقدم و کلی آدم دیگه هم حضور داشتند . اما از بد روزگار باز هم نگو که این جلسه، محرمانه بوده و از اونجایی هم که خبرنگارا نقش موش دم بریده را بازی می کنند براشون تله می ذارن تا نیان تو.

نکته جالبی که اینجا بود حضور وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی توی جلسه ستاد بحران بود. البته همین رو از آقای وزیر کشور پرسیدم که ایشان جواب دادند: وزیر فرهنگ رییس شورای اطلاع رسانی ما هستند. حالا شما از این رییس شورای اطلاع رسانی خبر گرفتید ما هم گرفتیم.

اما دیروز که باز هم رسیدیم خدمت آقای وزیر طی سوالی که از ایشون داشتم ایشان موانع قانونی را بزرگترین خلاء در برخی از اشتباهات انتخاباتی از جمله تبلیغات انتخابات دانستند. دیگه مگه می شد که بهانه ای جز این را به زبان بیاورند. هر چه شد این موانع قانونی اومد وسط.

در هر صورت هیچ قصدی از نوشتن این پست نداشتم. فقط می خواستم وبلاگم رو آپ کرده باشم.

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم دی 1386ساعت 9:49 توسط سید محمد حسین(ایلیا)هاشمی |

مسکنهمزمان با انقلاب اسلامي ايران، شعار توزيع عادلانه ثروت ، موجي از آرامش را به كشور هديه داد . گويي اقتصاد، همانند معجزه اي بود كه توانست قشر وسيعي از جامعه را از تب و تاب و نگراني هاي اقتصادي و خصوصاً در حوزه اقتصاد مسكن بياندازد و به نحوي نويد آينده اي روشن را به ارمغان آورد. كمااينكه پس از گذشت يك سال از انقلاب، دولت بني صدر وام هايي تحت عنوان وام هاي مسكن بني صدري را براي خريد مسكن به شهروندان اعطاء كرد و طي آن شهروندان موفق شدند تا سقف 300 هزار تومان تسهيلات دريافت كنند.
ارائه اين وام ها در اوايل انقلاب شايد آرامشي نسبي را در بازار آن زمان پديد آورد اما مشخصاً اين وام از جمله عواملي بود كه اولين موسيقي نا متوازن تورم را در ايران نواخت.
كوك شدن ساز تورم در آغازين روزهاي جنگ تحميلي، دست كمي از مصيبتي بزرگ نداشت چرا كه از سويي كشور در كوره آتش تورم مي سوخت و از سويي ديگر با جنگي دست و پنجه نرم مي كرد كه خود تحميل كننده تحمل بار تورم تحمل در ايران بود.
در اين بين كاملاً مبرهن است كه همزمان با ورق خوردن برگ جنگ تحميلي در ايران، معضل مسكن به عنوان يكي از چالش هاي كشور مطرح شد و شايد بتوان به جرات اعلام كرد كه بسياري از متخصصين امر نيز اين رخداد را پيش بيني مي كردند.
جنگ، خسارات فراواني را به كشور تحميل كرد اما در كنار تمام اين عوامل ، مسائل و مشكلات اقتصادي، به نقطه اي براي به چالش افتادن نا‌خواسته شعارهاي اوايل انقلاب تبديل شد. حال آنكه در اين شرايط اقتصادي، ايران بايد ضمن دست و پنجه نرم كردن با تحريم هايي كه يك به يك به سمت كشور سرازير مي شد، در فكر رفع مشكل مسكن كه يكي از عمده مشكلات ناشي از خرابي هاي جنگ بوده است باشد و همين موضوع به نوعي شهروندان را از اميد مسكن، حداقل تا چند سال آينده، نااميد كرد.
به هر تقدير مي توان اينطور نتيجه گرفت كه جنگ در كنار مشكلاتي كه براي فرد فرد ايرانيان به همراه داشت وضعيت مسكن كشور را به بدترين شرايط وقت خود رساند.
به هر تقدير، با پايان يافتن جنگ تحميلي انتظار مي رفت تا در دوره سازندگي، مسكن از نگاه ويژه اي برخوردار شود. اما در اين دوره هم شاهد بوديم كه دولت، با اين تصور كه وام مسكن مي تواند دردي از دردهاي بي درمان آن دوره مسكن را درمان كند به ارائه وام هاي 5 ميليوني پرداخت كه پس از مدتي اين وام ها هم به همان دامي دچار شد كه دولت بني صدر هشت سال قبل از آن در آن دام دست و پا مي زد. افزايش ناگهاني قيمت مسكن در طي اين دوره آنچنان داغ شد كه حتي خوشبينانه ترين افرادي كه آينده روشني را براي مسكن ايران متصور مي شدند هم از چشيدن طعم شيرين ميوه مسكن در كشور نااميد گشتند.
به هر تقدير ارائه اين وام ها تنها در كوك كردن ساز تورم كشور همت گمارد. كوك ساز تورم در دولت سازندگي آنقدر طولاني شد كه دامان دولت اصلاحات را هم گرفت. به نوعي كه در اين دولت هم دولتمردان و صاحبنظران نتوانستند راهي جز راه هاي مسكن را براي مسكن پيشنهاد كنند. راهكاري همانند ارائه وام هاي 12 ميليوني، تنها از نظر ميزان تسهيلات با دو نوع وام قبلي تفاوت داشت. اما ماهيتاً هيچ تاثيري در تعادل بخشي به بورس مسكن را دنبال نمي كرد. اين وام ها مجدداً آنچنان بازار مسكن را ملتهب كرد كه شهروندان با رويگرداني از انتخاب 20 ميليوني خود، دولت خاتمي را با وجود حركاتي منطقي در ساير حوزه هاي اقتصادي و حفظ رشد نقدينگي دولتي ضعيف در امور مسكن دانستند.
البته در اين بين نبايد از نظر‌‌ دور داشت كه كاهش ميزان نقدينگي در زمان دولت گذشته توانست تا آرامشي نسبي را در بازار اقتصادي كشور به همراه داشته باشد اما به دليل يك قانون نانوشته كه مسكن ايران بايد هر از چند گاهي با برخي مشكلات دست و پنجه نرم كند دولت اصلاحات نيز گرفتار اين قانون شد و معضل مسكن را تجربه كرد.
با اين تفاسير مي توان اينطور انتظار داشت كه دولت مهرورز و عدالت محور كنوني كه اصلي ترين شعارهاي خود را روي اقتصاد كشور متمركز كرده بود هم از مشكلات مسكن در كشور رنجور شود چرا كه مسكن ايران همانند موريانه اي به جان تك تك دولت هاي ايران مي افتاد.
دولتمردان دولت نهم در خصوص مسكن، شايد راهكارهاي جديدي را به مرثه ظهور رساندند اما آنچه از جامعه به نظر مي رسد نا كارآمدي اين راهكارها مي باشد. راه كارهايي همانند ارائه زمين هاي 99 ساله اجاره اي از منظر بسياري از كارشناسان، بيشتر از آنكه بتواند اميدي براي خانه دار شدن جامعه محسوب شود تجربه اي است كه شايد بهاي بالايي در آن پراخت شود.
دولت نهم از ابتداي كار خود در جهت حذف سوداگران مالي در كشور حركت كردند و همين امر باعث شد تا مردم انتظار بالايي را در جهت رشد اقتصادي جامعه داشته باشند. رشدي كه بعيد به نظر مي رسيد با راهكارهاي سطحي دولت چه در دوره نهم و چه در هشت دوره ماقبل آن محقق شود.
يكي ديگر از راهكارهايي كه در دولت نهم به منظور حذف شرايط بحراني مسكن به كار گرفته شد ارائه وام هاي 18 ميليوني مسكن بود. وام هايي كه بدون توجه به تجربه هاي غلط گذشته بر شرايط نامساعد پراكندگي نقدينگي در كشور افزود و سرمايه اي بي بند و بار را در كشور به جريان انداخت كه جمع آوري آن از عهده يك فرد يا گروه بر نمي آمد.
در اين راستا بايد اذعان داشت كه ارائه وام هاي مسكن، شرايط را براي افزايش ميزان تقاضا فراهم كرد و اين در حالي بود كه ميزان عرضه در كشور رقم پاييني را به خود اختصاص داده بود و فعاليت هايي كه در راستاي حذف شرايط نامساعد مسكن در كشور به كار گرفته گماشته شده بود توانايي و قدرت مقابله با ديو سياه بي مسكني در ايران را نداشت.
تمامي اين عوامل دست به دست هم دادند تا به نوعي تيشه اي از تورم را به ريشه اقتصاد جامعه بزنند و عدم توازن بين رشته هاي مختلف اقتصادي را بوجود آورند.
اين در حالي است كه در زمان ارائه وام هاي 18 ميليوني مسكن، بسياري از كارشناسان درصدد طراحي راهي براي خروج از بحران وام هاي 12 ميليوني سابق بودند كه همچنان گريبان جامعه را مي فشرد.
هنوز مدت زمان زيادي از افزايش 200 درصدي نرخ مسكن در كشور و خصوصاً كلانشهرهايي مثل تهران نگذشته بود كه زمزمه هايي از ارائه وام هاي 36 ميليوني به گوش رسيد. زمزمه هايي كه ديگر توان محاصره قيمت را از هر مسئولي مي ربود. وام هاي 36 ميليوني در ابتداي طراحي خود بنا را بر خانه دار كردن زوج هاي جوان گذاشته بود تا هر كدام از زوجين با خريد سه دانگ از يك منزل مسكوني بتوانند به تنهايي از 18 ميليون تومان تسهيلات بانكي استفاده كنند.
از ابتداي مطرح شدن ارائه اين وام ها تشديد مشكلات مسكن به دليل عواملي از جمله افزايش ناگهاني تقاضا و هجوم متقاضيان، افزايش نقدينگي معلق در جامعه، استفاده هاي غير مرتبط از اين وام ها و ديگر دلايل از اين دست پيش بيني مي شد. تا جايي كه در برخي از نقاط كشور مشاهده شد كه با مطرح شدن ارائه اين وام ها از خرداد ماه سال آينده، نرخ خريد و فروش در بازار مسكن دچار تغيير و تحولاتي شگرف شد.
از سوي ديگر، برخي از كارشناسان بر اين باورند كه ارائه وام هاي 36 ميليوني تنها به دليل فروش برخي از خانه هايي است كه به دليل ركود گذشته بازار مسكن، بدون مشتري باقي مانده بود و خريداري نداشت. اين افراد معتقدند كه ارائه وام هاي مسكن زوجين مي تواند برخي از دست هاي پشت پرده در مسكن ايران را شادمان كند و بر اين عقيده اند كه ارائه وام هاي 36 ميليوني، تورم براي مردم و سوددهي بالا را براي بانك ها و برخي از افراد به دنبال دارد.
گروهي ديگر از كارشناسان مسكن هم بر اين باورند كه اين وام ها بيشتر از آنكه به مسكن تبديل شوند نقش مرهمي براي زخم هاي ديگر زندگي را ايفا مي كنند.
به هر تقدير با يك ديد متفاوت مي توان اينگونه نتيجه گرفت كه ارائه وام هاي 36 ميليوني مسكن به زوجين، بيشتر از آنكه بتواند مردم را صاحب خانه كند باري به اسم بازپرداخت را روي دوش آنها مي گذارد. باري كه بايد هر زوج جوان وزن آن را سال هاي سال تحمل كنند. البته در اين ميان نبايد از نظرها دور داشت كه ارائه وام هاي 36 ميليوني و نقدينگي كه به تبع آن در كشور به وجود مي آورد نمي تواند نتيجه اي جز ايجاد تورمي غير قابل كنترل را در كشور داشته باشد. تورمي كه پس از هر بار ارائه وام در هر حوزه اي و خصوصاً مسكن بوجود آمده است.
حال اينكه دولت پس از گذشت چند روز از اعلام ارائه اين وام ها و اتفاقات عجيبي كه حول اين محور رخ داد با تغيير شرايط، ارائه وام هاي 36 ميليوني مسكن زوجين را منوط به ساخت مسكن توسط اين افراد دانست. تغييري كه به زعم بسياري از كارشناسان هيچ تفاوتي را در ميزان ضررات ارائه وام ندارد. چرا كه ماهيت ارائه وام به افراد خصوصي ماهيتي اشتباه است.
بدون شك، هيچ كدام از زوج هاي جوان در بسياري از شهرهاي كشور و خصوصاً در تهران آنقدر توانايي ندارند كه به ساخت و ساز منزل مسكوني همت ورزند و مهمتر از آن اينكه با وام 36 ميليوني در تهران و يا شهرهاي اطراف تنها مي توان گوشه اي از زمين يك خانه را خريد. از طرف ديگر ارائه اين وام ها به شرط ساخت و ساز بايد متضمن بسياري از مقدمات باشد كه هنوز در كشور ما آنطور كه بايد و شايد وجود ندارد. ساخت و ساز كارگر ساختماني مي خواهد كه در كشور ما پس از خروج كارگران افغاني كارگر ساختماني به مثابه گنجي شده است در دل اقيانوس. همچنين با همين شرايطي كه بر ساخت و ساز كشور وجود دارد كمبود بسياري از مصالح ساختماني درد درمان نشده اي است كه عده اي از مسئولان را به سمت و سوي خود متوجه كرده است. ضمن اينكه نبايد از كمبود زمين در شهرهايي مثل تهران غافل ماند. حال افزايش قيمت سيمان، آهن و ديگر مصالح مورد نياز ساخت و ساز هم باري است افزون بر بارهاي گذشته. با تمام اين شرايط و با احتساب مشكلات ديگري كه گريبان ساخت و ساز در كشور را گرفته است نمي توان انتظار داشت كه ارائه وام هاي 36 ميليوني بتواند مشكلات مسكن ايران را تعادلي هر چند موقتي بخشد. چه بسا كه ارائه اين وام بيش از گذشته شرايط را براي مسكن ايران سخت و سهمگين كند.
به هر تقدير، به نظر مي رسد بهترين راه براي خروج از معضل مسكن در ايران ارائه وام ها به انبوه سازان و تعاوني ها مي باشد. البته، نا گفته نماند كه با طرح مقوله ارائه زمين هاي 99 ساله اجاره اي در هر نقطه اي از كشور كه امكان داشت يك تعاوني آغاز به كار كرد و همين موضوع سبب شد تا معضلي بر معضلات كشور در حوزه مسكن اضافه شود. اما با اين شرايط بايد پذيرفت كه ارائه وام ها به انبوه سازان و تعاوني هاي صالح، بهترين روشي است كه در صورت يك برنامه ريزي موثر مي توان بدان تكيه كرد. البته حركت در مسير مستقيم ارائه اين وام ها منوط بر آن است كه مسئولان در درجه اول به شناسايي گروهي از انبوه سازان ماهر و مطمئن تحت نظر تعاوني هاي معتبر اقدام و سپس نقدينگي سيالي را كه در جامعه همانند بادي در حال وزش مي باشد به سمت اين گروه ها هدايت و با يك برنامه ريزي مدون در زماني مشخص از آنها طلب كار كنند. تا در اين صورت هم مردم و هم مسئولان بدانند كه در يك تاريخ مشخص، ميزان مشخصي از مسكن در اختيار شهروندان قرار مي گيرد. در غير اينصورت مي توان نتيجه گرفت كه مسكن در ايران پاشنه آشيلي است كه هر دولتي را مورد هجوم قرار مي دهد .

+ نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم دی 1386ساعت 8:55 توسط سید محمد حسین(ایلیا)هاشمی |

بودجهسال گذشته در چنين روزهايي بود كه رئيس جمهور همزمان با ارائه لايحه بودجه سال 86 بودجه عمراني مورد نظر خود را به مجلس شوراي اسلامي تقديم كرد. اما در همان زمان نمايندگان مردم در خانه ملت با ارائه برهان بحران تورم در كشور يك سوم بودجه درخواستي دولت را تصويب كردند و اينگونه شد كه دولت توانست تا از بازار داغ سهم گيري خود، تنها 18 هزار ميليارد تومان را به منظور پيشبرد طرح هاي عمراني خود دشت كند.
آن زمان شايد بسياري از كارشناسان، تصور مي كردند كه كاهش يك سومي بودجه عمراني، دولت محمود احمدي نژاد را با مشكلات فراواني روبرو خواهد كرد و از طرف ديگر برخي از كارشناسان هم معتقد بودند كه كاهش ميزان بودجه عمراني مي تواند تا حدودي از تورم در كشور جلوگيري كند.
حال آنكه به گفته رييس كميسيون عمران مجلس دولت پس از كاستي در بودجه عمومي خود، مجبور شده است تا ميزاني از بودجه عمراني را به بخش جاري كشور تزريق كند و از طرف ديگر هم در بخش عمران وزارت راه و سد سازي دولت نزديك به يكهزار ميليارد ريال بدهي دارد.
تمام اين شرايط همانند پازلي كاملاً پيچيده بودجه عمراني كشور را همانند علامت سوالي كرده است كه هر از گاهي در ميان حجم سوالات اقتصادي خودنمايي مي كند.
به هر تقدير امروز يكسال از آن زمان مي گذرد و مسئول نهمين دوره رياست جمهوري كشور، لايحه بودجه سال 87 خود را به رييس قره قانونگذار كشور تقديم كرد. بودجه اي كه در آن از افزايش سه برابري بودجه عمراني كشور خبر مي رسد. افزايش سه برابري بودجه عمراني كشور به زعم بسياري از صاحبنظران تكراري مكرراتي است بر بودجه هايي كه تا كنون احمدي نژاد ارائه كرده است.
مشخصاً مي توان اينطور نتيجه گرفت كه افزايش بودجه عمراني مي تواند نقدينگي بالايي را به 135 هزار ميليارد ريال نقدينگي جامعه اضافه كند. اين در شرايطي است كه هم اكنون و بدون تزريق اين نقدينگي احتمالي شاهد افزايش تورم در جامعه هستيم و در صورتي كه اين بودجه در عمران كشور تصويب شود اولين تاثيرش بر بازار اقتصادي كشور كوك شدن ساز تورم مي باشد. ساز نا موزوني كه هنوز دولت نتوانسته است تا راهكاري را براي آن پيش بيني كند.همچنين درصورت تصويب بودجه عمراني دولت توسط مجلس، ايران شاهد تغييراتي عجيبي در اقتصاد خود خواهد بود و اين در شرايطي است كه نرخ تورم در كشور همچنان نتوانسته است تا آرامشي نسبي را شاهد باشد.
در اين ميان به نظر مي رسد كه دولت بايد به جاي تشديد ميزان نقدينگي جامعه سعي در كاهش آن داشته باشد اما اين حركت دولت در افزايش بودجه عمراني كشور مي تواند نويد از آن دهد كه بار نقدينگي در كشور آنقدر سنگين خواهد شد كه امكان دارد تمام شعارهاي اقتصادي دولت در اوايل تصدي را بي رنگ كند.
از طرف ديگر بايد به اين موضوع هم توجه داشت كه دولت در سفرهاي استاني خود، پس از تصويب پروژه هاي مختلف عمراني، بودجه مقتضي را به آنها ارائه مي كند و اين در شرايطي است كه بودجه تخصيص يافته در سفرهاي استاني با بودجه درخواستي دولت تفاوت دارد.
اين بدان معناست كه دولت در خصوص پروژه هاي عمراني كشور از دو منبع استفاده مي كند و در حقيقت پروژه هاي عمراني كشور پشتوانه قوي دارد. پس در اين شرايط انتظار مي رود كه دولت در بخش بودجه عمراني خود تجديد نظري را داشته باشد چرا كه جامعه گوياي آن است كه توانايي كشش بار تورمي ماوراي تورم كنوني را ندارد.حال با شرايط موجود بايد به انتظار نشست تا راهكار مجلس در قبال بودجه عمراني دولت چيست و آيا بودجه عمراني دولت راي مي آورد؟

+ نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم دی 1386ساعت 8:53 توسط سید محمد حسین(ایلیا)هاشمی |

خدایی دیگه هر چیزی رو فکر می کردیم جز اینکه حتی حتی حتی مسیب سورندی یه همچین کاری بکنه. البته اصلاً شوک زده نیستم ها چون مسیب عملاً آدمیه که باید با کاراش یه عده آدم سکته کنن. بی چاره حاج آقا و حاج خانوم( منظورم بابا و مامانشن). آخه نمی دونم چجوری بگم؟ حتی حتی حتی مسیب سروندی هم که هیچکی فکرشو نمی کرد یه کم عاقل بشه رفته زن!!!!!!!!!!!!!!!!!!! گرفته. به جان خودم دروغ نمی گم. مسیب فعل ازدوج یزدوج ازدوج ازدواج رو صرف کرد. باور کنید که مسیب سروندی ازدواج کرد.

شرمنده ام که باید بهش فحش بدم - شما تو این قسمت صدای بوق کوتاه بذارید -  هیچکی نبود بگه این گوش شیکسته دماغ گوشتیه احمق آخه ۵۰ سال دیگه هم نمی تونه شبیه آدما بشه

بی خیال

عمو مسی . اینا همش شوخی بود . من که قبل از خواستگاری می دونستم . ولی در هر صورت داداش من که خیلی خوشحال شدم. امیدوارم که خوشبخت باشی. می دونم که خانومت می تونه آدمت کنه.

 راستی خیلی خوشحال شدم که از گروهمون توی موج اومدی بیرون. اصلاً لیاقت نداشتی که من هم گروه تو باشیم. Never maried ها اصلاً یه همچین عضئ سست عنصری رو نمی خواست.

دوست دارم

+ نوشته شده در دوشنبه هفدهم دی 1386ساعت 22:41 توسط سید محمد حسین(ایلیا)هاشمی |

اگه تو اين يکي دو روزه که البته نزديک به چهار پنج روز شد چيزي ننوشتم تو رو خدا ملامتم نکنيد. اگه اين گزارش مختصر و مفيد رو از احوالات اين چند روزه من قشنگ بخونيد مي بينيد که من بد بخت سيد خدا چرا نتونستم براي عيد غدير يه چيزي بنويسم.

جاتون خالي چهارشنبه صبح راس ساعت ۴ صبح علي الطلوع به سمت فرودگاه بين المللي مهرآباد ره سپار شدم. ( توضيح اينکه: بين المللي رو براي دل خودم گفتم که يه حالي کرده باشم و گرنه حتي حتي حتي مسيب سروندي هم که توي خبرگزاري ورزشي مي نويسه و نمي دونه که الآن رييس جمهور احمدي نژاد هستش يا خاتمي هم مي دونه که مهرآباد ديگه بين المللي نيست) با کتي که عاريه بود و شالي که صاحبش هم به عاريه گرفته بودتش و من از او به عاريه و يک کيف کولي که حتي اون هم عاريه  بود به سمت اين فرودگاه رفتيم. فوکر ۱۰۰ منتظرمون بود تا يه بار ديگه يادآور دوران شيرين سي ۱۳۰ باشه. خلاصه با سلام و صلوات سوار شديم تا به اصطلاح بريم و از بازسازي در بم بازديد کنيم. بماند که چه پدري ازمون در اومد. خلاصه تا شب که نتونستيم از توهم ريگي سرمون رو ناز بالش هتل ارگ جديد بذاريم داشتيم مثل سگ ( البته نه اونايي که رضا ولي زاده بهشون گير داده بود )می لرزیدیم صبح هم که خروس خون بیدارمون کردند پفتن یه بار دیگه باید اشهدتون رو بخونید که میخوایم سوار فوکر ۱۰۰ بشیم. خلاصه دوباره با سلام و صلوات ساعت ۱۱ رسیدیم تهران و تا اومدیم به خودمون بجنبیم و بیایم خبرگزاری ساعت شد ۱۲ آقا چشتون روز بد نبینه. تا رسیدیم مژده اومد که باید پاشی با مینی بوس بری رامسر. آقا ما رو میگی انگاه برج میلاد تو سرمون فرو ریخت. انگار مثل برج پیزا قامتم خم شد. اصلاً یه دفه چشام سیاهی رفت. حتی حتی مسیب سروندی هم اگه بود با اون هیکلش می پکید. هیچی دیپه دوباره تموم او بار و بندیل عاریه رو گرفتیم و رفتیم رامسر.

خلاصه به خاطر همین بود که اینجوری شد.

همین

توضیح اینکه: من انقدر زشت نیستم. نمی دونم چرا تو این عکسه انقدر بد افتادم. این آجی خانوم می خواد ما رو بد جلوه بده. ولی خدایی خستگی از چهرم معلومه ها. این عکس ماله وقتیه که یه ساعت بود اومده بودم تهران یک ساعت بعدشم می خواستم برم رامسر

+ نوشته شده در دوشنبه دهم دی 1386ساعت 13:38 توسط سید محمد حسین(ایلیا)هاشمی |

این داداش ما اگه خدا قبول کنه ، رفته بم تا شاهد میزان بازسازی بم در سالهای اخیر باشه . به خاطر همین این یادداشتش رو که در خبرگزاری موج کار شده براتون میذارم تا خودش ایشالله صحیح و سالم برگرده ... امضا : آبجی خانوم !

صفحات تاريخ تقويمت را يك به يك ورق بزني،‌ به ناچار بايد از روزي بگذري كه ناگاه لرزه به اندامت مي اندازد. روز گردگرفته اي كه هويت تاريخ در آن لرزيد و به تله اي از خاك تبديل كرد. روزي كه ناگاه اشك و آه را با خود به همراه مي آورد و هر كار كه مي كني نمي تواني در مقابل آن سدي بزني چرا كه مي داني اگر كمي فكر مي كرديم اين فاجعه به بار نمي آمد.
چند سالي نمي گذرد. از عدد يك كه آغاز كني تنها دو و سه در ميان است تا عدد چهار را به سرزبات بياوري. تا بياد بياوري در چهار سال گذشته چه اتفاقي افتاد. از همين چهار كه بگذري آنچه مي ماند عدد پنج است. پنجي كه ديگر تاب و توان را از انسان مي ربايد.آري پنجم دي ماه چهار سال گذشته. روزي كه پنج ها همگي دست به دست هم دادند تا اينبار بر خلاف گذشته، گوشه اي از ميهن را از آباداني در آورند.
آري چهار سال از روزي مي گذرد كه در آن تمامي استاندارد هاي شهرسازي در شهرستان هاي ايران زير سوال رفت تا ايمان بياوريم كه همچنان در مقوله شهرسازي و ايمني شهرهايمان در ابتداي راه قرار داديم و تا مدينه فاضله آن، بايد عرق ها ريخته شود .
پنج صبح پنج دي ماه چهارسال گذشته به رغم سخت و سنگين بودنش به ما نشان داد كه نبايد فراموش كرد شهرستانهايي را كه ميراثي كهن در دل آنها نهفته است. ميراثي كه به هر دليل و به هر منطقي آنطور كه بايد و شايد بدان توجه نشد. از اين دست يادگارها در ايران كم نيست اما آنچه در ايران كم است مديريت بر آنها مي باشد.
ارگ بم از يادگاران ارزنده اي بود كه گذشتگان در آن تاريخ ايران را به تبلور كشيده بودند. همانهايي كه در بسياري از محافل از روي دسترنج آنها باد به گلو مي اندازيم و از تمدن چند هزار ساله ايران صحبت مي كنيم.
سالها بود كه در بسياري از مجامع بين المللي و علمي جهاني اين موضوع را كه بم از جمله نوادر دنيا به جهت بافت مخصوصش مي باشد به رخ كشيديم بي آنكه بدانيم همين شهري خشتي بايد مورد بازسازي و مرمت قرار گيرد. بي خبر از آنكه حتي به اين موضوع بيانديشيم كه بم در عين زيبايي و صلابت خانه هاي خشتي اش مي تواند حادثه اي عجيب را براي ايران رقم زند.
گويي هيچ كدام از مسئولان دست اندر كار از اين موضوع خبرنداشته اند كه ايران فستيوالي از گسل هاي فعال و نيمه فعال زلزله مي باشد و باعث تاسف است كه برخي از آنها همچنان هم به اين باور نرسيده اند.
گويي آنها فراموش كرده اند همين چهارسال پيش بود كه شهر بم به دليل فعاليت يك گسل ناشناخته لرزه بر اندام ايران نهاد و آن فاجعه عظيم را به همراه آورد. تمام اين ها از جمله مواردي است كه بايد يك به يك مورد توجه قرار گيرند. نكاتي كه هر كدام از آنها مي تواند درس عبرتي براي آيندگان باشند اما چه حيف كه در گاهي از مواقع آنهايي كه دستشان براي فعاليت باز است به راحتي از كنار آنها گذر مي كنند.
در هر حال زلزله بم گرچه عذابي درد آور براي كشور بود اما توانست از نزديك شهرسازي در ايران را به نقد گذارد اما در اين ميان اميد مي رود كه تحريكي كه اين زلزله روي بعضي از فعاليت هاي حوزه شهرسازي انجام داد باعث رشدي كيفي ساختمان ها در تمامي نقاط شهري و روستايي ايران شود.

+ نوشته شده در چهارشنبه پنجم دی 1386ساعت 14:49 توسط سید محمد حسین(ایلیا)هاشمی |

عید غدیر

نمی دونم چرا تا نزدیکای عید غدیر می شه همه یادشون می افته که منم سیدم. اصلاً انگار این بین دو عید قربان و غدیر فرصتی شده برای همه دوروبریام که به یادم بیافتن. احتمالاً قربان می خوان قربونیم کنن و غدیر هم که عیدی می خوان. اما راستش رو بخواید من هنوز فلسفه این عیدها رو نفهمیدم. راستش یادم تو وبلاگ قبلیم که توسط مادر خوب و مهربون اما آن لاینم به ملکوت اعلی پیوست یه آماری داده بودم از اینکه روزهای خوبمون چندتان و روزهای بدمون. فکر می کنم از نصف هم بیشتر بود روزهای غمناکمان. حالا در این بین پیدا کنید یک روز شاد بدون غم را حالا چه بخواد قربون باشه. چه غدیر.مهم اینه که تا فلسفه اتفاقات اون موقع را نفمیم عین بز وسط میدون برره در جهالت به سر می بریم.

اما یه موضوع بی ارتباط با بالا

خیلی خوبه که آدم یه نفر رو که دوست داره هر روز ببینه. یه نفر که انگار یه عضو خانواده اش شده شاید در خیلی از مواقع بهتر از اونها. خیلی خوبه که بدونی اون هست و می تونی بهش اتکا کنی. و خیلی بهتره که یه کاری کنی اون بهت اعتماد کنه.

اینم برای مهتاب خانوم که دیگه بد و بیراهه نگه

+ نوشته شده در سه شنبه چهارم دی 1386ساعت 14:35 توسط سید محمد حسین(ایلیا)هاشمی |