دوستان خوبم چشمتان روز بد نبيند. ديروز براي انجام يك سري از كارهاي دانشگاهي به مدت چند دقيقه به دانشگاهمون رفتم. منظورم يكي از واحدهاي دانشگاهي دانشگاه آزاد هستش. بعد از انجام كارهام يكي از دوستانم را كه بر حسب اتفاق دختر هم بود ديدم و شروع به خوش و بش كرديم. در اين ميان از آنجايي كه من بد بخت هنوز كه هنوز است موبايل ندارم مجبور شدم موبايل اين دوستم رو ازش قرض بگيرم و اون هم طبق معمول هميشه با سعه صدر و لطفي كه به من داره اون رو به من داد. به هر حال من شروع به شماره گرفتن كردم كه ناگهان ديدم يك پا روي پاهايم سبز شد. البت فكر بد نكنيد اون دوستم مي خواست با من شوخي كند و البته تلافي كاري كه من هم چند وقت پيش باهاش كرده بودم را در بياورد. به هر حال من هم كه ديدم توي دانشگاه كسي نيست شروع كردم به لگد كردن پاي اون. البته نكته مهم اينجاست كه طوري با هم شوخي مي كرديم كه كسي نفهمد. خدايي ناكرده فكر نكنيد كه در حال ضايع بازي بوديم. به هر تقدير ناگهان ديدم مردي با قد و قامت سرو البته از نوع خشكيده اش بالاي سرم ظاهر شد و يك مشت به زير چانه هايم روانه كرد و همين كه فرصت را مناسب ديد به چكي آبدار هم مهمانمان كرد تا مستفيض شويم. به قول رضا مارمولك خوار و مادرمان را با هم پيوند داد و پس از اين لطف و مرحمت هر چه كارت و وسيله شناسايي داشتم از من گرفت و رفت تا دل خدا را به دست بياورد. ولي من شك ندارم كه آن نماز به هيچ وجه من الوجوه پذيرفته نخواهد شد چرا كه من ناراضي بودم. به هر صورت از آنجايي كه من كمي از قانون و مقررات سر در مي آورم بهش گفتم كه آقاي فلاني شما در محيط مقدش دانشگاه من را مورد ضرب و شتم قرار داديد و من از شما حق شكايت دارم. در هر صورت سرتان را درد نياورم اين وسط نه من كم آوردم نه اون. ولي خلاصه توانستم با زبانم قضيه را حل و فصل كنم .
در حقيقت اين را مي خواستم بگويم كه يا علي به خدا اگر دينت را از هم لباسانت جستجو كنم. واي بر علي اگر آنطور بود كه اينها نشان دادند. اگر علي به خاطر يك اشتباه يك نفر را مي زد من از اين دين روي بر مي گردانم و عطاي اين دين را به لقايش مي بخشم.