اگر نگوييم دولت يگانه مرجعي است كه مي تواند از تهديدي به نام بافت فرسوده، فرصتي اقتصادي- اجتماعي ايجاد كند مي توان آن را به عنوان اصلي ترين سرمايه گذار دانست كه توانايي اين كار را دارد. معضل بافت فرسوده در بسياري از كشورهاي در حال توسعه دنيا كه همچنان به دليل استعمار و سلطه نابرابر كشورهاي غربي مقدمات توسعه را را هم طي نكرده اند امري طبيعي و باور پذير شده است اما بي شك اين معضل در ايران به عنوان كشوري كه خود بر اساس برنامه هاي توسعه اي درون زا، به دنبال توسعه يافتگي و قدرتمند شدن در عرصه هاي جهاني است امري غيرقابل قبول است. كشوري كه گرچه صنايع مختلفش در طول چند سال گذشته توان يافته و تاحدودي از يك قطبي بودن در راستاي صادرات مواد خام به منظور درآمدزايي خارج شده ، اما هنوز در بخش مسكن و خصوصاً برخورد با پديده بافت فرسوده نتوانسته آنطور كه بايد و شايد از تكنولوژي نوين جهاني بهره مند شود.
يكي از مظاهر توسعه نيافتگي يك كشور را مي توان بافت فرسوده آن كشور تلقي كرد چرا كه اين موضوع هم از نظر سيما كاملاً نامناسب است و هم از نظر سطح زندگي، درآمد و اشتغال فرسوده نشينان حرفي براي گفتن ندارد. در اين شرايط به نظر مي رسد كه درصد بالاي بافت فرسوده در كشور و خصوصاً تهران به عنوان شهري كه بايد در سال 1404 به عنوان ام القراي جهان اسلام در ميان كشورهاي مسلمان نشين سري در ميان سرها بلند كند امري غيرقابل پذيرش است. نهادهاي مختلفي كه در ايران مسئول حل معضل بافت فرسوده شده اند هركدام شايد قسمتي از راه را هموار كرده باشند اما عملاً تجربه نشان داده است كه اين نهادها در طول ساليان گذشته آنطور كه بايد و شايد در راستاي رسيدن به اهداف عاليه مدنظر نظام و مورد پذيرش مردم گام برنداشته و راهي را پيموده اند كه به زعم بسياري از كارشناسان به سمت تغيير در ساختار بافت فرسوده نبوده است.
در زمان شهرداري محمود احمدي نژاد، مقوله بافت فرسوده شهر تهران به عنوان يكي از پرونده هاي مفتوح در شهرداري مورد توجه قرار گرفت و فعاليت هاي موثري هم در اين راستا انجام شد. دريافت فاينانس به منظور هزينه در بافت فرسوده و ارائه برخي طرح ها در اين حوزه شايد مهمترين فعاليت هايي بود كه محمود احمدي نژاد و همراهانش در مديريت شهري به منظور حل معضل بافت فرسوده مورد توجه قرار دادند اما كارنامه شهردار رييس جمهور شده تهران نشان داد كه اين فعاليت ها آنطور كه بايد و شايد چشمگير نبوده و عملاً موفق به حل تمام يا بخشي از معضل بافت فرسوده نشده است. در عين حال با وجود اينكه يكي از مهمترين شعارهاي او در زمان انتخابات رياست جمهوري توجه به اقشار كم درآمد بود و از آنجايي كه تجربه نشان داده بخش اعظم افرادي كه تصور مي شد كه احمدي نژاد فعاليت هاي خود در راستاي حل معضل بافت فرسوده را در دولت نيز ادامه دهد. اما با وجود برخي حرف و حديث هايي كه در اين راستا بيان شد اما به نظر مي رسد كه مشغله بيش از حد رييس جمهوري باعث شد تا جديتي كه او در خصوص بافت فرسوده خرج مي كرد در دوره رياست جمهوري به كار نگيرد و با كمي كم توجهي به اين موضوع بنگرد.
ازسوي ديگر سفرهاي استاني دولت كه از ابتداي فعاليتش به برنامه اي هميشگي تبديل شد توانست تا مدير ارشد كشور را با مشكلات اقصي نقاط ايران آشنا سازد و در اين ميان حضور سرزده او در محلات فقير نشين كشور هم اين اميد را كه احمدي نژاد با بافت فرسوده و افرادي كه در آن زندگي مي كنند،بيشتر آشنا شود اما تا كنون دولت يا نتوانسته برنامه هاي خود در اين حوزه را آنطور كه بايد و شايد اجرايي كند و يا اينكه اصولاً برنامه مشخصي در راستاي حل معضل بافت فرسوده نداشته است كه البته با وجود توجهي كه وي در طول دوران مديريت خود چه در سطح تهران و چه كشور به اقشار كم درآمد داشت مي توان تصور كرد كه گزينه اول از صحت بيشتري برخوردار باشد.
به هر حال موضوع بافت فرسوده در ايراني كه هر روزه خطرات مختلفي مثل زلزله آن را تهديد مي كند، موضوعي است كه در صورت عدم توجه مي تواند در آينده هاي دور و نزديك بحران انساني شديدي بر ايران تحميل كند و بي شك در اين ميان توجه به بافت فرسوده و سعي در تغيير و نوسازي آن نه تنها مي تواند به عنوان يك فرصت اقتصادي مطرح شود بلكه مي تواند از چهره ناموزون بسياري از شهرهاي كشور، سيمايي زيبا و دلنشين بسازد.
در هر صورت اين دولت است كه هر ساله با ارائه بودجه پيشنهادي به مجلس شوراي اسلامي خوني تازه در رگ بخش هاي مختلف عمراني و اجرايي كشور تزريق مي كند و در اين ميان توجه ويژه به بافت فرسوده مي تواند سرعت حركت اين خون را دوچندان كند اما با وجود تاييد فعاليت هاي دولت در اين حوزه بسياري از كارشناسان اعتقاد داشتند كه دولت نهم و به صورت عام دولت هاي گذشته، هيچ كدام آنطور كه بايد و شايد در راستاي حل معضل بافت فرسوده قدم بر نداشتند و نتواسنتند آنرا سروسامان دهند. به هر حال اميد مي رود كه دولت نهم در يك سال باقي مانده از دوره فعاليت خود بر سرعت فعاليت هاي خود در حوزه بافت فرسوده بيافزايد و آن را به عنوان يكي از دستاوردهاي مهم خود در تاريخ ايران ثبت كند.
از همین چند دقیقه درس خوندنه توی شش هفت ترمی که از دانشگاه می گذره ، حداقل این رو فهمیدم که گفت و گو یک موجود دو طرفه است ! فارغ از هرگونه نگاه سیاسی اینکه جرج بوش هر از گاهی میاد تو تلویزیون ، پاش رو روی پاش میندازه و شروع می کنه به بافتن یک سری اراجیف ، باید قبول کنیم که حرکت دکتر محمود احمدی نژاد در خصوص صحبت در صدا و سیما هم در نوع خودش دولت نهمی است ! سه ، چهار روزی است که زیر نویس صدا و سیما بی خیال تبلیغ اشی مشی و پودر ظرف شویی و لباسشویی شده و مدام از گفت و گوی رییس جمهور با مردم میگه . اما چند تا نکته این وسط سر بسته باقی مونده :
اول اینکه این گفت و گو نیست ، سخنرانی است ، دوم اینکه اصولا این قبیل سخنرانیها کاری برای حل مشکلات مردم نکرده و سوم اینکه جز اینکه آقای رییس جمهور از مافیا و باقی معضلات گله کنه و مردم هم با چشمهای پر از اشک به حال رییس جمهورشان غصه بخورند ، چیزی نداره !
دیدم که ثمانه اکوان به عنوان سیزدهمین کارشناس مسائل سیاسی و یکی دیگر از سلحشوران این مرز و بوم به سید محمد خاتمی نامه داده گفتم که به خاطر خالی نبودن عریضه و جبران یک سری حماقت هایی که در دوره ای صورت گرفت من هم به فردی که زمانی قبل از نامش می گفتم " آقامان، والامان و سرورمان" نامه ای بی پیرایه بنویسم. تا شاید مقبول افتد و کارساز.
پرچم دار اصلاحات
هنوز زمانی که در تصاویر انتخاباتی مدام مجبور می شدی تا عینکت را از روی بینی بالا ببری فراموش نشده است. شخصیت کاریزماتیکی که از تو به سبب حرف های بعضاً همه فن حریفت در دوران انتخابات ریاست جمهوری بوجود آمد شاید پس از امام، رتبه دوم مقبولیت عمومی را برای تو بوجود آورده باشد اما جناب آقای خاتمی . برادر عزیز و گرامی. در آن دوران جمع کثیری از جوانان ایرای با تو بیعت کردند تا شاید تغییری در روند زندگی خود را شاهد باشند. در ان دوران جوانان به تو رای دادند تا روزنامه های کشور نه تنها تنزل نکند بلکه ارتقای کمی و کیفی هم داشته باشد. جوانان به تو رای دادند تا خواسته هایشان را آنطور که می خواهند پیگیری کنی. آنها به تو رای دادند که مردم سالاری ات را ببینند. جوانان به تو رای دادند تا از افرادی استفاده کنی که نخبه اند و نخبه پروری را در کشور رواج دهی. آنها به تو رای دادند تا در دانشگاه ها درس تعلیم داده شود نه کتک. آنها به تو رای دادند تا آینده اقتصادی کشور روشن شود. آنها به تو به خاطر این موارد و هزاران موارد دیگر رای دادند اما تو...
تو از چه کسانی استفاده کردی و به چه کسانی اطمینان کردی و چه کسانی را در کنار خود قرار دادی تا تو را به عنوان یک نیروی فرهنگی که کنج نشین کتابخانه بوده است کمک کنی. آقای خاتمی تو در مدت هشت سالی که رییس جمهور بودی چه کار کردی که حال می خوهی آن ها را تکرار کنی. بگذریم از بهانه های بی دلیلی که خودم و تمامی دوستانم در دورانی که تو می خواستی برای دومین بار رییس جمهور شوی و زمانی که آن وزیر مستعفی ات را حمایت کردی برای رییس شدن جمهور برای مردمی می آوردیم که می گفت خاتمی چه گلی به سر ما زد که آن یکی بزند. آقای خاتمی می گویید سعید حجاریان تاوان اصلاحات را پرداخت. بگذریم از اینکه گذشته اش چه بود و می گویید اکبر گنجی تاوان اصلاح طلب شدنش را پرداخت . بگذریم از اینکه افعی در هر شرایطی افعی است . می گویید معین را در انتخابات شکست دادند . بگذریم از اینکه کفش انتخابات تا کمر معین می آمد. می گویید محسن آرمین و این قبیل آدم ها تاوان اصلاحات را دادند . اما بدان و آگاه باش که صدها بلکه هزاران جوان این مرز و بوم تاوان اصلاحات را دادند نه آنهایی که بر سر قدرت خود یکدیگر را می مکند. جوانانی که به بهانه حرف های تو به خیابان ریختند و اعتراض کردند . جوانانی که به خاطر تو تعلیق از تحصیل خوردند . جوانانی که به خاطر تو زندانی شدند. جوانانی که به خاطر تو در به در شدند. آقای خاتمی رک بگویم می خواهی بیایی که چه کنی . مردم مگر چند بار می توانند به بساط اصلاحاتی رای دهند که هیچ چیز جز بدبختی در باطن و خوشبختی در ظاهر را نداشت. برادر گرامی همین من بودم که می گفتم خاتمی چهره ایران را در جهان روشن کرد. اما دیدی چطور یک نفر مخالف می تواند کاری کند که جهان تف دهانش را روی گربه ایران بیاندازند. آقای خاتمی شما را به خدا یک بار برای همیشه رک بگو . نمی خواهم دوباره این شعر را بخوانی که گفتم چو بیایی غم دل با تو بگویم . چه بگویم که غم از دل برود چون تو بیایی. آقای خاتمی تو بگو و راست هم بگو . در دوران هشت ساله ات چه کار کردی. آخر برادر من مردم امروز ایران دیگر به گشت ارشاد عادت کرده اند. مردم امروز ایران دیگر به کشورهای زامبیا و کومور و بورکینافاسو عادت کرده اند. مردم ایران دیگر به دست انداخته شدن در جهان عادت کرده اند. مردم ایران به نداشتن خانه عادت کرده اند. مردم ایران به نخوردن میوه و برنج عادت کرده اند. رک بگویم مردم ایران به تو سری خوردن عادت کرده اند. برادر مردم ایران به اینکه در زمسنتان گاز نداشته باشند و در تابستان برق عادت کرده اند. آنها احساس می کنند این نوستالژی بهترین دستاورد دولت عدالت است. آنها عادت کرده اند که سر سفره نفت بخورند. آنها عادت کرده اند و خود را آماده می کنند تا نارمک را منطقه الهی و خانه رییس جمهورشان را ضریح کنند. آنها به هاله نور عادت کرده اند. آنها به توجهات امام زمان ایمان آورده اند. آنها دیگر باور کرده اند که این مافیاست که پدر اقتصاد کشور را در آورده است. آنها عادت کرده اند دخترانی را ببینند که مجوز صدورشان به دبی در دوران تو سند خورد. آنها آماده اند ببینند فرهنگیانی که مثل آب خوردن به دختران این مرز و بوم تعرض می کنند. آنها آماده بفهمند که سردار مملکت به جهت مشکلات اخلاقی زندانی شود. آنها عادت کرده اند که حراست دانشگاه بگوید یا تن یا اخراج. آنها عادت کرده اند که در موبایل بچه های هفت هشت ساله هم فیلم تعرض افغان ها به دختر ایرانی را ببینند. بابا آنها عادت کرده اند که برادرشان لبنان است و افغانستان و عراق . برادر من دیگر گذشت آن دوره ای که خاک روی ... ریختن پاسخگو بود. می خواهی بیایی چه کار کنی. همان بنیاد باران خوب است. تازگی ها هم که خانواده امام(ره) به گرده تو پیوسته اند. بی خیال . دیگر زمان عبای شکلاتی گذشت. دیگر گذشت زمانی که همه ما در سلام خاتمی اشک ریختیم. دیگر گذشت زمانی که مردی با عبای شکلاتی را سر دادیم. دیگر گذشت زمانی که چون گنجی با سابقه سیاه از تو حمایت کرد از او حمایت کردیم. دیگر گذشت زمانی که اصلاحات را بهترین راه برای زندگی در ایران می دانستیم. دیگر گذشت زمانی که حرفهایت گوش شنوا داشت.
از طرف چهاردهمین سلحشور ، سید محمد حسین هاشمی !
بسمه تعالی
نظر به نظرات متعددی که برای پست قبلی به وبلاگ اینجانب ارسال شد ضمن تشکر از دوستان بزرگوار باید چند توضیح ضروری را ارائه کرد.
1) وبلاگ یک صفحه شخصی است و هیچ کس حق دخالت در آن ندارد. اینجانب در صورتی که صلاح بدانم مطلب را در وبلاگ می نویسم و اگر ندانم نمی نویسم.
2) توهین به مطالبی که در وبلاگ نوشته می شود هر چند مزخرف،هیچ توفیری در طرز فکر نگارنده ندارد.
3) حذف و اضافه کردن مطلب در وبلاک تنها در صورتی امکان پذیر است که شخث نگارنده صلاح بداند.
4) برای مهتاب خانوم. دیگر تعلق خاطر از بین رفته است. گذشت آن زمان هایی که دل به دل راه داشت. من هیچ فکری به گذشته ندارم روانشناس محترم که به آینده می اندیشم . در گذشته هم مانند در رفاقت گل گرفته شد.
5) من دور این دوست نا مرد را خط کشیدم . حتی اگر خدا هم بگوید نه من می گویم آری و اگر دوستانی همچنان تمایل دارند که با دوستی ارتباط داشته باشند خودشان می دانند
و من الله توفیق
دارم فکر می کنم یه آدم چقدر می تونه پست و بی معرفت باشه. اونم کسی که ادعای رفاقت چند سالش میشه . به خدا دیگه تو این دور و زمونه باید در رفاقت رو گل گرفت و رفت با هر چی اجنبی نفهمه رفاقت کرد. به خدا سگشون می ارزه به هزار و یه دوستی که فقط ادعا دارن. من واقعاً نمی دونم باید چیکار کنم؟ من چه بدی بهش کرده بودم. چرا الکی زیرآب می زنه. واقعاً دیگه نمی خوام روی نحسش رو ببینم.
امروز تولدمه. با خودم قرار گذاشتم که بعد از مدت ها دیر اومدن یه امروز رو زود بیام خونه و یه خورده به سالی که گذروندم فکر کنم. داستان از قراره.
سکانس یک . روز . خارجی . تبریز
من بودم و سجاد. برنامه ریزی می کردیم که روز تولدم رو چجوری بگذرونم. رفتم هفته نامه . ایسنا . دفتر و مغازه. همه کارامو کردم. چند تا قرار داشتم که اونا رو هم انجام دادم. اما یادمه که شبش اونقدر ناراحت بودم که چهار صفحه نوشتم . از بی معرفی های روزگار. از بعضی آدم هایی که هستن ولی نبودنشون خیلی بیشتر و بهتر به درد می خوره.
سکانس دو. شب. داخلی . تبریز
آخر تابستان . بارو بندیلم رو دو شبه جمع کردم . کلی کارتن شد. سعی کردم با هیچکی خداحافظی نکنم تا تو یادشون بمونم. اما سر کار رو مجبور بودم. یه نامه نوشتم تا یه نفر توی دانشگاه اون رو برای بچه ها بخونه. با یکی دو تا از بچه ها که یه جورایی سرم منت داشتن خداحافظی کردم. بلیط گیرم نیومد. با اون همه بار و بندیل، صمد که خیلی لطف کرد بهم و چند روز آخر و حتی بعد از برگشتنم به تهران هم زحمات زیادی برام کشید خصوصاً در مورد پرداخت قبض تلفنی که بخشیش هم مال آقا رضایی بود که نامردتر از اون تو زندگیم ندیدم من رو رسوند میدون راه آهن از اونجا سوار اتوبوس های دربست شدم. علت نبودن اتوبوس هم اعتصاب اتوبوس رانی اعلام شده بود. تو راه به چند تا از بچه ها SMS دادم و خداحافظی کردم. بچه هایی که هیچ وقت دیگه ندیدمشون.
سکانس سه. روز. خارجی . تهران
بابام اومد دنبالم. با اون همه اثاث. رفتیم خونه. شاید شادترین آدم مامانم بود. زیاد خوشحال نبودم . چون فکر می کردم یه چیزی رو تو تبریز جا گذاشتیم. نه چیز مادی. یه چیز معنوی.
سکانس چهار. روز. داخلی . تهران
اعصاب نداشتم. کار پیدا نکرده بودم . مسیب هم دنبال کارم افتاده بود.
سکانس 5 . روز . داخلی . موج
به هر ترتیب اومدم موج. کارم رو شروع کردم. این سه نقطه به ازای تمام خوب و بدی های موج ...
سکانس 6 . از آنروز تا امروز
بعضی کارها رو انجام دادم که اگه همونطوری تو پرده بمونه بهتره.
اما در کل فکر می کنم هیچ کاری نکردم.
شادماني بنزين در جشن سالگرد سهميه بندي بنزين مضاعف شد. جشن يك ساله سهميه بندي بنزين در حالي برگزار خواهد شد كه اين بار تمام مهمانان اعم از غني و فقير از آن به صورت مساوي سهم مي برند. چهارم تير ماه سال گذشته زماني كه سهميه بندي بنزين آغاز شد، شايد بيشترين شوك اقتصادي را بر دهك هاي پايين جامعه و تبعات نه چندان تاثير گذاري را بر دهك هاي بالايي جامعه كه سهم 20 درصدي از كل كشور را دارند گذاشت. اما امسال، در مراسم سالگرد، ديگر غني و فقير مفهومي ندارد زيرا اين بار شوك بنزين هر دو قشر را بهت زده كرده است.اين در حالي است كه شادماني قيمتي بنزيني بر طبقه غني غالب تر مي باشد.
صحبت هاي اخير سيد مهدي هاشمي، رييس ستاد ساماندهي حمل و نقل عمومي و مديريت مصرف سوخت در خصوص نحوه عرضه بنزين از سه ماهه دوم سال جاري را شايد بتوان چهارم تيرماه ديگري دانست كه شوكي جديد را به كشور وارد آورد.
تصميماتي كه اين ستاد در خصوص بنزين خودروهاي مختلف گرفته است بدون ترديد امروز به سوژه اصلي صحبت هاي مردم و مسئولان تبديل شد و از همين ابتداي امر بيم و اميدهايي را در حوزه حمل و نقل و ترافيك به وجود آورد. نگاهي اجمالي به خودروهايي كه در كشور و خصوصاً پايتخت تردد مي كنند نشان مي دهد كه بخش عمده اي از خودروهايي كه هم اكنون مشغول رفت و آمد در شهر هستند را خودروهاي وارداتي تشكيل مي دهند كه اكثر قريب به اتفاق آنها قدرت موتور بيش از cc 1300 دارند و عملاً از تيرماه دولت هيچ سهميه اي به آنها ارائه نخواهد كرد و عملاً بايد از ارائه يارانه توسط دولت خداحافظي كنند. اين در حالي است كه از ابتداي تيرماه عملاً خودروهايي كه به بلعيدن سوخت سوپر عادت كرده بودند يا بايد براي هر ده ليتر 5 هزار و 400 تومان هزينه كنند يا با تغيير رويه، به استفاده از بنزين معمولي، روي آورند و بنزين تركيب شده با هوا و گاهي از مواقع آب! را دريافت كنند. در اين شرايط هنوز هيچ تصميمي براي جلوگيري از سوء استفاده رانندگان اين خودروها در خصوص استفاده از كارت سوخت خودروهاي ديگر در نظر گرفته نشده است.
روندي كه ديروز توسط سرپرست وزارت كشور در خصوص عرضه بنزين از ابتداي تيرماه سال جاري بيان شد در اولين نگاه شايد بتواند همانند روزهاي آغازين عرضه بنزين بصورت سهميه بندي شده در روند استفاده از خودروهاي شخصي تغييري ايجاد كند اما شكي نيست كه صاحبان ماشين هاي چند ده ميليوني كه خودروي آنها به تنهايي مي تواند قيمتي بيشتر از قيمت مسكن اقشار كم درآمد جامعه باشد به راحتي با مصرف بنزين به صورت آزاد و با ليتري 540 تومان كنار مي آيند. كما اينكه افزايش مبلغ جريمه هاي راهنمايي و رانندگي هم نتوانست در راستاي كاهش ميزان تخلفات رانندگي براي اين قشر موثر واقع شود. با اين تفاسير مي توان اينطور برداشت كرد كه حركت دولت در راستاي آزاد سازي عرضه بنزين در طول يك ساله گذشته كه به افزايش 440 توماني بنزين در هر ليتر انجاميد نقطه شروعي بود تا بنزين، بسيار زودتر از زمان مورد تصور از سبد كالاهاي حمايتي دولت خارج شود و در حقيقت دست كشور از بوي بنزين مبري گردد اما آيا كشور در طول اين يك سال توانسته است مقدمات آزاد شدن عرضه بنزين را فراهم آورد؟
بي شك، پس از ساليان سال استفاده ايران از نفت و عرضه بنزين به صورت يارانه اي شايد تصميم محمود احمدي نژاد و كابينه اش براي آزاد شدن نرخ بنزين موضوعي است كه بايد بيشتر از اينها مورد واكاوي قرار گيرد. چرا كه آزاد شدن قيمت بنزين به همان ميزان كه آزاد نشدنش تبعات دارد مي تواند در شرايط اقتصادي كشور تحول زا باشد. كما اينكه در طول ساليان گذشته عملاً با افزايش بنزين در هر مرتبه، كالاهاي اقتصادي مختلفي مورد افزايش قيمت قرار گرفتند و همين امر سبب به وجود آمدن بلبشويي در اقتصاد كشور شد. حال به نظر مي رسد كه اين تصميم دولت در آينده اي نه چندان دور نه تنها نمي تواند مرهمي بر زخم گراني هاي اخير كشور باشد بلكه مي تواند نمكي به حساب آيد كه ذره ذره روي اين زخم ريخته مي شود و حكم طناب داري را پيدا كند كه عملاً مردم و خصوصاً دهك هاي پايين جامعه را در بخش اقتصادي گرفتار مي آورد.
فتح سنگر به سنگري كه دولت نهم، با شعار آوردن بنزين سر سفره هاي مردم انجام داد طولي نكشيد كه باعث به وجود آمدن موجي از بيم گراني در كشور خواهد شد اما در اين بين دولت با اتكاء بر بهانه مديريت در مصرف سوخت و كاهش ترافيك و آلودگي همچنان بر تصميم خود استوار است كه بنزين را آزاد به دست مصرفه كننده بپردازد. هر چند كه هنوز برخي از كارشناسان اقتصادي بر اين باور بوده و هستند كه دولت تا كنون هم هيچ يارانه اي براي مصرف بنزين ارائه نكرده و كماكان هم نمي كند اما به هر تقدير به نظر مي رسد كه دولت عدالت با اين روند به دنبال آزاد سازي عرضه بنزين چه سوپر، چه معمولي است و بي شك تا چندي ديگر ساير محصولات سوختي هم به جمع آزادگان بنزيني اضافه مي شوند.
روز گذشته در حاشيه مراسم بهره برداري از ناوگان جديد خدمات شهري مسعود كرباسيان در پاسخ به خبرنگار موج كه در خصوص احداث باغ پرندگان در محدوده حكيميه سوال كرده بود ،گفت:اين پارك نه تنها مشكلي براي منطقه ندارد، بلكه مي تواند به عنوان يك فرصت اقتصادي براي منطقه 8 به حساب آيد و تاكيد كرد كه شهرداري به هيچ عنوان بنا ندارد تا بازار مولوي را به حكيميه انتقال دهد بلكه به دنبال ايجاد باغي است كه در آن پرندگان بتوانند طراوتي را براي اوقات فراغت شهروندان به وجود آورد.
وي در همين مصاحبه موكداً اعلام كرد كه شهرداري كاري انجام نمي دهد كه شهروندان را دچار درد سر كند و بي شك اگر شهروندان در مقابل توضيحات مشاور اين طرح قانع نشوند احداث آن متوقف خواهد شد.
در همين زمان محمد باقر قاليباف در سويي ديگر گفت كه باغ پرندگان فرصتي براي منطقه هشت از جنبه هاي گوناگون است و مي تواند به عنوان موقعيتي براي اين منطقه به حساب آيد. اما با اين وجود نويد داد كه پس از مراسم به مكان احداث اين باغ برود و از نزديك روند اجرايي آن را دنبال كند. او در پاسخ به سوال خبرنگار موج بار ديگر تاكيد كرد كه تفكر انتقال بازار مولوي به اين منطقه كاملاً اشتباه است چرا كه فروش پرندگان به صورت غير استاندارد و غير بهداشتي به هيچ عنوان مورد تاييد شهرداري نيست و برخورد با مولوي از دغدغه هاي شهرداري است . در اين شرايط بود كه قاليباف به خبرنگاران رو كرد و گفت كه باغ پرندگان به هيچ عنوان نمي تواند براي منطقه هشت و محدوده حكيميه و شهرك والفجر نگران كننده باشد و مي تواند فرصتي مفيد براي اين شهرك به حساب آيد.
اين در حالي بود كه در اين مراسم بسياري از شهروندان منطقه حكيميه تهران به هر نحو ممكن خود را به عالي ترين مدير شهري پايتخت رسانده بودند تا از مشكلات منطقه زندگي خود او را كه به گفته خود از نزديك با دغدغه هاي مردم رو به روست آشنا سازند .در اين ميان آب گرفتگي، آسفالت ريزي نا مناسب و عدم رسيدگي شهرداري به بعضي نقاط منطقه بيشترين حجم نارضايتي شهروندان را تشكيل مي داد. اما در اين حين پس از سوال خبرنگار موج از كرباسيان در خصوص احداث باغ پرندگان ناگهان سيل جمعيت به سمت وي روانه شد و تك تكشان شهرداري و معاونت خدمات شهريش را به دليل انجام اين اقدام ندامت كردند. آنها كه از تبديل شدن شهرك والفجر به بازار پرنده فروشان مولوي اظهار نگراني مي كردند از معاونت خدمات شهري خواستند تا از احداث باغ پرندگان در منطقه والفجر خودداري كند و زمين اين باغ را به استفاده هاي ديگري اختصاص دهد. در اين ميان معاون خدمات شهري شهرداري تهران در مقابل اين حجم از درخواست ها فقط مي گفت:برادر يا خواهر گرامي احداث اين پارك خوب است . كمك مي كند . سرمايه مي آورد. اين شرايط تا جايي پيش رفت كه كرباسيان ديگر نتوانست در مقابل انتقادات شهروندان دوام بياورد و ناگهان به يكي از اطرافيانش گفت كه " هر چه زودتر ابلاغ كنيد، باغ پرندگان در منطقه هشت احداث نشود" و با طعنه اعلام كرد " حالا كه مردم نمي خواهند اين موقعيت را به منطقه اي ديگر مي دهيم"
حال بايد به انتظار نشست و نتيجه تقابل بين شهرداري و شهروندان منطقه هشت را ديد كه آيا در اين تقابل شهرداري موفق بع قانع كردن شهروندان مي شود تا اين باغ را با نظرات خود در شهرك والفجر احداث كند يا اينكه شهروندان موفق مي شوند شعار قاليباف كه هميشه حق با شهروندان است را به كرسي بنشانند.در اين بين جاي تعجب دارد كه چگونه كرباسيان بدون رخصت گرفتن از شهردار تهران دستور توقف احداث باغ پرندگان را در شرايطي كه قاليباف خود را براي بازديد از آنجا آماده مي كرد داد و از طرف ديگر اين سوال پيش مي آيد كه اگر قاليباف دستور ادامه احداث باغ پرندگان را دهد آنموقع خلف وعده كرباسيان چگونه جبران مي شود.
حدود شش سالي است كه تدوين طرح جامع تهران در صدر فعاليتهاي مديران شهري قرار گرفته است. طرح جامعي كه حداقل سه شهردار با نظرات متفاوت را به خود ديده است. تدوين طرح جامع تهران در شرايطي توسط شوراي شهر ابلاغ شد كه بسياري از كارشناسان معتقدند حال كه شهرهاي بزرگ دنيا با گذار از مرحله اجراي طرح جامع و راهبري به اجراي طرح CBS پرداخته اند، ابلاغ و اجراي طرح جامع براي تهران نمي تواند آنطور كه بايد و شايد موفق جلوه كند. در جريان تدوين طرح جامع تهران بسياري از كارشناسان شهرسازي از اين موضوع ابراز نگراني كرده بودند كه يك جانبه نگري مسئولان تدوين طرح جامعه در آيندهاي نه چندان دور مشكلات ناخوشايندي را براي تهران و برنامههايش به وجود آورد.
در اين راستا معاون نهاد مديريت و برنامهريزي طرحهاي توسعه شهري تهران كه چندي پيش با تعامل وزير مسكن، شهردار و رييس شوراي شوراي شهر تهران ايجاد شد در گفت و گو با خبرنگار موج با اشاره به آرماني بودن حل تمام مشكلات شهر از طريق طرح جامع تهران اظهار اميدواري كرد كه طرح جامع تهران بتواند نگاه و جهتگيري مسئولان مسئولان مرتبط با مسائل شهري را به سمت تحقق مديريت واحد شهري روانه كند.
به نظر سيد عبدالحميد دانشپور بر خلاف نظر كارشناسان كه طرح را جامع ناميده اند، نگاه غالب اين طرح نگاهي ساختاري – راهبردي است و بر خلاف طرحهاي سرب مانند گذشته كاملاً انعطافپذير و متوجه به زمانه است.
به رغم اينكه دانش پور معتقد است كه بازبيني طرح در فواصل زماني 5 ساله مي تواند با مشخص شدن ميزان رضايتمندي شهروندان از آن، راهكارهاي جديدي را براي اجرايي شدن طرح هموار سازد اما بايد پذيرفت كه طرح جامع تهران با وجود تمام اين پشتيبانيها همچنان به تجديدنظر در بعضي از حوزهها نياز دارد چرا كه به زعم بسياري از كارشناسان، اين طرح از نمونههاي قديمي گرفته شده است. با اين وجود دانش پور طرح جامع تهران را طرحي فرآيند محور دانست و اظهار اميدواري كرد كه اين طرح متناسب با شرايط زماني مختلف به روز شود و مطابق نيازهاي روز كلانشهر تهران برنامه ريزي كند.
اما ايجاد نهاد مديريت و برنامهريزي طرحهاي توسعه شهري از مهمترين اتفاقاتي بود كه همزمان با ابلاغ طرح جامع تهران توانست اميدواري بيش از پيشي در راستاي رسيدگي به مشكلات طرح جامع را ارائه كند. معاون اين نهاد با اشاره به اينكه نهاد مديريت و برنامهريزي طرحهاي توسعه شهري مي تواند به تعامل بين دستگاههاي مرتبط با مديريت شهري كمك كند آنرا راهي براي رسيدن به هدف اصلي شهر كه مديريت واحد شهري است خواند و اظهار اميدواري كرد كه سياستهاي اين نهاد بتواند در راستاي تحقق مديريت يكپارچه شهري فعاليت كند.
از طرف ديگر تدوين طرح جامع اميد رهايي تهران از مشكلات ناشي از تراكم و بافت فرسوده را دوچندان كرد. در اين راستا دانش پور معتقد است كه اساس طرح جامع، پهنهبندي تهران است و خوشبختانه موضوع تراكم در تمام اين پهنه ها مشخص شده و ديگر هيچ مسئولي نميتواند با نظر و سليقه شخصي خود تراكم را براي يك ساختمان تعيين كند.
در هر صورت به نظر ميرسد طرح جامع با وجود تمام نقدهايي كه به خود ديد اما به عنوان راهي براي برنامه دار شدن تهران پذيرفتني است . برنامه اي كه عدم وجودش در 40 سال گذشته پايتخت را آزار مي داد و مشكلات بسياري را هم براي ام القراي جهان اسلام به وجود آورده بود.
صرف نظر از اينكه عده اي از كارشناسان سياسي و اقتصادي معتقدند كه مجلس هفتم ضعيف ترين مجلس در طول تاريخ مجالس ايران بوده است بايد پذيرفت كه مجلس گذشته توانست پاره اي از نيازهاي بهداشتي كشور را تامين و در راستاي اهدافي كه وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشكي و همچنين كارشناسان نظام سلامت دنبال مي كردند حركت كند.
مجلس هفتم شوراي اسلامي در مقوله هاي مرتبط با نظام سلامت قوانين مناسبي را وضع كرد كه توانست تحولات عميقي را در اين حوزه به وجود آورد.تصويب طرح پزشك خانواده، يكي از مهمترين طرح هايي بود كه در طول عمر چهارساله مجلس هفتم، به تصويب رسيد و از همان آغازين روزها توانست تحولي نوين در عرصه سلامت به وجود آورد. تحولي كه توانست نيروهاي متخصص را تا روستاها نيز تعميم دهد و از امكانات و دانايي آنها به نحو احسن استفاده كند. هر چند در اين بين نرخ تعرفه پزشكان هاله اي بر برنامه هاي مجلس در حوزه بهداشت و سلامت كشيد اما به جرات مي توان گفت كه نمايندگان كميسيون بهداشت و درمان مجلس شوراي اسلامي توانستند راهي مناسب در راستاي بهبود وضعيت سلامت كشور ايجاد كنند. البته در اين بين بايد پذيرفت كه همسويي ديگر نمايندگاني كه در خانه ملت مشغول به قانون گذاري بودند هم در اين راه بي تاثير نبود و توانست به كمكي براي پيشرفت فعاليت هاي كميسيون بهداشت و درمان تبديل شود.
با وجود اينكه در اواخر عمر كميسيون بهداشت و درمان مجلس هفتم شوراي اسلامي، حواشي هاي خاصي دامان اين كميسيون را گرفت، اما به هر تقدير نمايندگان توانستند تا اين حواشي را به هر ترتيب ممكن رفع كنند. خروج نورالدين پيرموذن مخبر كميسيون بهداشت و درمان مجلس هفتم از كشور و برخي حواشي سازي هاي او هر چند نشان داد كه مجلس و اصلاح طلبان حاضر در آن همچنان نتوانسته اند آنطور كه بايد و شايد به وحدت كلمه و رويه دست پيدا كنند. گرچه در همان زمان اميدوار رضايي ميرقائد رييس كميسيون بهداشت و درمان مجلس آن دوره به دليل تعطيلات نوروزي از وضعيت پيرموذن اظهار ناآگاهي كرد اما سرانجام چند روز پيش مشخص شد كه پيرموذن نه اخراج بلكه تنها از مجلس هفتم مستعفي شناخته شد تا كميسيون بهداشت و درمان با كمترين حاشيه از قوه قانون گذار هفتم خداحافظي كند.
اما نتايج انتخابات مجلس هشتم خبرهاي خوشايندي را در حوزه بهداشت و درمان به جريان انداخت. ورود متخصصان متعددي كه هر كدام در امر بهداشت صاحب سبك و نظر هستند اين اميد كه مجلس هشتم مي تواند شاخص هاي بهداشتي كشور را بيش از پيش افزايش دهد، دوچندان كرد. ورود مسعود پزشكيان وزير اسبق بهداشت، درمان و آموزش پزشكي در دوره سيد محمد خاتمي، سيد شهاب الدين صدر، اميدوار رضايي رييس كميسيون بهداشت و درمان مجلس هفتم شوراي اسلامي و دكتر عليرضا مرندي ديگر وزير دوره اصلاحات نا خودآگاه اين توقع را كه در هر صورت و حتي در شرايطي كه اين افراد در كميسيون بهداشت و درمان مجلس شوراي اسلامي مشغول به كار نشوند هم بايد وضعيت بهداشت و درمان كشور رشد قابل توجهي را داشته باشد به شدت افزايش مي دهد.
به نظر مي رسد حال كه نمايندگان مجلس هشتم مي توانند نگاهي تخصصي تر به موضوع بهداشت و سلامت جامعه داشته باشند بايد سطح سلامت مردم به عنوان يكي از شاخصه هاي مهم عدالت در كشور كه در قانون اساسي هم بارها از آن يادشده، در حد چشمگيري افزايش پيدا كند. سلامتي كه خود مي تواند به عنوان يكي از مظاهر رشد اقتصادي كشور به حساب آيد و بي شك توجه به آن مي تواند آينده اي روشن در راستاي حفط عدالت اجتماعي را به همراه داشته باشد.
البته در اين بين اختلاف نظر و عقيده اي كه بين نمايندگان منتخب مردم تهران، تبريز و مسجد سليمان وجود دارد شايد مشكلاتي را در راستاي تصميم گيري هاي حوزه سلامت بوجود آورد اما به نظر مي رسد كه موضوع سلامت آنچنان با اهميت است كه بتواند تمام اين اختلاف سليقه ها را ناديده بگيرد. سلامت به عنوان يكي از اساسي ترين نيازهاي هر جامعه قاعدتاً نبايد از جناح بندي هاي سياسي رنج ببرد. حال چه 80 درصد مجلس را اصولگرايان تشكيل دهند يا جناح هاي ديگر. به هر ترتيب به نظر مي رسد كه اگر نمايندگاني كه از ديروز كار خود را رسماً در مجلس آغاز كردند بايد با پاي بند بودن به قسمي كه در مقابل قرآن ياد كردند هر آنچه كه به صلاح مملكت و مردم است را انجام دهند و در راستاي اعتلاي سطح كشور از هر نظر تلاش كنند و قطعاً در اين بين موضوع سلامت مي تواند اهميت بالايي را داشته باشد.
البته نبايد فراموش كرد كه همكاري دولت با مجلس شوراي اسلامي و خصوصاً وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشكي با كميسيون بهداشت و درمان مجلس هشتم از مهمترين موضوعاتي است كه بايد در صدر فعاليت هاي مسئولان نظام سلامت قرار گيرد. موضوعي كه بسياري از نمايندگان دوره هفتم مجلس شوراي اسلامي آنرا ضعيف پنداشتند و معتقد بودند كه وزير بهداشت و درمان آنطور كه بايد و شايد همكاري لازم با مجلس را نداشته است.
حال بايد به انتظار نشست و عملكرد كميسيون بهداشت و درمان مجلس هشتم را در همكاري با دولت نهم و دهم بررسي كرد.